قاصدک

شعر باد | 100 شعر در مورد باد بهاری و مو و باد صبا

شعر در مورد باد

شعر در مورد باد

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد باد برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

معمای پیچیده ای ست

موهای تاب خورده ات

در میان باد

شعر در مورد باد

به موهایت سنجاق بزن

باد

تحمل این همه پریشانی را ندارد

من به باد سوء ظن دارم

به تو که می رسد

نسیم می شود…

شعر در مورد باد میوزد

من و باد ِ صبا مسکین دو سرگردان ِ بی حاصل

من از افسون ِ چشمت مست و او از بوی گیسویت

شعر در مورد بادگیر

روسری سر کن و نگذار میان من و باد

سر آشفتگی موی تو دعوا بشود

شعر در مورد باد صبا

اگر مـوهـایت نبود…

بـاد را

چگونه نقاشی میکردم؟!…

شعر در مورد باد معده

دختر زیبای جنگل های آرام شمال!

از کجا آورده دست باد گیسوی تو را؟

شعر در مورد باد و مو

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند

هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند…

شعر در مورد باد می وزد

می خواهم

گوش باد را بگیرم

که این همه دور موهایت نپیچد

وبا زندگی ام بازی نکند.

تو هم کاری بکن

مثلا دکمه پیراهنت را ببند

مثلا دامنت را جمع کن

و فکر کن پیاده رو خیس است…

شعر درباره باد صبا

زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

شعر سعدی در مورد باد معده

این روزها سخاوت باد صبا کم است

یعنی خبر ز سوی تو این روزها کم است

شعر درباره باد و مو

آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نــدارم

در راه تــو دادم همه بـر بــــاد ، کجایی ؟

شعر در وصف باد

شاخه ای تسلیم باد ناموافق شد شکست

بغضِ چندین ساله تبدیلِ به هق هق شد شکست

شعر در وصف بادمجان

کهنه فانوسی که قلب شیشه ای دارم، ولی

باد و باران خوب می دانند، آهن نیستم

شعر در وصف باده

شانه ات رادیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

شعری در وصف باد

باد می‌ریزد بــه دورت حسرتِ تلـــخ مرا

باد روزی روسری را از سرت وا می‌کند

شعر در وصف حزب باد

باد از کوچه ی بن بست خبر آورده

ما دوتا پنجره زندانی یک دیواریم

شعر باد

دست نامریی ِ باد و دسته های تار مو

وای این نامرد با آنها چه بد ور می رود

شعر بادبادک

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

شعر بادا بادا مبارک بادا

تنم را گرچه چون خاکستری در دست باد اما

دلی چون آتشی در زیر خاکستر به من دادی

شعر بادکوبه ای

عطر تو شعر بلندی است رها در همه سو

کاش یک باد به کشفت برساند ما را

شعر باد صبا

سفر به خیر گل من که می روی با باد

ز دیده می روی اما نمی روی از یاد

شعر بادکنک های رنگی

شبیه نغمه ی  چنگی ، شبیه زوزه ی باد

شبیه ِ قلب ِ نجیبم ، که داده ای بر باد

شعر بادکنک

تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد

شعر باده

بگو به باد پرش را تکان تکان بدهد

بگو به ابر که باران بی امان بدهد

شعر باد بهاری وزید

ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد

به گرفتــــــار رهایی نتوان گفت آزاد

شعر بادیه

دلم را می سپارم دست باران هرچه بادا باد

به دریاهای تقریبا خروشان هر چه بادا باد

شعر بادبادک های رنگی

شاخه ی بید ی و با هر باد سـر،خـم می کنـی

سخت آوردم به دستـت سـاده تـرکــم مـی کنی

شعر بادبادکها

قاصدک هاى پریشان را که با خود ، باد برد

با خودم گفتم مرا هم می‌توان از یاد برد

شعر بادبادک ناصر نظر

در این کورانِ تنهایی ، صدای باد آرام است

بیا برگرد شیرینم ، بیا ! فرهاد آرام است

شعر بادبادک یغما

باد هر چند صمیمانه دویده است به خاک

برگ پاییز غریبانه به رقص آمده است

شعر بادبادک سفیدم

الا که از همگانت عزیزتر دارم

شکسته باد دلم، گر دل از تو بردارم

شعر بادبادک کودکانه

چه زیبا میشوی وقتی چنین در باد میرقصی

چه زیباتر که وقتی نیستی در یاد میرقصی

شعر در مورد باد

شعر بادبادک یغما گلرویی

من اینجا خشت خشتم آیه های تلخ ویرانیست

سرت خوش باد بانو که هنوز آباد میرقصی

شعر بادبادکی

بی شکل تر از باد شدم تا نهراسی

وقتی که منِ واقعی ام را بشناسی

متن بی قراری عاشقانه

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

شعر بادبادکای رنگی

باید در امتداد باد گیسو رها کنی

مضمون شعر تازه ای از نو بنا کنی

شعر بادا بادا مبارک بادا

شبیه آتشی در باد خاکستر نمی گیرم

اگر خاموش گردم شعله را از سر نمی گیرم

متن شعر بادا بادا مبارک بادا

شبیه باد همیشه غریب و بی وطن است

چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است

دانلود شعر بادا بادا مبارک بادا

جان بفشانم ز شوق

در ره باد صبا

گر برساند به ما

صبحدمی بوی دوست.

شعر بادکوبه ای خدای عرب

پریشانم

پنجره ها را باز گذاشته ام

و باد

اندوه را از هر سرزمینی

به خانه ام می آورد!

شعر بادکوبه ای در مورد حج

از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت

بگذاشت مرا و جستجوی تو گرفت

اکنون ز منش هیچ نمی‌آید یاد

بوی تو گرفته بود خوی تو گرفت.

شعر بادکوبه ای حج

خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟

آن گل تازه و آن غنچهٔ خندان چون است؟

شعر از بادکوبه ای

از

باد

مرا

بوی تو

آمد امروز

شکرانه ی آن

به باد دادم دل را

شعر بادکوبه ای

ما دو پیراهن بودیم

بر یک بند…

یکی را باد برد،

دیگری را

باران هر روز خیس می کند

اشعار بادکوبه ای

آرامشت مسری‌ست

آنقدر که سرایت کرده است

به پیراهن سفیدت

بانو

لحظه ای بایست

مقابل باد

تا با اهتزاز پیراهنت

دنیا از جنگ بایستد

اشعار بادکوبه ایی

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

خرمن سوختگان را همه گو باد ببر

شعر وطن بادکوبه ای

مثل پیراهن بی گیره

رویِ بند

می رقصیدم در باد

شعر استاد بادکوبه ای

افسوس ندانیم که ما را چه رسید

از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم.

شعر باد صبای حافظ

باد می وزید

درخت تکیده بود

کلاغ از روی شاخه پرید

انگار زمستان رسیده بود

شعر باد صبا شجریان

شاعری که نشانی ات را نداشت

شعرهایش را

به پیراهن باد سنجاق کرده است

کاش امشب

پنجره ی اتاقت

باز مانده باشد!

شعر تصنیف باد صبا

موهایم چه عاشقانه

در آغوش باد می رقصند

نکند آن دورترها

باد را بوسیده ای

متن شعر باد صبا

حتما باد

شعرهایی که برایت سروده ام را

به گوش بیدها رسانده

که اینگونه مجنون شده اند!

شعر نفس باد صبا مشک فشان خواهدشد

دوست نداشتم

خبر رفتنت را

کسی بفهمد

بغضم را در تنهایی شکستم

مثل قاصدکی که

جای باد

به باران فکر می کرد

معنی شعر باد صبا

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

شعر کامل نفس باد صبا

یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

شعر در مورد باد صبا

جایی که باد نمی وزد آدم ها دو دسته می شوند:

آنهایی که بادبادکشان را جمع می کنند

و آنهایی که می دوند تا بادبادکشان بالا بماند.

شعر در مورد باد

متن شعر نفس باد صبا

قایقت می‌شوم

بادبانم باش.

بگذار هرچه حرف

پشت سرمان می‌زنند مردم،

باد هوا شود

دورترمان کند

شعر بادکنک کودکانه

پاییز هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد

با این‌همه

از منبر بلند باد

بالا که می‌رود

درخت‌ها چه زود به گریه می‌افتند

شعر بادکنک رنگی

پیراهنت

در باد تکان می‌خورد

این تنها پرچمی‌ست

که دوستش دارم

شعر بادکنک فروش

عشق اگرچه حرف ربط نیست

ربط می‌دهد مرا به تو

شوق را به جان

رنج را به روح

همچنان که باد

خاک را به دشت

ابر را به کوه.

شعر بادکنک آبی

لهجه‌ات

نه شمالی ست

نه جنوبی

اما

حرف که می‌زنی

باد از شمال می‌وزد

و پرندگان از جنوب باز‌می‌گردند

شعر بادکنکها

من ناگزیرم از دوست داشتن

باد اگر بایستد

مرده است

شعر بادکنک برای کودکان

سر می رود

گل از سبد

عطر از گل

باد از عطر

چنان که تصویر از آیینه

و زیبایی تو

از چشم من.

شعر بادکنک قرمز

تنهایی تو را می‌شکند،

در شاخه‌های من بپیچ

باد را

غافل‌گیر ‌کنیم

شعر بادکنکی

دوستم داشته باش

مثلِ پدری

که دخترش را

دختری که موهایش را

موهایی که باد را

و بادی که گلهای پبراهنم را

دوست دارد

شعر باده ها خالیست

هر گوشــه یِ شهر را

که نگاه میکنی

دِلــی اُفتـاده

انگار ،

بازیِ مرگ آورِ باد

با موهایِ بـازِ تو

نمی خواهد

تمامی داشته باشد

شعر باده و مستی

 دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد

شعر باده ناب

 روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

شعر باده و می

 تا جهان است رسم یاری باد!

دوستی باد و دوستداری باد!

شعر باده خاص خورده ای

 گفتم: ای باد، باد کم پیمای

که من از باد خود به فریادم

شعر باده عشق

 سپهرت باد یکران وز مه نو

کهن داغ تواش بر روی ران باد

شعر باده نوشیده شده پنهانی

 گفتم به باد می دهدم باده نام و ننگ

گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد

شعر باده فروش

 حسن تو همیشه در فزون باد

رویت همه ساله لاله گون باد

شعر بادها

 صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

ور نه اندیشه این کار فراموشش باد

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.