قاصدک

شعر در مورد رفیق ؛ 83 شعر زیبا و کوتاه در مورد رفیق

شعر در مورد رفیق

شعر در مورد رفیق

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد رفیق برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

دلت آبی تر از دریا رفیقم

به کامت شادی دنیا رفیقم

الهی دائما چون گل بخندی

شب و روزت خوش و زیبا رفیقم

شعر در مورد رفیق

فکر نکنید هر کس که از راه رسید

هر کس که با شما خندید

هر کس که چند صباحی گیر داد و پیگیر شد

می تواند رفیق شما باشد…

رفاقت جریانی ست توی خون آدم

که یکباره می جوشد،

وقت هایی که بداند بودنش لازم است،

همین به موقع بودن،

چگونه بودن؛

می شود اصالتِ یک رفاقت…

شعر در مورد رفیق نامرد

راستش را بخواهی رفیق!

خیالبافی

تقدیر عاشقان است؛

وگرنه این را همه می دانند

هیچ زن عاقلی با

بافتنی هایش به بدرقه تیرماه نمی رود …

شعر در مورد رفیق خوب

به شب سلام

که بی تو

رفیق راه من است…

شعر در مورد رفیق نیمه راه

 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق

گرت مدام میسر شود زهی توفیق

شعر در مورد رفیق با معرفت

 دریغ و درد که تا این زمان ندانستم

که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق

شعر در مورد رفیق بی معرفت

 بی شبهه فرشته اهرمن گردد

چندی چو شود رفیق اهریمن

شعر در مورد رفیق قدیمی

 گمرهان را رفیق ره بودن

سر ز فرمان عقل پیچاندن

شعر در مورد رفیق بد

 گرت اندیشه ای ز بدنامی است

منشین با رفیق ناهموار

شعر در مورد رفیق بی وفا

 که خواهد شد بگویید ای رفیقان

رفیق بیکسان یار غریبان

شعر در مورد رفیق با مرام

 شعرا را رفیق نعمت کرد

نعمت خواجه نعمت شعراست

شعر در مورد نامردی رفیق

 طبیب درد بی درمان کدامست

رفیق راه بی پایان کدامست

شعر در مورد نامردی رفیق

 گر در سفرم تویی رفیق سفرم

ور در حضرم تویی انیس حضرم

شعر در مورد دوست نامرد

 رفیق راست گزین کادمی میان کسان

اگر چه راست در آید بدان که باید راست

شعر در باره رفیق نامرد

 عقلی که در فراخی عیشم رفیق بود

چون دید تنگی دل من بر کرانه شد

شعری در مورد دوست نامرد

 زنارم، ای رفیق، خود این دم گسسته گیر

گر بت همین بت است نهایت همین بود

شعر در مورد نامردی دوست

 چو تیر غمزه گشاید رفیق تیرانداز

نه دوستی بود ار در میان سر گنجد

شعر در مورد نامردی دوست

 غمزه جانداری ست آن سلطان خوبان را رفیق

کز پی جان بردن مشتی گدا می داردش

شعر درباره دوست نامرد

 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

شعری در مورد نامردی دوست

 همی رویم به شیراز با عنایت بخت

زهی رفیق که بختم به همرهی آورد

شعر در مورد دوست خوب

 ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

شعر در مورد دوست خوب و بد

 روندگان طریقت ره بلا سپرند

رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز

شعر زیبا در مورد دوست خوب

 دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس

نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

شعر کوتاه در مورد دوست خوب

 اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش

حریف خانه و گرمابه و گلستان باش

شعر نو در مورد دوست خوب

 شراب خانگیم بس می مغانه بیار

حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع

شعر کودکانه در مورد دوست خوب

 رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب

قرین آتش هجران و هم قران فراق

شعر هایی در مورد دوست خوب

 خدای را مددی ای رفیق ره تا من

به کوی میکده دیگر علم برافرازم

شعر زیبا در مورد دوست خوب

 فرداست ای رفیق، که از پاره های دل

افشان کنی شکوفه و گل بر مزار من

شعر درباره رفیق خوب

 دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف

لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست

شعر درباره رفیق نیمه راه

 زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست

که از خدای بر او نعمتی و آلاییست

شعری در مورد رفیق نیمه راه

 رفیق مهربان و یار همدم

همه کس دوست می دارند و من هم

شعری درباره رفیق نیمه راه

 فراقم سخت می آید ولیکن صبر می باید

که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم

شعر درباره ی رفیق نیمه راه

 تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

شعر درباره رفیق بی معرفت

 رفیق اگر تو رسیدی سلام ما برسانی

که من به اهل وفا و مروتی نرسیدم

شعر در مورد بی معرفتی رفیق

 به امن خلوت من تاخت شهرت و نگذاشت

که از رفیق زیانکار در امان مانم

شعر درباره رفیق قدیمی

 به جنبش نفس خود ببین و عبرت گیر

رفیق بر سر کوچ است، زینهار مخسب

شعر در مورد دوست بد

 مرا رفیق موافق به وجد می آرد

عزیمت سفر من به همسفر بسته است

شعری در مورد دوست بد

 کاروان اشک من صائب نمی داند مقام

مشت خاکم را رفیق آن جهان پیما کنید

شعر درباره دوست بد

 رفیق در سفر آب وگل ضرور بود

برای رفتن دل کاروان نمی باید

شعری در مورد رفیق بد

 رفیق راه دور بیخودی شایسته می باید

مده در منتهای مستی از کف دامن ساقی

شعر حافظ در مورد دوست بد

 بود رفیق سبکروح تازیانه شوق

نگشته است صبا تا روانه بیرون آی

شعر درباره رفیق بی وفا

 رفیق خانه به دوشان جریده می باید

سفر نکرده ز خود، عزم این سفر نکنی

شعر در مورد بی وفایی رفیق

 بارست سایه بر دل آزادگان و تو

بهر سفر رفیق موافق طلب کنی

شعر در باره بی وفایی رفیق

 درد طلب بلاست، وگرنه رفیق خضر

لب تشنگی خویش در آیینه دیده بود

شعر در وصف رفیق

 یاران من ز بادیه آسان گذشته اند

من بی رفیق در ره دشوار مانده ام

شعر در وصف رفیق خوب

 ز حسرت لب میگون و جعد غالیه سایت

رفیق لعل بدخشان، شریک نافه چینم

شعر در وصف رفیق نامرد

 زهی لطیف و ظریف و زهی کریم و شریف

چنین رفیق بباید طریق بالا را

شعر در وصف رفیقان

 از شهر مگو که در بیابان

موسیست رفیق من و سلواست

شعر در وصف رفیق بی وفا

 رفیق گشته دو چشمش میان خوف و رجا

برای پختن هر عاشقی که خام بود

شعری در وصف رفیق

 ز رفیقان گلستان مرم از زخم خاربن

که رفیق سلاح کش مدد کاروان شود

شعر زیبا در وصف رفیق

 غلام ساقی خویشم شکار عشوه او

که سکر لذت عیش است و باده نعم رفیق

شعر در وصف مرگ رفیق

اگه شاه بشی وزیرتم

کبیر بشی صغیرتم

پلیس بشی اسیرتم

دکتر بشی مریضتم

غنی بشی فقیرتم

هیچی نباشی بازم رفیقتم !

شعر کوتاه در وصف رفیق

رفــــیــــق…

مـبـادا “گـرفـتـه” بـاشـی;

کــه شـهـری را بـه نـمـاز آیـــات وا مــیــدارم

شعر در وصف نا رفیق

سلامتی اون رفیقـی که مجازیهــ

امــّــــا

یه جوری برات سنگ صبوره

که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـتـــ

به گرد پاش هم نمی رسن …!

شعر در وصف دوست نامرد

همیشه رفیق پابرهنه ها باش

چون هیچ ریگی به کفششان نیست

شعر در وصف نامردی دوست

ارزش رفیق آنقدهست که برایش پل عبورشوم

حتی اگرنگاهش به زیرپایش نیفتد

شعر در وصف نا رفیقان

رفیق

دلتنگ شدی پیش ماهم بیا

کمی غصه هست باهم میخوریم

شعر در وصف بی وفایی رفیق

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست

گر در این خلوت بمیرم، هیچ کس آگاه نیست

من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی

این رفیق نیمه راهم

گاه هست گاه نیست

شعری در وصف رفیق خوب

موجی از عشق را بر ساحل قلبت میفرستم

تا بدانی فراموش شدنی نیستی رفیق خوبم

شعری در وصف رفیق بد

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی

دنبالت می گرده، وقتی گم شدی

بیدارت کنه، وقتی خوابی

نزدیکت باشه، وقتی بهش احتیاج داری

باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه

و در عوض هیچی نخواد بغیر از خود تو …

بهش می گن رفیق ؛

… یه تیکه از زندگیت…

شعری در وصف رفیق

تنها چیزی که یارانه ای نشد

“رفاقت” بود

چون نتونستن روش قیمت بزارن !

مخلص همه رفقای با معرفت که قیمت ندارن

شعر زیبا در وصف رفیق

رسم رفاقـــــــــــت اینه که

با رفیـــــق پیرشــــــــــــى

نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیرشـــــــــــــى

شعر زیبا در وصف برادر

با توام کهنه رفیق

یاد ایام قشنگی که گذشت

کنج قلبم گرم است

در همه حال به یادت هستم

شعر زیبا در وصف برادر

ای دوست مـرا بــه حال ِ خـود بـاز گذار

با خلـوتِ من تو را چکار اســت ، چکار؟

بگذار به دردِ خویــش بــاشم مشغــول

بیــزارم از این جمـــع دروغــین ، بیـــزار

شعری زیبا در وصف برادر

 جز ندامت به قیامت نبود رهبر تو

تات میخواره رفیق است و رباخواره ندیم

شعری زیبا در وصف برادر

 گوئی بهمان زمن مهست و نمرده است

آب همی کوبی ای رفیق به هاون

شعر در مورد سگ ولگرد

شب ها به دور از تکیه گاه و سرپناهی امن

باشد رفیق یک سگِ ولگرد، یعنی که…

شعری زیبا در وصف رفیق

 ماری است گزنده طمع که ماران

زین مار برند ای رفیق ماری

اشعار زیبا در وصف رفیق

 وداع خویش کن اول اگر رفیق منی

که این رهیست خطرناک و ترکتازی هست

اشعار زیبا در وصف برادر

 هجران رفیق بخت زبون کسی مباد

خصمی چنین دلیر به خون کسی مباد

شعر کوتاه زیبا در وصف برادر

 یاران رفیق و همنفس و یار من کجاست

مردم ز غم ، برادر غمخوار من کجاست

شعر در وصف مرگ دوست

 چون راحت آیدت بسلام ای رفیق دوست

آغوش برگشای که وقت وداع ماست

شعری در وصف مرگ دوست

 چو رسد رفیق وسویم نگرد بگریه دانم

که بتازگی زمانی برخ تو دیده باشد

شعر کوتاه در وصف برادر

 عرفی گله سر مکن که جای گله نیست

توفیق رفیق من بی حوصله نیست

شعر رفیق

 بزن، ای رفیق، آتش که اثر نماندم تا

تو رهی ز مالش، من، من سوخته ز بندت

شعر رفیق خوب

 من اسیر شاهد و تو زهد خواهی، ای رفیق

آنچه ناید از من رسوای تر دامان، مخواه

شعر رفیق نامرد

 مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم

تو میان ما ندانی که چه می رود نهانی

شعر رفیق با معرفت

 ای رفیق آنچ از بلای عشق بر من می رود

گر به ترک من نمی گویی به ترک من بگوی

شعر رفیقان

 جان ز قرب جسم در رفتن گرانی می کند

هر که با کاهل رفیق راه شد کاهل شود

شعر رفیق بی وفا

 بانگ شتربان و جرس می نشنود از پیش و پس

ای بس رفیق و همنفس آن جا نشسته گوش ما

شعر رفیقان قدر یکدیگر بدانید

 دل را رفیق ما کند آن کس که عذر هست

زیرا که دل سبک بود و چست و تیزپا

شعر رفیق مجازی

 رفیق خضرم و هر دم قدوم خضر را جویان

قدم برجا و سرگردان که چون پرگار می گردم

شعر رفیقم کجایی

 پاره پاره پیشتر رو گر چه مستی ای رفیق

پاره ای راه است از ما تا به میدان همچنین

شعر رفیق نیمه راه

 سر درکش ای رفیق که هنگام گفت نیست

در بی سری عشق چه سر می کنی مکن

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.