شعر همدلی | 69 شعر در مورد همدلی و اتحاد و دوستی

شعر در مورد همدلی

شعر در مورد همدلی ، شعر همدلی ، auv ilngd ، auv nv l,vn ilngd

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد همدلی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ای بسا هندووترک همزبان

ای بسا دوترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگراست

همدلی ازهمزبانی بهتراست

شعر در مورد همدلی و اتحاد

 هین غذای دل بده از همدلی

رو بجو اقبال را از مقبلی

شعر درباره همدلی و اتحاد

 شود از همدلی و همکاری

ذوق هر یک به دیگران ساری

شعری درباره همدلی و اتحاد

 علم اتحاد بر بسته

لشکر خشم و آز بشکسته

شعر درباره ی همدلی و اتحاد

 اتحاد اندر اثر بین و بدان

نوبهار و مهرگان آمیخته

شعری در مورد همدلی و اتحاد

 پندار، من ضعیفم و ناچیز و ناتوان

بی اتحاد من، تو توانا چه می کنی

شعر در مورد اتحاد همدلی

 چو عهدنامه نوشتیم، اهرمن خندید

که اتحاد نبود، اینکه با عدو کردیم

شعر در مورد همدلی

 برای همرهی و اتحاد با چو منی

خوش است اشک یتیمی و خون رنجبری

شعر در مورد همدلی و همیاری

 ز اتحاد هیولا و اختلاف صور

خرد ز هر گل نو، نقش صد بتان گیرد

شعر در مورد همدلی و همزبانی

 او فکر اتحاد غلامان به مغز پخت

از بزم خواجه سخت به جا بود طرد او

شعر در مورد همدلی و دوستی

 نشأه و می را نماید با کمال اتحاد

از نگاهی چشم شور روزگار از هم جدا

شعر در مورد همدلی و همدردی

 نارسایی های طالع مانع است از اتحاد

ور نه با موی میان یار همتابیم ما

شعر در مورد همدلی با دیگران

 معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد

چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بودیم ما

شعر در مورد همدلی و همکاری

 اختلاف رنگ، گل را برنیارد ز اتحاد

با دو رنگی پیش یکرنگان گل رعنا یکی است

شعر در مورد همدلی و همراهی

 سخت جانی سد راه اتحاد سالک است

در صدف آب گهر چون واصل دریا شود؟

شعری در مورد همدلی

 سنگ راه اتحاد سالک است افسردگی

چون گهر شد قطره دور از وصل دریا می شود

شعر درباره همدلی و همیاری

 ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود

کدام ذره شنیدی که آفتاب شود

شعر درباره ی همدلی و همیاری

 بویی شنیده است ز گلزار اتحاد

هر بلبلی که ناز گل از خار وخس کشد

شعری در باره همدلی و همزبانی

 خضر ره اتحاد ترک لباس خودی است

نغمه چوبی پرده شد راست درآید به گوش

شعر در مورد سال همدلی و همزبانی

 بلبلان دیوانه اند و بوی گل از اتحاد

می دود در کوچه و بازار چون دیوانگان

شعر درباره همدلی و دوستی

 از اتحاد عاشق و معشوق می دهد

یادی نظاره گل رعنا درین چمن

شعری درباره همدلی و دوستی

 ز تاب زلف تو پیداست حال آن رگ جان

که اتحاد بر آن موی عنبرین دارد

شعر کودکانه در مورد دوستی و همدلی

 صلاح جویی تدبیر تو پدید آرد

میان آتش و آب اتحاد شکر و شیر

یک شعر در مورد دوستی و یا همدلی

 ما و مجنون در ازل نوشیده ایم از یک شراب

در میان ما ازان رو اتحاد مشرب است

شعر درباره همدلی و همراهی

 پیش از آن روزی که جان را با بدن شد اتحاد

عشق تو با جان من بودند یاران قدیم

شعری در مورد همدلی ودوستی

 نوشت نامه به اغیار و این بترکه نگاشت

به رمز نام خود از اتحاد بر کاغذ

شعر در مورد همدلی

 ای دل نوعهد کنون ز اتحاد

جان من و جان تو و جان عشق

شعر در مورد همدلی و همیاری ، شعر در مورد همدلی و اتحاد ، شعر در مورد همدلی و دوستی ، شعر در مورد همدلی از سعدی

شعر در وصف همدلی

 شهی که خواهد اگر اتحاد نوع به جنس

دهند دست معیشت به هم رمض و اصم

شعری در وصف همدلی

 اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا

دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد

شعری زیبا در وصف همدلی

 قرب تا حاصل نشد دودم ز خرمن برنخاست

اتحاد شمع برق خرمن پروانه بود

شعر همدلی

 پروانه محو کرد در آتش وجود خویش

یعنی که اتحاد بود انتهای عشق

شعر همدلی و دوستی

 شغلی که مطمح نظر کیمیاگر است

تحصیل اتحاد صفات مس و زر است

شعر همدلی از همزبانی خوشتر است

 می پذیرد چون گلاب از کوره رنگ اتحاد

گر چه باشد برگ برگ گلستان از هم جدا

شعر همدلی و همزبانی

 خار و گل یکرنگ باشد در جهان اتحاد

نیست فرق از یکدگر پیر و جوان عشق را

شعر همدلی و اتحاد

 دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود

داشتیم از هم خبر در هر کجا بودیم ما

شعر همدلی از همزبانی

 با نیک و بد چو شیر و شکر جوش می زند

دریافت هر که چاشنی اتحاد را

شعر همدلی و همدردی

 سنگ راه اتحاد سالک است افسردگی

چون گهر شد قطره دور از وصل دریا می شود

شعر همدلی از همزبونی بهتره

نیست از ما راه چندان تا جهان اتحاد شست

چون گرد ره از خود سیل دریا می شود

شعر همدلی و وحدت

 جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد این دو

که هر دو یکیست جز که همان یک مباد

شعر همدلی و همکاری

 دلیل اتحاد این بس که خون میرانداز مجنون

به دست لیلی آن نیشی که از فساد می آید

شعر درباره همدلی و دوستی

 ز بس کز اتحاد معنوی آمیختم با تو

نمی دانم در آغوش خیالت کاین توئی یا من

شعر در مورد همدلی و دوستی

 جان من روزی کند گه گاه همراهش، ازآنک

سوی تو همراهی باد بهاری می کند

شعری درباره همدلی و دوستی

 دعایی خوانش، ای زاهد که چندین خاطر خسته

به همراهی آن جان جهانم می رود بیرون

متن شعر همدلی از همزبانی خوشتر است

 چو بوی زلف تو همراهی صبا کرده

ربوده جان ز من و کالبد رها کرده

شعر در مورد همدلی و همزبانی

 رو، ای اسکندر، از همراهی خضر

ترا چون آب حیوان نیست روزی

شعر همدلی از همزبانی بهتر است

 نکوکار آنکه همراهی روا داشت

نوائی داد تا برگ و نوا داشت

شعر درباره همدلی و همزبانی

 چه توقع ز رفیقان دگر باید داشت؟

سایه جایی که کشد پای ز همراهی ما

شعر همدلی همزبانی

 چشم همراهی مدار از کس، که در روز سیاه

خضر نتواند به آبی دست اسکندر گرفت

شعری درباره همدلی و همزبانی

 هم آوازی چو باشد نعره واری نیست تا منزل

من دیوانه را همراهی زنجیر می سازد

شعر همدلی از همزبانی بهتر

 سفر کعبه حلال است به جمعی صائب

که به همراهی هر آبله پا ساخته اند

شعر همدلی از همزبانی خوشتراست

 به برق و باد نیاید ز شوق همراهی

کجا سوار به پای پیاده می سازد؟

شعر همدلی و اتحاد

 همراهی صبا نکند پوی پیرهن

دنبال عمر رفته عبث آه می رود

شعر در مورد همدلی کودکانه ، شعر در مورد همدلی و همکاری ، شعر در مورد همدلی و همراهی ، شعر در مورد همدلی و همزبانی

شعر درباره همدلی و اتحاد

 عقل با عشق محال است کند همراهی

که کمان همسفر تیر نگردد هرگز

شعری درباره همدلی و اتحاد

 من میخواره و همراهی زاهد، هیهات

صحبت سنگ و سبو، ساز نگردد هرگز

شعر درباره ی همدلی و اتحاد

 واصل بحر شود خاک ز همراهی سیل

مرکب تن می چون آب روان مارا بس

شعر با محتوای همدلی و اتحاد

 همراهی دل تاسرآن کوی ضرورست

در صحن حرم قبله نمارا چه کند کس ؟

شعر در مورد همدلی و اتحاد

 خاک از همراهی سیلاب شد دریا نشین

در دل این خاکدان بی چشم خونپالا مباش

شعری با محتوای همدلی و اتحاد

 خضر در بادیه شوق ز همراهی من

آنقدر دور نمانده است که آواز کنم

شعری درباره ی همدلی و اتحاد

 سگ از همراهی اصحاب کهف از شیر مردان شد

مکن دست ارادت کوته از دامان درویشان

شعری همدلی و اتحاد

 مرا زین خودپرستان نیست صائب چشم همراهی

مگر دستی گذارد بیخودی در زیر بار من

متن شعر همدلی از همزبانی بهتر است

 شهپر برق ز همراهی من سوخته است

کیست امروز کند دعوی پرواز به من؟

معنی شعر همدلی از همزبانی بهتر است

 دو روزی است همراهی جسم با جان

رفیقی طلب کن که بر جا نمانی

شعر در مورد همدلی و همدردی

 کس در عقبش قوت رفتار ندارد

همراهی آن سرو خرامنده محال است

شعری درباره ی همدلی و همدردی

 بگردان باده شاهی که همدردی و همراهی

نشان درد اگر خواهی بیا بنگر نشانی را

متن شعر همدلی از همزبونی بهتره

 مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

مکن با او تو همراهی که او بس سست و حیز آمد

شعر درباره وحدت و همدلی

 ولی همراهی و با تو بسازم

که چشم من به روی توست روشن

شعر درمورد وحدت و همدلی

 گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی

عکس قلب , عکس قلب شکسته , عکس قلب عاشقانه انسان , عکس قلب و گل فانتزی

شعر در مورد همدلی و همکاری

 دیدم که فراز آمد دریا و بشد قطره

من قطره و او قطره گشتیم چو همراهی

شعر با محتوای همدلی و اتحاد

جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی

من دم نزنم زیرا دم می نزند ماهی

شعر در مورد همدلی و اتحاد

 جان روز چو مار است به شب چون ماهی

بنگر که تو با کدام جان همراهی

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.