اس ام اس های عاشقانه و احساسی
اس ام اس های عاشقانه و جدید
اس ام اس | اس ام اس های عاشقانه | اس ام اس عاشقانه اس ام اس عاشقانه sms asheghaneh • “گلم” که صدایت می کنم شمعدانی چه اخمی می کند! مانده …
اس ام اس های عاشقانه و عشقی
اس ام اس | اس ام اس های عاشقانه | اس ام اس عاشقانه اس ام اس عاشقانه sms asheghaneh • آدمها می آیند زندگی می کنند می میرند و میروند.. اما …
اس ام اس عاطفی برای همسر
اس ام اس عاطفی برای همسر SMS Atefi Baraye Hamsar • • • عشق چیز عجیبی نیست ، عزیز دلم همین است که تو دلت بگیرد و من نفسم • • • …
اس ام اس | اس ام اس های عاشقانه | اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
وقتی همدیگر را به آغوش می کشیم
نمی دانیم چکار کنیم
شنیده ام باران
شعبده بازی ست
که از کلاهش
صدای بوسه در می آورد و بر کفِ خیابان می ریزد
عزیزم
سیرک برویم؟
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
خداوند نمی خواهد ما به هم برسیم!
شاید تنها دلیلش این باشد که
اگر کنارم باشی،
دیگر هیچ وقت، هیچ چیز
از او نخواهم خواست
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
دلتنگی
لحظه ای رهایم نمی کند
فقط از رنگی به رنگ دیگر در می آید
گاهی از آبی چشمانت
به سرخی لب هایت
و گاهی از سیاهی موهایت
به تیرگی بختم
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
پدرم همیشه می گفت:
“مرد گریه نمی کند”
من ولی گریه می کنم
به جای همه ی مردهای تاریخ
به جای همه ی اشک هایی که مردها به دنیا بدهکارند
بگذار یک “نامرد” دین مردها را ادا کرده باشد
من، مردانه گریه می کنم
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
لااقل بگو نمی خواهی برگردی
اینطوری تکلیف خودم را می دانم
و باز…
منتظرت می مانم
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
غمت را به من بده
دلت را
به هر که می خواهی.
عشق،
تاوان سنگینی دارد.
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
هر شب که می خوابم
می گویم صبح که آمدی
با شاخه ای گل سرخ
وانمود میکنم هیچ دلتنگ نبودم
صبح که بیدار میشوم
می گویم
شب
با چمدانی بزرگ می آید
و دیگر نمی رود
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
وقتي مي گويند نيست
كاغذ را گفته باشند يا برق را
فرق ندارد
من ياد تو مي افتم…
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
مي خواهم
موهام را شانه نزنم
انگشت هات گير بيفتد
لای موهام
•
اس ام اس عاشقانه
sms asheghaneh
•
اگر مثل آدم خداحافظی كنی
غصّه می خوری اما خيالت راحت است.
اما
جدايی بدون خداحافظی بد است
خيلی بد
يك ديدار ناتمام است
ذهن ناچار می شود هِی به عقب برگردد
و درست يك ذره مانده به آخر متوقف بشود…
انگار بروی به سينما و آخر فيلم را نديده باشی…

