خانه » اس ام اس شعر » گلچین زیباترین اشعار حمید مصدق
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2017 - 1:35

گلچین زیباترین اشعار حمید مصدق

اشعار حمید مصدق

شعر حمید مصدق در مورد مادر,شعر حمید مصدق در مورد مرگ,شعر حمید مصدق در مورد تولد,شعر حمید مصدق در مورد دوست,شعر حمید مصدق درباره دوست,شعر حمید مصدق در مورد سیب,شعر حمید مصدق,شعر حمید مصدق سیب,شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد,شعر حمید مصدق و فروغ,شعر حمید مصدق عاشقانه,شعر حمید مصدق باران,شعر حمید مصدق تولد,شعر حمید مصدق سیب,اشعار حمید مصدق سیب,شعر سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد,نقد شعر سیب حمید مصدق,شعر حمید مصدق وجواب فروغ فرخزاد,شعر حمید مصدق فروغ فرخ زاد,شعر سیب از حمید مصدق و جواب فروغ فرخزاد,شعر حمید مصدق و پاسخ فروغ,شعر سیب حمید مصدق و فروغ,شعر حمید مصدق عاشقانه,اشعار حمید مصدق درباره باران,شعر حمید مصدق شیشه پنجره را باران شست,شعر حمید مصدق در مورد تولد,اشعار حمید مصدق,اشعار حمید مصدق سیب,اشعار حمید مصدقی,اشعار حمید مصدق دانلود,شعر حمید مصدق سیب,شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد,شعر حمید مصدق و فروغ,دانلودکتاب اشعار حمید مصدق,دانلود دکلمه اشعار حمید مصدق,شعر حمید مصدق سیب,شعر سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد,نقد شعر سیب حمید مصدق,شعر حمید مصدق وجواب فروغ فرخزاد,شعر حمید مصدق فروغ فرخ زاد,شعر سیب از حمید مصدق و جواب فروغ فرخزاد,شعر حمید مصدق و پاسخ فروغ,شعر سیب حمید مصدق و فروغ

اشعار حمید مصدق

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد حمید مصدق برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ابر بارنده به دریا می گفت:

گر نبارم تو کجا دریایی؟

در دلش خنده کنان دریا گفت:

ابر بارنده

تو هم از مایی!

شعر مادر , شعر در مورد مادر , شعر درباره مادر , شعر در وصف مادر

شعر حمید مصدق در مورد مادر

بی تو

می‌ رفتم ، می‌ رفتم

تنها ، تنها

و صبوریِ مرا

کوه تحسین می کرد …

شعر دریا , شعر در مورد دریا , شعر درباره دریا , متن در مورد دریا , اس ام اس در مورد دریا

شعر حمید مصدق در مورد مرگ

شب سردیست

و من با دل سرد

به خودم می گویم:

خبری نیست، بخواب!

باز هم خواب محبت دیدی!

شعر زندگی , شعر در مورد زندگی , شعر درباره زندگی , شعر در وصف زندگی

شعر حمید مصدق در مورد تولد

باز کن پنجره را

من تو راخواهم برد

به سر رود خروشان حیات

آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز

بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز

باز کن پنجره را

صبح دمید

شعر عشق , شعر در مورد عشق , شعر درباره عشق , شعر در وصف عشق

شعر حمید مصدق در مورد دوست

به خلوت بی ماهتاب من بگذر

به شام تار من ای آفتاب من بگذر

کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است

فرشته وار شبی رابه خواب من بگذر

شعر تولد , شعر در مورد تولد , شعر درباره تولد , شعر در وصف تولد

شعر حمید مصدق درباره دوست

نگاه مست تو را آرزوکنان گفتم

بیا به پرتو جام شراب من بگذر

اگر که شعر شدی بر لبان من بنشین

اگر که نغمه شدی از رباب من بگذر

شعر ماه محرم , شعر در مورد ماه محرم , شعر درباره ماه محرم , شعر در وصف ماه محرم

شعر حمید مصدق در مورد سیب

فروغ روی تو سازد دل مرا روشن

بیا و در شب بی ماهتاب من بگذر

کرم کن و در کلبه ام قدم بگذار

مرا ببین و به حال خراب من بگذر

شعر آسمان , شعر در مورد آسمان , شعر درباره آسمان , شعر در وصف آسمان

شعر حمید مصدق

تو را که طاقت سوز حمید یک دم نیست

نخوانده شعر مرا از کتاب من بگذر

شعر مرگ , شعر در مورد مرگ , شعر درباره مرگ , شعر در وصف مرگ

شعر حمید مصدق سیب

گاهی چو آب هستم و گاهی چو آتشم

از این دگانگی ست که بس درد می کشم

شعر ماه اردیبهشت , شعر در مورد ماه اردیبهشت , شعر درباره ماه اردیبهشت , شعر در وصف ماه اردیبهشت

شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد

سویم میا و روح پریشان من مخوان

اوراق کهنه ای ز کتابی مشوشم

بخواب عشقم , بخواب عشقم شعر , بخواب عشقم شعرنو , آسوده بخواب عشقم

شعر حمید مصدق و فروغ

پرهیز این زمان ز من ای نازینن که من

سر تا به پای شعله و پا تا سر آتشم

با پای خویش ز آتش عشق تو بگذرم

خویش آزمای خویشم و روح سیاوشم

شعر دلتنگی , شعر در مورد دلتنگی , شعر درباره دلتنگی , شعر در وصف دلتنگی

شعر حمید مصدق عاشقانه

بستی میان به قتلم و جرمم همین که من

با خامه خیال خود آن موی می کشم

دارد رواج سکه قلب هنر حمید

عیب من که کنون پاک

و بی غشم

شعر پاییز , شعر در مورد پاییز , شعر درباره پاییز , شعر در وصف پاییز

شعر حمید مصدق باران

زان لحظه که دیده بررخت واکردم

دل دادم و شعر عشق انشاء کردم

نی، نی غلطم، کجا سرودم شعری

تو شعر سرودی و من امضاء کردم

شعر امام علی , شعر در مورد امام علی , شعر درباره امام علی , شعر در وصف امام علی

شعر حمید مصدق تولد

تو بهاری ؟

نه

بهاران از توست

از تو می گیرد وام

هر بهار این همه زیبایی را ..

شعر دوستت دارم , شعر در مورد دوستت دارم , شعر درباره دوستت دارم , شعر در وصف دوستت دارم

شعر حمید مصدق سیب

در من اینک کوهی ،

سر برافراشته از ایمان است

من به هنگامی شکوفایی گل ها در دشت ،

باز می گردم

و صدا می زنم :

آی!

باز کن پنجره را،

باز کن پنجره را

در بگشا !

که بهاران آمد!

شعر گذر عمر , شعر در مورد گذر عمر , شعر درباره گذر عمر , شعر در وصف گذر عمر

اشعار حمید مصدق سیب

افسوس

هنوز هم

گلهای کاکتوس

پشت دریچه های اتاق توست ؟

آه

ای روزهای خاطره

ای

کاکتوسها

آیا هنوز هم دیوارهای کوچه آن خانه

از اشکهای هر شبه من

نمناک مانده است ؟

آیا هنوز هم

امید من به معجزه خاک مانده است ؟

افسوس

گلهای کاکتوس

شعر کلیسا , شعر در مورد کلیسا , شعر درباره کلیسا , شعر در وصف کلیسا

شعر سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد

دل من در دل شب

خواب پروانه شدن می بیند !

مهر صبحدمان داس به دست

خرمن خواب مرا می چیند !

شعر کودکی , شعر در مورد کودکی , شعر درباره کودکی , شعر در وصف کودکی

نقد شعر سیب حمید مصدق

آسمانها آبی

پـَـر مرغان صداقت آبی است

دیده در آئینه ی صبح تو را می بیند ….

از گریبان تو صبح صادق

می گشاید پـَـر و بال …..

شعر مردانگی , شعر در مورد مردانگی , شعر درباره مردانگی , شعر در وصف مردانگی

شعر حمید مصدق وجواب فروغ فرخزاد

ای تو چشمانت سبز

در من این سبزی هذیان از توست

تو بهاری ؟!

نه … بهاران از توست !

شعر غربت , شعر در مورد غربت , شعر درباره غربت , شعر در وصف غربت

شعر حمید مصدق فروغ فرخ زاد

زندگی از تو ، مرگم از توست

سیل سیال نگاه سبزت

همه بنیان وجودم را ویرانه می کاود !

شعر هدف , شعر در مورد هدف , شعر درباره هدف , شعر در وصف هدف

شعر سیب از حمید مصدق و جواب فروغ فرخزاد

من به چشمان خیال انگیزت معتادم ….

و در این راه تباه

عاقبت هستی خود را دادم ….. آه !

شعر گرگ , شعر در مورد گرگ , شعر درباره گرگ , شعر در وصف گرگ

شعر حمید مصدق و پاسخ فروغ

گـُـل به گـُـل

سنگ به سنگ ِ این دشت

یادگاران تو اند !

شعر پرسپولیس , شعر در مورد پرسپولیس , شعر درباره پرسپولیس , شعر در وصف پرسپولیس

شعر سیب حمید مصدق و فروغ

رفته ای اینک و این سبزه و سنگ

در تمام در و دشت

سوگواران تو اند !

شعر خنده , شعر در مورد خنده , شعر درباره خنده , شعر در وصف خنده

شعر حمید مصدق عاشقانه

در دلم آرزوی آمدنت می میرد

رفته ای اینک ، امّا آیا باز می گردی ؟!

چه تمنای محالی دارم ….

خنده ام می گیرد !

شعر چوپان , شعر در مورد چوپان , شعر درباره چوپان , شعر در وصف چوپان

اشعار حمید مصدق درباره باران

افسوس می خورم

وقتی که خواهرم

در این دروغزار ِ پر از کرکس ،

فکر پرنده ای است ؛

فکر پرنده ای که ز پرواز مانده است .

شعر همسر , شعر در مورد همسر , شعر درباره همسر , شعر در وصف همسر

شعر حمید مصدق شیشه پنجره را باران شست

در آن شبی که برای همیشه می رفتی

در آن شب پیوند

طنین خنده من سقف خانه رابرداشت

کدام ترس تو را این چنین عجولانه

به دام بسته تسلیم تن

فروغلتاند ؟

خنده ها نه مقطع که آبشاری بود

و خنده ؟

خنده نه قه قاه گریه واری بود

که چشمهای مرا در زلال اشک نشاند

شعر فوتبال , شعر در مورد فوتبال , شعر درباره فوتبال , شعر در وصف فوتبال

شعر حمید مصدق در مورد تولد

من به آن کسی کز انهدام درختان باغ می آمد

سلام می کردم

سلام مضطربم در هوا معلق ماند

و چشمهای مرا در زلال اشک نشاند

شعر آزادی , شعر در مورد آزادی , شعر درباره آزادی , شعر در وصف آزادی

اشعار حمید مصدق

تو را چه می رسد ای آفتاب پاک اندیش

تو را چه وسوسه از عشق باز می دارد ؟

شعر حسادت , شعر در مورد حسادت , شعر درباره حسادت , شعر در وصف حسادت

اشعار حمید مصدق سیب

شب آفتاب

ندارد

و زندگانی من بی تو

چو جاودانه شبی

جاودانه تاریک است

شعر غروب , شعر در مورد غروب , شعر درباره غروب , شعر در وصف غروب

اشعار حمید مصدقی

تو در صبوری من

اشتیاق کشتن خویش

و انهدام وجود مرا نمی بینی

شعر خدا , شعر در مورد خدا , شعر درباره خدا , شعر در وصف خدا

اشعار حمید مصدق دانلود

منم که طرح مودت به رنج بی پایان

و شط جاری اندوه بسته ام اما

تو را چه وسوسه از عشق باز می دارد ؟

شعر غرور , شعر در مورد غرور , شعر درباره غرور , شعر در وصف غرور

شعر حمید مصدق سیب

تو را چه

می رسد ای آفتاب پاک اندیش؟

ز من چگونه گریزی

تو و گریز از خویش ؟

به سوی عشق بیا

وارهان دل از تشویش

شعر غم , شعر در مورد غم , شعر درباره غم , شعر در وصف غم

شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد

وقتی از قتل قناری گفتی

دل پر ریخته ام وحشت کرد

وقتی آواز درختان تبر خورده ی باغ

در فضا می پیچید

از تو می پرسیدم:

«به کجا باید رفت؟»

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از غربت تنهایی هاست

شعر محبت , شعر در مورد محبت , شعر درباره محبت , شعر در وصف محبت

شعر حمید مصدق و فروغ

برگ بید است که با زمزمه جاری باد

تن به وارستن از ورطه هستی می داد.

شعر مهربانی , شعر در مورد مهربانی , شعر درباره مهربانی , شعر در وصف مهربانی

دانلودکتاب اشعار حمید مصدق

من که روزی فریادم بی تشویش

می توانست جهانی را آتش بزند

در شب گیسوی تو

گم شد از وحشت خویش.

شعر ماه , شعر در مورد ماه , شعر درباره ماه , شعر در وصف ماه

دانلود دکلمه اشعار حمید مصدق

من آفتاب درخشان و ماه تابان را

بهین طراوت سرسبزی بهاران را

زلال زمزمه روشنان باران را درود خواهم گفت

صفای باغ و چمن دشت و کوهساران را

شعر حجاب , شعر در مورد حجاب , شعر درباره حجاب , شعر در وصف حجاب

شعر حمید مصدق سیب

من چو ساقه نورسته بازخواهم رست

و درتمامی اشیا پاک تجریدی

وجود گمشده ای را

دوباره خواهم جست

شعر امام حسن عسکری , شعر در مورد امام حسن عسکری , شعر درباره امام حسن عسکری , شعر در وصف امام حسن عسکری

شعر سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد

غروب مژده بیداری سحر دارد

غروب از نفس صبحدم خبر دارد

مرا به خویش بخوان همنشین با جان کن

مرا به روشنی آفتاب مهمان کن

شعر حضرت مهدی , شعر در مورد حضرت مهدی , شعر درباره حضرت مهدی , شعر در وصف حضرت مهدی

نقد شعر سیب حمید مصدق

پناه سایه من باش

و گیسوان سیه را سپرده دست نسیم

حجاب چهره چون آفتاب تابان کن

شعر آب , شعر در مورد آب , شعر درباره آب , شعر در وصف آب

شعر حمید مصدق وجواب فروغ فرخزاد

شب سیاه مرا جلوه ای مرصع بخش

دمی به خلوت خاص خلوص راهم ده

شعر نیمه شعبان , شعر در مورد نیمه شعبان , شعر درباره نیمه شعبان , شعر در وصف نیمه شعبان

شعر حمید مصدق فروغ فرخ زاد

به خود پناهم ده

که در پناه تو آواز رازها جاری ست

و در کنار تو بوی بهار می آید

شعر عروس و داماد , شعر در مورد عروس و داماد , شعر درباره عروس و داماد , شعر در وصف عروس و داماد

شعر سیب از حمید مصدق و جواب فروغ فرخزاد

سحر دمید

درون سینه دل من به شور و شوق تپید

چه خوش دمی ست زمانی که یار می آید

شعر خوشبختی , شعر در مورد خوشبختی , شعر درباره خوشبختی , شعر در وصف خوشبختی

شعر حمید مصدق و پاسخ فروغ

مرا

به تاب تحمل فرا بخوان به صبوری

ز لوح خاطره ام خاطرات تلخ بشوی

از این تکرار دیرینه ام رهایی بخش

مرا به خلوت خاص خود آشنایی بخش

شعر قهوه , شعر در مورد قهوه , شعر درباره قهوه , شعر در وصف قهوه

شعر سیب حمید مصدق و فروغ

ای مهربانتر از من

با من

در دستهای تو

آیا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟

شعر قضاوت , شعر در مورد قضاوت , شعر درباره قضاوت , شعر در وصف قضاوت

شعر حمید مصدق در مورد مادر

تنها

تویی

مثل پرنده های بهاری در آفتاب

مثل زلال قطره باران صبحدم

مثل نسیم سرد سحر

مثل سحر آب

شعر معلم , شعر در مورد معلم , شعر درباره معلم , شعر در وصف معلم

شعر حمید مصدق در مورد مرگ

آواز مهربانی تو با من

در کوچه باغ های محبت

مثل شکوفه های سپید سیب

ایثار سادگی است

شعر زمستان , شعر در مورد زمستان , شعر درباره زمستان , شعر در وصف زمستان

شعر حمید مصدق در مورد تولد

افسوس آیا چه کس تو را

از مهربان شدن با من

مایوس می کند؟

شعر سیزده بدر , شعر در مورد سیزده بدر , شعر درباره سیزده بدر , شعر در وصف سیزده بدر

شعر حمید مصدق در مورد دوست

در شبان غم تنهایی خویش

عابد چشم سخنگوی توام

من در این تاریکی

من در این تیره شب جانفرسا

زائر ظلمت گیسوی توام

 شعر رمضان , شعر در مورد رمضان , شعر درباره رمضان , شعر در وصف رمضان

شعر حمید مصدق درباره دوست

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیم

 شعر جنگ , شعر در مورد جنگ , شعر درباره جنگ , شعر در وصف جنگ

شعر حمید مصدق در مورد سیب

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست

تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

 شعر قرآن , شعر در مورد قرآن , شعر درباره قرآن , شعر در وصف قرآن

شعر حمید مصدق

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا

خانه کوچک ما سیب نداشت

شعر صبر , شعر در مورد صبر , شعر درباره صبر , شعر در وصف صبر

شعر حمید مصدق سیب

گاهگاهی که دلم می گیرد

پیشِ خود می گویم

آنکه جانم را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز ؟

شعر ضامن آهو , شعر در مورد ضامن آهو , شعر درباره ضامن آهو , شعر در وصف ضامن آهو

شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد

مرا با سوز جان بگذار و بگذر

اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

چو شمعی سوختم از آتش عشق

مرا آتش به جان بگذار و بگذر

شعر نفاق , شعر در مورد نفاق , شعر درباره نفاق , شعر در وصف نفاق

شعر حمید مصدق و فروغ

دلی چون لاله بی داغ غمت نیست

بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

مرا با یک جهان اندوه جانسوز

تو ای نامهربان بگذار و بگذر

شعر کنار هم بودن , شعر در مورد کنار هم بودن , شعر درباره کنار هم بودن , شعر در وصف کنار هم بودن

شعر حمید مصدق عاشقانه

دو چشمی را که مفتون رخت بود

کنون گوهرفشان بگذار و بگذر

در افتادم به گرداب غم عشق

مرا در این میان بگذار و بگذر

شعر ضایع شدن , شعر در مورد ضایع شدن , شعر درباره ضایع شدن , شعر در وصف ضایع شدن

شعر حمید مصدق باران

به او گفتم: حمید از هجر فرسود!

به من گفتا: جهان بگذار و بگذر

شعر راستگویی , شعر در مورد راستگویی , شعر درباره راستگویی , شعر در وصف راستگویی

شعر حمید مصدق تولد

آه چه شام تیره‌ای از چه سحر نمی‌شود

دیو سیاه شب چرا جای دگر نمی‌شود

سقف سیاه آسمان سوده شده ست از اختران

ماه چه ماه آهنی اینکه قمر نمی‌شود

شعر ایران , شعر در مورد ایران , شعر درباره ایران , شعر در وصف ایران

شعر حمید مصدق سیب

وای ز دشت ارغوان ریخته خون هر جوان

چشم یکی به ماتم این‌همه تر نمی‌شود

مادر داغدار من طعنه تهنیت شنو

بهر تو طعن و تسلیت گرچه پسر نمی‌شود

شعر نوروز , شعر در مورد نوروز , شعر درباره نوروز , شعر در وصف نوروز

اشعار حمید مصدق سیب

کودک بینوای من گریه مکن برای من

گر چه کسی به جای من بر تو پدر نمی‌شود

باغ ز گل تهی شده بلبل زار را بگو

از چه ز بانک زاغها گوش تو کر نمی‌شود

شعر ظلم و ستم , شعر در مورد ظلم و ستم , شعر درباره ظلم و ستم , شعر در وصف ظلم و ستم

شعر سیب حمید مصدق و فروغ فرخزاد

ای تو بهار و باغ من چشم من و چراغ من

بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی‌شود

شعر بی وفایی , شعر در مورد بی وفایی , شعر درباره بی وفایی , شعر در وصف بی وفایی

نقد شعر سیب حمید مصدق

دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

به میهمانی گلهای باغ می‌آورد

و گیسوان بلندش را به بادها می‌داد

و دستهای سپیدش را به آب می‌بخشید

شعر امید , شعر در مورد امید , شعر درباره امید , شعر در وصف امید

شعر حمید مصدق وجواب فروغ فرخزاد

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریای واژگون می‌دوخت

و شعرهای خوشی چون پرنده‌ها می‌خواند

شعر انتظار , شعر در مورد انتظار , شعر درباره انتظار , شعر در وصف انتظار

شعر حمید مصدق فروغ فرخ زاد

دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم می‌سوخت

و مهربانی را نثار من می‌کرد

شعر انتقام , شعر در مورد انتقام , شعر درباره انتقام , شعر در وصف انتقام

شعر سیب از حمید مصدق و جواب فروغ فرخزاد

دلم برای کسی تنگ است

که تا شمال ترین شمال با من رفت

و در جنوب ترین جنوب با من بود

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

کسی که…

– دگر کافی ست

شعر اشک ریختن , شعر در مورد اشک ریختن , شعر درباره اشک ریختن , شعر در وصف اشک ریختن

شعر حمید مصدق و پاسخ فروغ

ای مهربانتر از من

با من

شعر پنجره , شعر در مورد پنجره , شعر درباره پنجره , شعر در وصف پنجره

شعر سیب حمید مصدق و فروغ

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام

من در این تاریکی من در این تیره شب جانفرسا

زائر ظلمت گیسوی توام

شعر بی اعتنایی , شعر در مورد بی اعتنایی , شعر درباره بی اعتنایی , شعر در وصف بی اعتنایی

شعر حمید مصدق عاشقانه

گیسوان تو پریشانتر از اندیشه من

گیسوان تو شب بی پایان جنگل عطرآلود

شعر پیری , شعر در مورد پیری , شعر درباره پیری , شعر در وصف پیری

اشعار حمید مصدق درباره باران

شکن گیسوی تو

موج دریای خیال

کاش با زورق اندیشه شبی

از شط گیسوی مواج تو من

بوسه زن بر سر هر موج گذر می‌کردم

شعر باغ , شعر در مورد باغ , شعر درباره باغ , شعر در وصف باغ

شعر حمید مصدق شیشه پنجره را باران شست

وای

باران

باران

شیشه پنجره را باران شست

شعر رویا , شعر در مورد رویا , شعر درباره رویا , شعر در وصف رویا

شعر حمید مصدق در مورد تولد

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

شعر پدر و مادر , شعر در مورد پدر و مادر , شعر درباره پدر و مادر , شعر در وصف پدر و مادر

اشعار حمید مصدق

تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری؟

نه! از آن پاکتری

شعر غذا , شعر در مورد غذا , شعر درباره غذا , شعر در وصف غذا

اشعار حمید مصدق سیب

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو

شعر بی وفایی , شعر در مورد بی وفایی , شعر درباره بی وفایی , شعر در وصف بی وفایی

اشعار حمید مصدقی

پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز

مزرع سبز تمنایم را

ای تو چشمانت سبز

در من این سبزی هذیان از توست

شعر امام حسن , شعر در مورد امام حسن , شعر در وصف امام حسن , شعر درباره امام حسن

اشعار حمید مصدق دانلود

زندگی رویا نیست

زندگی زیبایی ست

شعر کوچه , شعر در مورد کوچه , شعر درباره کوچه , شعر در وصف کوچه

شعر حمید مصدق سیب

می‌توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی

میتوان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت

می‌توان از میان فاصله‌ها را برداشت

دل من با دل تو

هر دو بیزار از این فاصله‌هاست

شعر فکر کردن , شعر در مورد فکر کردن , شعر درباره فکر کردن , شعر در وصف فکر کردن

شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد

کاهش جان من این شعر من است

آرزو می‌کردم

که تو خواننده شعرم باشی

راستی شعر مرا می‌خوانی؟

نه، دریغا، هرگز

باورم نیست که خواننده شعرم باشی

کاشکی شعر مرا می‌خواندی

شعر فاصله , شعر در مورد فاصله , شعر درباره فاصله , شعر در وصف فاصله

شعر حمید مصدق و فروغ

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد؟

اشعار حمید مصدق

بستن تبلیغ