متن در مورد آزادی ایران

متن در مورد آزادی ایران

متن در مورد آزادی ایران ، متن ادبی و سخنان زیبا درباره رهایی و آزادی زندانی

متن در مورد آزادی ایران ، متن ادبی و سخنان زیبا درباره رهایی و آزادی زندانی همگی در سایت پارسی زی .امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد آزادی ایران

جویای راه خویش باش

از این سان که منم

در تکاپوی انسان شدن

در میان راه

دیدار می کنیم

حقیقت را

آزادی را

خود را

در میان راه

می بالد و به بار می نشیند

دوستی یی که توانمان می دهد

⇔⇔⇔⇔

متن درباره آزادی ایران

دلم‌ می‌خواست‌

در عصر دیگری‌ دوستت‌ می‌داشتم‌ !

در عصری‌ مهربان‌تر و شاعرانه‌تر !

عصری‌ که‌ عطرِ کتاب‌ ،

عطرِ یاس‌ و عطرِ آزادی‌ را

بیشتر حس‌ می‌کرد !

متنی در مورد آزادی ایران

و اگر فکر میکنی‌

برایِ عشق حدی نیست

اشتباه کرده ای

که عشق را

مرز‌ها می‌‌سازند و

مرز‌ها را عشق

هنوز ندیده‌ام

عاشقی را آزاد و

آزادی را عاشق

⇔⇔⇔⇔

متنی درباره آزادی ایران

وقتی که آزادی این‌جا نیست

تو آزادی هستی

وقتی که شکوهی این‌جا نیست

تو شکوهی

و آن‌گاه که این‌جا شوری نیست

نه پیوندی میانِ مردم

تو پیوندی تو گرمایی

جان یک جهان بی‌جان

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد آزادی ایران

هرگز حاضر نیستم

به خاطر آزادی کشته یا زندانی شوم!

آزادی همیشه ویرانگر بوده است

محدودیت ، چهره برخی چیزها را بزرگ می کند

هیچ کس نمی فهمد

من خیلی وقت ها محتاج آزادی بوده ام

کوچک

به اندازه دوست داشتن تو!

متن درباره آزادی ایران

آزادی

از جمله تجملاتی است

که هر کسی

توان کسب آن را ندارد

⇔⇔⇔⇔

متنی در مورد آزادی ایران

چگونه از پرواز شب آزادی

و اسرار آویخته در بال‌هایم

 شانه خالی کنم

در حالی که بال‌هایم

به غبار سایه‌ها آغشته است

تا به صورت مومیایی درآیم؟

آیا این همان چیزی است که

زنان عاشق

مدعی وفاداری به آن هستند؟

⇔⇔⇔⇔

متنی درباره آزادی ایران

باید آزادی را

موقتاً از دست داد

تا بتوان برای همیشه

آن را حفظ نمود

متن در مورد آزادی ایران

اسیر تو بودن

آزادی ست

حتی زیر اقیانوس های عمیق

حتی با چشمان بسته

بدون هیچ تنفس عمیق

⇔⇔⇔⇔

متن درباره آزادی ایران

آنان که آزادی را

فداى امنیت مى‌کنند،

نه شایستگى آزادی را دارند

و نه لیاقت امنیت را

⇔⇔⇔⇔

متنی در مورد آزادی ایران

آزادی من به من لبخند زد

همچون گردابی که در آن

جز تصویر خویش

چیزی باز نتوان دید

متنی درباره آزادی ایران

آزادی یعنی گشت و گذار

در دنیای هستی

با آنچه که خداوند متعال

امر فرموده

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد آزادی ایران

این کدام آزادی ست

که باید ازکنارتو بگذرم

این کدام آزادی ست

که با خاطرات

تو پیوند خورده است

من می خواستم

فراموشت کنم و باز

لبهایت در حال بوسه

چشمهایت درحال خنده

دستانت در حال رقص

امانم را برید

⇔⇔⇔⇔

متن درباره آزادی ایران

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

متنی در مورد آزادی ایران

آزادی باده‌ای است

که هزاران تن‌ آن‌را

برای بدمستی می‌نوشند

و یک تن برای سرمستی

 متن در مورد آزادی ایران ، قطعه ادبی درباره آزادی ، متن ادبی درباره ازادی ، متن در مورد اختیار و آزادی ، متن در مورد آزادی زندانیان

مبارز وطن سرسخت ترین، دلیر ترین و فداکارترین مبارزی است که برای آزادی و استقلال وطن تا آخرین قطره خون خود مبارزه می کند.

⇔⇔⇔⇔

ما بنای کفر اعدا را به آتش می کشیم

خیمه طغیان و بلوا را به آتش میکشیم

ما نبودیم آن زمان کردند تخریب بقیع

ما سعودیّون ادنا را به آتش می کشیم

این زمان با آن زمان بسیار دارد فرقها

ما زبان یاوه گوها را به آتش می کشیم

ای که هستی با سکوت آتش بیار معرکه

ما تو را هم زشت کردارا به آتش می کشیم

آن زمان بگذشت قشری حکم بر دنیا کند

ما غرور حکمفرما را به آتش می کشیم

ای که با افسانه بر جام بستی دست ما

ما بساط فتنه افزا را به آتش می کشیم

گو گر آمریکا توافق نامه را پاره کند

ما خود برجام برجا را به آتش می کشیم

دشمن بد قول و بد عهد و بد آئین را بگو

ناقض پیمان اجرا را به آتش می کشیم

گر گزینه روی میز و زیر میز و پشت میز

هست، باشد میز امضا را به آتش می کشیم

فیلم رویارویی اش با ما تماشایی بُوَد

پرده فال و تماشا را به آتش می کشیم

تنگه هرمز گلوگاه بلیات است و ما

قایق دزدان دریا را به آتش می کشیم

برد موشک های ایرانی کم از سجیل نیست

با همانها فوج اعدا را به آتش می کشیم

کعبه را از دست قوم ابرهه کرده رها

در حرم ما لات و عزا را به آتش می کشیم

ما مدافع از حرم هستیم در شام و عراق

داعشی بی سرو پا را به آتش می کشیم

مرگ اسرائیل باشد قبل بیست و پنج سال

هر کجا ظلم است آنجا را به آتش می کشیم

گر زیادی دشمن غاصب رجز خوانی کند

شهر تل آویو و حیفا را به آتش می کشیم

ای فلسطین خواهد آمد موسم آزادی ات

ما به آهی خصم رسوا را به آتش می کشیم

گوید احرار زمان لبیک یا صاحب زمان

ما به عشقش قصر خضرا را به آتش می کشیم

قصر خضرای معاویه شده کاخ سفید

قصر آن نامرد دنیا را به آتش می کشیم

گر کند رهبر اشاره با شعار یا علی

ابن ملجم های ادنا را به آتش می کشیم

ریشه ما ای «کلامی» آب از خون می خورد

رسمِ خونریزان رسوا را به آتش می کشیم

ولی الله کلامی زنجانی

⇔⇔⇔⇔

گیرم که سپاه فیل ، سجّیل که هست

انگیزه ی انتقام هابیل که هست

ایران من آی قبله ی شیر دلان

از ابرهه ها نترس ابابیل که هست

محسن ناصحی

⇔⇔⇔⇔

هر موشکی از تو یادگار است حسن

چون غرّش تیغ ذوالفقار است حسن

لرزیده ز دستْ رنج تو اسراییل

نام تو شهید اقتدار است حسن

قاسم نعمتی

⇔⇔⇔⇔

در تیررس است، گرچه از ما دور است

این مشت فقط منتظر دستور است

پرسیدی حیفا و تل آویو کجاست؟

در نقشه درست پشت «دیر الزور» است

محمدصادق میرصالحیان

⇔⇔⇔⇔

دوباره طعم خطر را چشید اسرائیل

ز خواب ناز، هراسان پرید اسرائیل

در آستانه‌ی روز ستم ستیزی «قدس»

صدای سیلی ما را شنید اسرائیل

از موشک ذوالفقار شیرانِ سپاه

لرزیده تن آل سعود گمراه

این تازه شروع کارزار شیعه ست

لاحول ولا قوه الا بالله

سیده فاطمه موسوی

ای ابرهه از قیام این ایل بترس

از فیل بترس از ابابیل بترس

در کعبه امان نداری از خشم خدا

از موشک ایرانیِ سجّیل بترس

***

گفتند پیام تندتان جو سازیست

گفتیم که تازیانه حق”تازی”ست

از جلوه حیدری ما لرزیدید؟

این تازه برای ما ترقه بازیست

امیر عظیمی

⇔⇔⇔⇔

ما شعر جهادیم و پر از تمثیلیم

روی سر ابرهه چنان سجّیلیم

این حمله موشکی به داعش یعنی

آماده ی نابودی اسرائیلیم

علی ذوالقدر

⇔⇔⇔⇔

داعش! تازه شروع بسم الله است

ما ضربه انتقام مان جانکاه است

حیثیت کُرد را نشانه رفتی …

این سیلی مردمان کرمانشاه است

حسین صیامی

⇔⇔⇔⇔

فرمان که به حکم یار شد یعنی این

آتش که به اختیار شد یعنی این

دوران بزن و در برو پایان یافت

موشک خودِ ذوالفقار شد یعنی این

سید حسن رستگار

⇔⇔⇔⇔

نام جاوید ای وطن

صبح امید ای وطن

چهره کن در اسمان

همچو مهر جاودان

وطن ای هستی من

شور و سرمستی من

چهره کن در آسمان

همچو مهر جاودان

بشنو سوز سخنم

که هم آواز تو منم

همه ی جان و تنم

وطنم وطنم وطنم وطنم

بشنو سوز سخنم

که نواگر این چمنم

همه ی جان و تنم

وطنم وطنم وطنم وطنم

همه با یک نام و نشان

به تفاوت هر رنگ و زبان

همه با یک نام و نشان

به تفاوت هر رنگ و زبان

همه شاد و خوش و نغمه زنان

ز صلابت ایران جوان

ز صلابت ایران جوان

ز صلابت ایران جوان

⇔⇔⇔⇔

مانند شهاب و رعد غرش کردند

خون بر دل حامیان داعش کردند

موشک لرزاند قلب آنها را که …

با اسم مذاکرات سازش کردند

تهدیدِ تمام دشمنان جوسازی است

تهدید ، گزافه گویی و طنازی است

در کشور ما ترقه بازی کردند

شد نوبت ما ، زمان موشک بازی است

آرش براری

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.