قاصدک

شعر در مورد جدایی ؛ 75 شعر در مورد جدایی دوست و یار

شعر در مورد جدایی

شعر در مورد جدایی

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد جدایی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

مو بافه بافه وا کن، از هم جدا جدا کن

 بر شانه ات رها کن چون آبشار امشب

شعر در مورد جدایی از دوست

فراق اینجاست می بینی؟ اگر دقت کنی حالا

جدایی را نگاه کینه توزت کرده ؛ خاطر جَم

شعر در مورد جدایی از دوستان

بوسه هایت دلنشین و خنده هایت دلفریب

طعم تلخ این جدایی را چشیدن ساده نیست

شعر در مورد جدایی دوست

هرگز ” خداحافظ “ نگو وقت ِ جدایی

چشمم حریف ِ گریه های بی امان نیست

شعری در مورد جدایی دوست

برگ ها از شاخه می افتند و تنها می شوند

از جدایی ، گرچه می ترسم ، به من هم می رسد

شعر در مورد جدایی از یار

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست

کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم

شعر در مورد جدایی یار

به روزهای جدایی دو حالت است فقط

در انتظار تـــــــواَم یا در انتظـــار منی

شعر در مورد جدایی

حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی

گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی؟

شعر در مورد جدایی از خواهر

هیچ وصلی بی جدایی نیست”، این را گفت رود

دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

شعر در مورد جدایی رفیق

آیا تو میپذیری ، عشق خدائیم را؟

تا این که بر نتابی ، دیگر جدائیم را

شعر در مورد جدایی و فراق

باران که می بارد جدایی درد دارد

دل کندن از یک آشنایی درد دارد

شعر در مورد جدایی از عشق

ای مانده بی جواب سوال جدایی ات

سردرگمم به قصه ی بی ردپایی ات

شعر در مورد جدایی دوستان

از لحظه ی جدایی دیگر سخن نمی گفت

فهمیده بودم اما چیزی به من نمی گفت

شعر درباره جدایی دوست

شاید از اول نباید عاشق هم می شدیم

این درست اما جدایی اشتباهی دیگر است

شعری در مورد جدایی از عشق

تو ساده رد شدی ولی جدایی

خیلی برای من گرون تموم شد

شعر در مورد جدایی عشق

دهخدا تجربه عشق ندارد ورنه

معنی “مرگ”و “جدایی” به یقین هردو یکیست

شعر در وصف جدایی

زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی

از جدایی نتوان گفت به جز آه سخ

شعر در وصف جدایی از دوست

چه فرقی می کند دنیا تو را پَر داده یا من را

جدایی حاصلش مرگ است،اگر از لاله لادن را

شعری در وصف جدایی

بوسه‌های آتشین بر روی لبهامان فسرد

آشنائی‌های ما رنگ جدأییها گرفت

شعر در وصف جدایی

دوباره دیر کردی…از دهان افتاد چایی ها

حسابم با کتابم جور شد با این جدایی ها

شعر در وصف غم جدایی

عاشقی طعم خوشی دارد ولی دور از فراق

با جدایی بی گمان تاثیر چیز دیگری است

شعر عاشقانه در وصف جدایی

قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم

وای از تو چه سخت است همین قدر جدایی!

شعر حافظ در وصف جدایی

من و یک لحظه جدایی

نتوانم نتوانم

بی تو من زنده نمانم

شعر نو در وصف جدایی

به دست ِ تو چو اسیر و تو مثل ِ زندانبان

رها کنم ز جدایی ، امان بده جلاّد

شعر هایی در وصف جدایی

از تو جدا شدم

چون سیبی از درخت

دردِ کنده شدن با من است

اندوه پاره پاره شدن.

بهترین شعر در وصف جدایی

اینکه با تو باشم

و با من باشی

و با هم نباشیم؛

جدایی همین است.

شعرهای عاشقانه در وصف جدایی

خانه‌یی،‌ من‌ُ تو را در برگیرد

وَ در کهکشانی‌ جای‌ نگیریم‌،

جدایی‌ این‌ است‌

شعر زیبا در وصف جدایی

قلب‌ِ من‌ اتاقی‌ با دیوارهای‌ عایق‌ِ صدا باشد

وَ تو آن‌ را به‌ چشم‌ ندیده‌ باشی‌،

جدایی‌ این‌ است

اشعار حافظ در وصف جدایی

جست‌ُ جو کردن‌ِ تو در تنت‌،

جست‌ُ جو کردن‌ِ صدای‌ تو در سخنت‌،

جست‌ُ جو کردن‌ِ نبض‌ تو در دستانت‌،

جدایی‌ این‌ است‌!

شعر های زیبا در وصف جدایی

من‌ با تو باشم‌ُ تو با من‌

امّا با هم‌ نباشیم‌،

جدایی‌ این‌ است‌

شعر جدایی

جدایی

بریدن درخت از ریشه است

و اره کردن زندگی

که مرگ را رقم می زند

اما من زنده ام

و این یعنی من آنجایم

کنار تو

کنار تو و درخت توت و اسب.

شعر جدایی از دوست

نخستین نگاه؛

لحظه ای است که در میان خواب و بیداری زندگی

جدایی می اندازد

اشعار فاضل نظری در مورد جدایی

نسبت عشق به من نسبت جان است به تن

تو بگو من به تو محتاج ترم یا تو به من

زنده‌ام بی تو همین قدر که دارم نفسی

از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن…

شعر جدایی عشق

 بیاموزمت کیمیای سعادت

ز همصحبت بد جدایی جدایی

شعر جدایی از مادر

 در سینه عشاقی و از سینه جدایی

چون صورت آیینه ز آیینه جدایی

شعر جدایی غمگین

 ای گزیده نقش از نقاش خود

کی جدایی کی جدایی کی جدا

شعر جدایی از دوستان

 بیا کز جدایی بر انداختم

همه ملک هستی به یکبارگی

شعر جدایی از دوست

 سراید ساز، از سوز جدایی

به گوشم نغمه های آشنایی

شعر جدایی از دوست دختر

 شد خزان گلشن آشنایی

بازم آتش به جان زد جدایی

شعر برای جدایی از دوست

 بیا وز رفیقان جدا شو

کاتشم بر جگر زد جدایی

شعر درباره جدایی از دوست

 ای شب جدایی

که چون روزم سیاهی ای شب

شعر غمگین جدایی از دوست

 بی تو از داغ جدایی

سوختم آتش گرفتم

شعر جدایی دوستان

 ظرافت آتش افروز جدایی است

ادب آب حیات آشنایی است

شعر جدایی دوست

 نی نی،که میان ما جدایی

هرگز نکند غطای پرده

شعر در مورد جدایی از دوست

 سوختم ز آتش جدایی او

دود سوزم به آسمان برسان

شعر جدایی عشق

 ز همراهان جدایی مصلحت نیست

سفر بی روشنایی مصلحت نیست

شعر جدایی عشقی

  در جدایی خواستم تا خو کنم

راستی گویم جدا نشکیفتم

شعر نو جدایی از عشق

 خلقی ز جدایی عصیرت

بر راه فتاده چون عصاره

شعر جدایی عاشقانه

 چه دلشادم به دلدار خدایی

خدایا تو نگهدار از جدایی

شعر جدایی عاشقانه

 می نال که ناله مرهم آمد

بر زخم جراحت جدایی

شعر جدایی از عشق

 گیرنده خواهد جوینده خواهد

ناموس آرد جان را جدایی

شعر درباره جدایی عشق

 با چرخ گردان تیره هوایی

دارد همیشه قصد جدایی

شعر جدایی از عشق

 از جدایی گرچه جان آید بلب

وصل «او» کم جو رضای «او» طلب

شعر جدایی از عشق حافظ

 به تیغ پاره که از تن برند و خون ریزند

بدان که گریه خون می کند جدایی را

شعر جدایی مادر از فرزند

 روزی نکند یاد که شبهای جدایی

چون می گذرد عاشق بیچاره ما را

شعر جدایی مادر

 از چاشنی درد جدایی چه آگهند

یک شب کسان که تلخ نکردند خواب را

شعر جدایی مادر وفرزند

 اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند

دور فلک از صبحت یارانش جدا داشت

شعر در مورد جدایی از مادر

 مرگ فرهاد نه آن بود هلاک شیرین

که برایشان ز جدایی غم و درد افزون رفت

شعر جدایی برای مادر

 نیست لذت عشق را بعد از وصال

عشقبازان را جدایی خوشتر است

شعر غمگین جدایی کوتاه

 بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست

رها مکن که دلم را ز غم رهایی نیست

شعر غمگین جدایی ترکی

 یاری که بر جدایی اویم گمان نبود

ماهی نبود آن که شبی در میان نبود

شعر جدایی غمگین

 یگانه با تو چنانم که در جدایی تو

چو یک تنم که ازو نیمه جدا باشد

شعر های جدایی غمگین

 اگر به تیغ جدایی مرا نخواهد کشت

بهل که تا بکشد کو ز من بحل باشد

شعر جدایی و غمگین

 فرداست ار به بنده جدایی، دلا، بیا

کامروز نوحه ای بکنم از برای خویش

شعر بسیار غمگین جدایی

 جدایت می کند از جان من عشق

جدایی بند بند من جدا هم

شعر خیلی غمگین جدایی

 باز با درد جدایی چون کنم؟

باز با هجر آشنایی چون کنم؟

شعر غمگین جدایی از احمد شاملو

 نجوید جان از آن قالب جدایی

که باشد خون جامش در رگ و پی

شعر درباره جدایی از دوست

 چنان بیرحم زد تیغ جدایی

که گویی خود نبوده ست آشنایی

شعر غمگین جدایی از دوست

 دل تنگ مدار، ای ملک، از کار خدایی

آرام و طرب رامده از طبع جدایی

شعر جدایی دوستان

 من که بیدارم، از جدایی توست

تو چرایی به نیمه شب بیدار؟

شعر جدایی دوست

 دلم ز داغ جدایی، چو شمع میسوزد

به داغ هجر عزیزان، کسی دچار مباد!

شعر در مورد جدایی از دوست

 گفتم از بند جدایی وارهم، غافل که چرخ

عقده دیگر فزاید عقده نگشوده را

شعر جدایی عشق

 تا نوگل من نام جدایی نبرد

با بوسه دهان تنگ او دوخته ام

شعر جدایی عشقی

 ساقی به کجایی؟ کز داغ جدایی

چون لاله و گل خونین جگرم

وز باد صبا سرگشته ترم

شعر نو جدایی از عشق

 تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی

بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.