لطیفه کودکانه ؛ 30 لطیفه جدید و خنده دار برای کودکان

لطیفه کودکانه

لطیفه کودکانه ، لطیفه کودکانه در مورد شجاعت ، لطیفه کودکانه جدید ، لطیفه کودکانه در مورد ادب

در این مطلب از سایت جسارت تعدادی لطیفه کودکانه برای کودکان ایران زمین تهیه نموده ایم. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

لطیفه های کودکانه

لطیفه سیرم

مادر به پسرش:پسرم چرا ناهارت را نمی خوری، مگه چیزی خورده ای؟

پسر:زمین یخ زده بود، زمین خوردم. چون هوا هم سرد بود، سرما هم خوردم و خلاصه آنقدر حرص خورده ام که سیر شده ام.

لطیفه کودکانه

لطیفه دزدیدن چادر

کاراگاهی یک شب شرلوک هلمز، کاراگاه مشهور و دستیارش واتسون در چادری خوابیده بودند. نیمه شب، هولمز، واتسون را بیدار کرد.

هولمز:واتسون، به ستاره های بالا سرت نگاه کن و بگو برداشتت چیست؟

واتسون:من میلیون ها ستاره می بینم و اگر میلیون ها ستاره وجود داشته باشند و اگر فقط چند تا از آن ها سیاره ای مثل زمین ما باشد، پس امکان وجود حیات در چنین سیاره هایی هست.

هولمز:واتسون، تو عجب آدم نادانی هستی! یک نفر چادرمان را دزدیده است، همین.

لطیفه کودکانه خنده دار

آقای فراموشکار میره دکتر میگه آقای دکترمن فراموشی گرفته ام.

دکتر میگه:چندوقته این بیماری رو دارین؟

آقای فراموشکار میگه:کدوم بیماری؟

لطیفه کودکانه کوتاه

به غضنفر میگن: توی عمرت، سخت‌ترین کاری که کردی چی بوده؟میگه: پر کردن نمکدون!

میگن: چرا؟

جواب میده: آخه سوراخ‌هاش خیلی ریزه

 یک روز کبریتی سرش را می خاراند، آتش می گیرد

جوک های کودکانه

معلم:بگو ببینم، کمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟

شاگرد:پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از کمبود بودجه شکایت داشت

لطیفه کودکانه در مورد شجاعت

به یه بچه میگن اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس میده؟

بچه میگه: بابام !!!

لطیفه کودکانه در مورد ادب و تواضع

دو نفر دروغگو به هم رسیدند

اولی گفت : من دیشب توی کره ماه شام خوردم

دومی : آره ، وقتی از کره ی مریخ برمی گشتم تو را در کره ماه سر سفره دیدم

لطیفه کودکانه جدید

پسر مهربان داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میکرده، بهش میگن چرا گریه میکنی؟

میگه: دلم واسه خواننده‌اش میسوزه، طفلکی لال بوده!

لطیفه کودکانه در مورد حیا

کلاغه به درخت پیر گفت: شنیدم مادربزرگ شدی اسم نوه ات چیه؟

درخت با خوش حالی گفت اسمش مداده مداد.

لطیفه کودکانه در مورد صبر

معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!

رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم!!

لطیفه کودکانه درباره دوستی

معلم : می تونی بگی چرا فلامینگو یک پاش رو بالا نگه میداره؟

شاگرد: چون اگر دوتاش رو بالا نگهداره ، می افته!

جوک کودکانه خنده دار

حیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!

جک کودکانه خنده دار

یه قورباغه ازیه گربه می پرسه: قور قور قوربونت بشم، کلاس چندمی؟

گربه می گه پیش پیش… دانشگاهیم!

همون قورباغه با یه زنبور ازدواج میکنه! قورباغه میگه قوقوقوقوقوقوربونت برم

زنبور میگه وظ وظ وظ وظ وظ وظ وظیفته!

جک کودکانه خنده دار کوتاه

یارو با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 3 سال حل کردم .

دوستش میگه: 3 سال زیاد نیست؟ میگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته 3 تا 5 سال!

لطیفه های کودکانه خنده دار

بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟

بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش

جک های کودکانه خنده دار

به یارو میگن: زودباش قطار میره!

میگه : کجا میخواد بره بلیط دست منه!

جوک های کودکانه خنده دار

معلم به شاگرد می گه: 5 تا حیوان درنده نام ببر شاگرد می‌گه: 2 تا ببر 3 تا شیر!

جوک کودکانه ی خنده دار

یارو ساعتش خراب میشه . باز میکنه توشو میبینه یه دونه مورچه مرده .

با خودش میگه : ای بابا میگم آآآآآ راننده مرده !

لطیفه های کودکانه ی خنده دار

مسافر تاکسی به راننده گفت:«آقای راننده، شما می توانید اسم چندتا از شاعران مهم ایران بگویید؟»

راننده گفت:«بله قربان… حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی، عطار، خاقانی…» مسافر حرف راننده را قطع کرده

گفت:«خیلی ممنون… می خواستم سر خاقانی پیاده شوم، اسمش را یادم رفته!

لطیفه خنده دار کودکانه کوتاه

به غضنفر میگن چرا زنبورها گل میخورن؟

میگه خوب حتما دروازه بانیشون خوب نیست!

لطیفه های کودکانه کوتاه

یه پسره به دوستش میگه:بیا بریم دریا.

دوستش میگه:نه اگه غرقشم مامانم منو میکشه!

یک لطیفه کوتاه کودکانه

یارو بادکنک فروشی باز میکنه بالای مغازه اش میزنه

بادکنک اعلا به شرط چاقو!

لطیفه های خنده دار کودکانه کوتاه

مردی سوار اتوبوس دو طبقه می شود. هرچه اصرار می کنند به طبقه بالا برود،

نمی رود و می گوید:دفعه پیش که سوار شدم، فهمیدم که طبقه بالا راننده ندارد!

لطیفه کودکانه درباره ادب و تواضع

یک روز در یخچال یه یارو کنده میشه جاش پرده میزاره!

لطیفه های کودکانه جدید

خانم خیلی مهربان و دختر کوچولوی خیلی مهربانش به پارک آمده بودند.

آن ها از اغذیه فروشی پارک یک پیتزا خریدند

اما کلاغ ها و گربه ها آمدند و بیشترش را خوردند.

خانم گفت:«حالا که همه سیر شده اند، بقیه اش را می گذاریم

لب پنجره تا برادر و پدر بی زبانت بیایند بخورند!»

لطیفه خنده دار جدید کودکانه

جوجه ای با مادرش دعوا میکنه میره روی دیوار و داد میزنه پیشی بیا منو بخور

لطیفه کودکانه در مورد دوستی

طرف جلوی یک عابر بانک ایستاده بود و التماس می کرد:ت

و می تونی دو میلیون تومان به من قرض بدی،

می دونم که داری، کمکم کن، به خدا بهت بر می گردونم!

جوک کودکانه درباره دوستی

مردی میره دزدی چیز به درد بخور پیدا نمی کنه

از لجش مشق بچه صاحب خانه را خط خطی می کنه.

جوک برای کودکان

قاضی:چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟

متهم:جناب قاضی! خودش می خواست، هر وقت من را می دید،می گفت یک سری به ما بزن!

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.