شعر در مورد تخریب بقیع | زیباترین اشعار درباره تخریب بقیع + 100 "شعر در مورد تخریب بقیع"

گلچین زیباترین شعر در مورد تخریب بقیع

شعر در مورد تخریب بقیع

شعر در مورد تخریب بقیع ,شعر در مورد سالروز تخریب بقیع,شعر درباره تخریب بقیع,شعر در مورد تخریب قبور ائمه بقیع,شعری درباره سالروز تخریب بقیع,شعر درباره تخریب قبرستان بقیع,شعر تخریب بقیع,شعر تخریب بقیع سازگار,شعر تخریب بقیع لطیفیان,شعر تخریب بقیع حدیث اشک,شعر تخریب بقیع باسبک,شعر سالروز تخریب بقیع,شعر درباره تخریب بقیع,شعر برای تخریب بقیع,شعر تخریب قبرستان بقیع,شعر تخریب قبور ائمه بقیع,اشعار تخریب بقیع لطیفیان

شعر در مورد تخریب بقیع

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد تخریب بقیع برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

کاش اینجا داشت تکه سایه بانی لااقل

کاش میدادند بر گریه زمانی لااقل

کاشکی می شد بریزی آب بر قبرحسن

کاش اینجا داشت شبها روضه خوانی لااقل

کاشکی می شد کنار قبر صادق سینه زد

کاش می شد تا سحر اینجا بمانی لااقل

کاشکی می شد بگویی با نگهبان بقیع

زائران را خوب می شد که نرانی لااقل

شعر در مورد تخریب بقیع

کاش می شد آشکارا ریخت هنگام غروب

پشت دیوار بقیع اشک روانی لااقل

کاش میدادیم با یک روضه ام البنین

قلب سنگی نگهبان را تکانی لااقل

کاش درخاک بقیع اذن زیارت داشتیم

کاشکی وقت نماز٬ آنهم جماعت داشتیم

آخرش آقا به این تقدیر پایان می دهد

خاتمه بر غصه قلب پریشان می دهد

شعر در مورد سالروز تخریب بقیع

مطمئنم او بیاید کار عالم دست ماست

ساخت و ساز حرم را دست ایران می دهد

کارفرما مهدی و ما پا رکابش می شویم

اولش نقشه برای صحن و ایوان می دهد

گنبد و گلدسته و ایوان طلایی می شود

چون طلای این سه را شاه خراسان می دهد

چونکه بعدش زائرِ اینجا فراوان می شود

قطعاً اذن ساخت دهها شبستان می دهد

شعر درباره تخریب بقیع

هرچه سینه زن بیاید در حرم جا می شود

دورتا دور رواق و صحن غوغا می شود

صبح و ظهر و عصر این صحن و سرا هم دیدنیست

روی گنبد پرچم یا مجتبی هم دیدنیست

چشم دل هم بسته باشد چشم سر باشد بس است

در مدینه چارتا نور خداهم دیدنیست

می شود یک پنجره فولاد در این صحن ساخت

در میان کاسهٔ آبی شفاهم دیدنیست

شعر در مورد تخریب قبور ائمه بقیع

چارتا خورشید پیش هم تلألو می کنند

چارتاخورشید این صحن و سرا هم دیدنیست

در زیارتنامه خواندن زیر چتر آرزو

بین قاب نور ایوان طلاهم دیدنیست

از روی گلدسته های صحن زیبای بقیع

تابش گلدسته های کربلاهم دیدنیست

مسجدی باید به نام حضرت سجاد ساخت

گوشه این صحن باید پنجره فولاد ساخت

شعری درباره سالروز تخریب بقیع

حیف اینها آرزوهای قلوب مضطر است

حیف اینها بغض جاری دوتا چشم تر است

ای بقیعی که پُر از گرد و غباری خود بگو

درکدامین گوشه از خاک تو قبر مادر است

در کجایت نیمه شبها مرتضی سینه زده

در کجایت رد پای اشکهای حیدر است

گرچه خاک تو پُر از درد و غریبی و غم است

کربلا در غربت و در غصه چیز دیگر است

شعر درباره تخریب قبرستان بقیع

گرچه در قلب تو خوابیدند یک عده غریب

کربلا آرامگاه لاله های پرپر است

گرچه دیدی که حسن را تیرباران می کنند

کربلا هم شاهد حلقوم خشک و خنجر است

من نمیدانم که محسن هست آنجا یا که نه

در عوض کرببلا قبر علی اصغر است

در دل تو بغض سقا نیست قطعاً ای بقیع

یک جوان ارباً ارباً نیست قطعا ای بقیع

شعر تخریب بقیع

گلویم خشک از بغض است و چشمانم ز باران تر

پریشان است احوال من از حالی پریشان تر

 مزار جانشینیان نبی را بی نشان کردند

و می دانند خود را از مسلمانان مسلمان تر

 گمان ذره ها خاموشی خورشید بود اما

نفهمیدند بیش از پیش می گردی فروزان تر

 ولی می بینم این بدکارها از کار خود روزی

پشیمانند این دنیا و آن دنیا پشیمان تر

شعر تخریب بقیع سازگار

دلت آرامگاه پنج جنت آفرین باشد

ندیدم هیچ جا را از بهشت تو گلستان تر

 تو را قدری نهان است ای زمین خاکی یثرب

ولیکن در وجود خاکیت قدریست پنهان تر

 رسیده زائری بی جان که جان گیرد ز دیدارت

چه می بیند که برمی گردد از پیش تو بی جان تر

 تو می باری به حال زائر و زائر به حال تو

تو از دل می شوی ویران تر و دل از تو ویران تر

 برایت خواب ها دیدیم روزی آستانت را

بنا خواهیم کرد از طوس هم حتی چراغان تر

شعر تخریب بقیع لطیفیان

باید ز کرامتت عیان بنویسند

این جمله بروی آسمان بنویسند

آقا حرمی برایتان می سازیم

در بین عجایب جهان بنویسند!

شعر تخریب بقیع حدیث اشک

روزی اینجا بهار داشته است

چهار سنگ مزار داشته است

به حریمش پناه میبرده

هرکه با هرکه کار داشته است

مثل مشهد ، در حرم زائر

از خودش اختیار داشته است

شانه ی بی قرار و لرزان و

گونه ی آبدار داشته است

شعر تخریب بقیع باسبک

اشک با پلک ، رو به روی ضریح

آشکارا قرار داشته است

روزگاری به خادمی ِبقیع

جبرئیل افتخار داشته است

روی زوار باز بوده حرم

ساعت دو سه چهار داشته است

شاخه هایش به سنگ محکوم است

هر درختی که بار داشته است

شعر سالروز تخریب بقیع

آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه

حرم برای تو شه کرم می سازه

آخر برات یه گند طلا می سازیم

شبیه گنبد امام رضا می سازیم

شعر درباره تخریب بقیع

بگذرم حال هشتم شوال

آمد از راه و باز غم دارم

در مراثی ما چه سری هست؟

من به دنبال کشف اسرارم

با خودت فکرکن کمی حالا

بده پاسخ به این سوال عجیب

که چرا هرکه آمد اینجا گفت

السلام علیک امام غریب

شعر برای تخریب بقیع

می رسد از مدینه بوی غم

فاطمه باز دیده گریان شد

چونکه قبر چهار فرزندش

در حریم بقیع ویران شد

شعر در مورد تخریب بقیع

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد ته دیگ

شعر در مورد تماشا

شعر در مورد تنبک

شعر در مورد تهی دستی

شعر در مورد تهذیب نفس

<

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.