اس ام اس های عاشقانه و جذاب
اس ام اس عاشقانه زندگی
اس ام اس عاشقانه زندگی SMS Asheghane Zendegi • • • دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست اما برای ماهی زندگیست پس برای اونی که عاشقته ماهی باش نه مرغابی • • …
اس ام اس رمانتیک 92
اس ام اس رمانتیک 92 SMS Romantik • • • عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود فردا که قیامت آشکارا گردد هرکس …
اس ام اس عاشقانه کوتاه زیبا
اس ام اس عاشقانه کوتاه زیبا SMS Asheghane Kutah Ziba • • • ارزشمندترین مکان هایی که میتوان در دنیا حضور داشت : در فکر کسی در قلب کسی و در دعای …
اس ام اس | اس ام اس های عاشقانه | اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
نه زمین،نه آسمان هیچ نمی خواهم،
تنها، تو را که بلندشوی،بگویی:برویم. برویم”پارک شهر”را هفت بار دور بزنیم
سرمان که گیج رفت،بنشینیم جایی
بستنی سفارش بدهیم
و باخنده های همیشه ی تو
راه مان رابکشیم تا خانه.
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
این جا،هوا سوز غریبی دارد
تو با چشم های بسته نگاهم می کنی
و من چشم به آسمانی که نمی بینم
فرشته ای راصدا می زنم
تا با گرمای دستان حریرش بیاید و…
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
چرا این آسمان صاف و
این دشت بی باداست؟
مگرنه
تو رفته ای هیچ گاه باز نگردی؟!
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
تورفته ای و من
کنار ایستگاه پنج شنبه ها
تا همیشه مانده ام
و کنار سایه ای
که باچه قدرچشم خیس
به انتهای غربت راه
نگاه می کند.
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
روزی یک قدم جلو می آیم
روزی یک آجر بالا می روی
ما هیچ وقت همدیگررا
نخواهیم دید.
تو همیشه فراموش می کنی
برای قلعه ات
پنجره بگذاری!
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
دخترک خانه راسیاه می کشد بی درـ
بی پنجره
ومن
برایش در؛پنجره
ویک فانوس کاغذی.
بعدمی نشینیم باهم گریه هامان راکلاف می کنیم
غصه هامان راقسمت.
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
حالا تو دیگر نیستی؛ اما
ماه هنوز هست
و خیال
و زندگی!
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
با این که رفته ای
با این که برای ابد رفته ای
هنوز هوای تو دارم.
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
تا دیدار تو
یک شیشه فاصله است و من
مثل ماهی
میان تنگ و تنگ
میان دریا
***
آه ؛ اگر بشکند این دیوار شیشه ای!
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
آه!
دارد پاییزمی شود
پاییزمی شود
آیا تو
سوار بر نسیم و برگ
از این درخت زخم خورده
عبورخواهی کرد؟!
نوشته های رضا کاظمی

