شعر در مورد جوانی ؛ 83 شعر کوتاه و نو در مورد جوانی

شعر در مورد جوانی

شعر در مورد جوانی

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد جوانی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

بر باد رفت در غم و حسرت جوانیم

بی آرزو چه سود دگر زندگانیم

شعر در مورد جوانی و پیری

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را

چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی را

شعر درباره جوانی و پیری

عمر از کف رایگانی می رود

کودکی رفت و جوانی می رود

این فروغ نازنین بامداد

در شبانی جاودانی می رود

شعری در مورد پیری و جوانی

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

شعر درباره ی جوانی و پیری

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند

بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

شعر در مورد جوانی

همه کس راتن واندام وجمال است وجوانی

وین همه لطف ندارد تومگرسرو روانی؟

شعر در مورد جوانی ونوجوانی

افسوس که نامه جوانی طی شد

و آن تازه بهار زندگانی دی شد

شعری در مورد جوانی

افسوس که ایّام  جوانـــــــی   بگذشت

هنگام  نشاط  و  شادمانی بگذشت

تا چشم گشودیم  در این باغ،   چو گل

هفتاد و  دو سال   زندگانی بگذشت

شعری در مورد جوانی ونوجوانی

جوانی حسرتا بامن وداع جاودانی کرد

وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد

شعر در مورد جوان ناکام

شباب عمر عجب با  شتاب  می‌گذرد

به دین  شتاب  خدایا شباب می‌گذرد

شباب و شاهدوگل مغتنم بود ساقی

شتاب کن که جهان با شتاب می‌کذرد

شعر در مورد جوان از دست رفته

جوانی چون  سواری   بود و  بگذشت

به گلزاری   بهاری  بود   و   بگذشت

شعر در مورد جوان و نوجوان

دریغا      از    جوانی ،   صد      دریغا

که  آن  هم  روزگاری  بود و بگذشت

شعر در مورد جوان ناکام

من جلوه شباب ندیدم  به عمر خویش

از  دیگران  حدیث  جوانی  شنیده‌ام

شعر در مورد جوان مردی

به   روزگار   جوانی   درود   باد   درود

که  دوره  خوش من دوره جوانی بود

شعر در مورد جوانی و نوجوانی

بر  ساحل دریای جوانی  چو  نشینم

هر دم گذرد از سر  من   موج خیالی

شعر در مورد جوانی و نوجوانی

عیش خوش و ایّام جوانی همه گوئی

چون بوی گلی بود که همراه صبا بود

شعری در مورد جوانی و نوجوانی

شادی کنیدای دوستان من شادم وآسوده‌ام

بوی جوانی بشنوید از پیکر فرسوده‌ام

شعری درباره جوانی ونوجوانی

مشو از  باغ  شبابت   بشکفتن  مغرور

کز  پیش  آفت  پیری  بود  و پژمردن

شعری در مورد جوان و نوجوان

بهره   از   روز    جوانی   ببرد آن پسری

که ز جان گوش به پند پدر پیر کند

شعر درباره جوانی ونوجوانی

سحرگه   به   راهی یکی پیـــــر  دیــدم

سوی    خاک   خم گشته از ناتوانی

بگفتم : چه    گم    کرده‌ای اندرین راه؟

بگفتا:   جــوانی،   جـوانی،  جــوانی

شعری در باره ی جوانی ونوجوانی

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

جملات عاشقانه انگلیسی

A heart that loves is always young.

قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است

شعر در مورد جوان و نوجوانی

می دوی تند ،جوانی و ندارد نفسی

دلِ از تاب و تب افتاده و تنها مانده

شعری درباره نوجوانی و جوانی

خدا وبال جوانی نهد به گردن پیری

تو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت

شعری در مورد جوان و نوجوانی

جوانی ام ، غرورم ، آبرویم ، آرزوهایم…

تمام آنچه را که از خودم هم دوست تر دارم

شعر در مورد مرگ جوان ناکام

انگار در این همهمه تنها ماندم

 از وصف تمام عاشقان جا ماندم

در حسرت آن نگاه زیبا و قشنگ

صد حیف که از جوانی ام وا ماندم

شعر در مورد فوت جوان ناکام

گــنــاه شــیــعــه تــو را مــیـزبـان بــاران کـرد

فـدای بـغــض نــهــانــت مــن و جـوانـی مـن

شعر در مورد درگذشت جوان ناکام

آمدی تا دوباره شب بوها

با عبورت ترانه خوان بشوند

تاک های تکیده و مرده

با نگاه شما جوان بشوند

شعر درباره جوان ناکام

دیگر چه فرقی می کند من پیر باشم یا جوان؟!

وقتی تو باشی تا ته دنیا جوانی می کنم

شعر درباره جوان ناکام

با تو من یک جور  ِ دیگر مهربانی میکنم

شور در سر دارم و دارم جوانی می کنم

شعری در مورد جوان ناکام

قد کشیدی تا جوانی پابه پایم حیف شد

دست دوران کرد،ازدستت جدایم حیف شد

شعری در باره جوان ناکام

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

شعر کوتاه درمورد جوان ناکام

منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

شعری درباره جوان از دست رفته

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

شعر درباره جوان از دست رفته

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی

لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی

شعر درباره جوانی از دست رفته

به سمت خلوت میانه سالی ام نیا

در ازدحام کوچه ی جوانی ات بمان

شعری در مورد جوانی و نوجوانی

از زندگانیم گله دارد جوانیم

شرمنده جوانی از این زندگانیم

شعر درباره نوجوان و جوان

تو بادبادک بازیگوشی بودی

که با دنباله ی عطرش

هر روز از خیابان نوجوانی‌ام می گذشت !

و من کودکی که می دوید

می دوید… می دوید… و نمی رسید

شعر زیبا در مورد جوانی و نوجوانی

جوانی‌ام

گوشه‌ی آغوش تو بود

لحظه‌ای صبر اگر می‌کردی

پیدایش می‌کردم

آغوشت را باز کردی

برای رفتن‌ام

شاید حق با تو بود

من دیر شده بودم!

شعر درباره جوان و نوجوان

کودکی‌ام را سنجاق کرده ام

به… جوانی‌ام

و دوچرخه سبزم آن پایین صفحه

مدام تاب می‌خورد

شعر زیبا درمورد جوان ناکام

 جوانی خود مرا تنها امید زندگانی بود

دگر من با چه امیدی توانم زندگانی کرد

شعر درباره جوان مردی

 خود جوانی هم به این زودی به ترک کس نگوید

من ز خود آزردم از فرط جوانی ها جوانی

شعر در وصف جوانی

 سیرم از زندگانی

در بهار جوانی

شعر در وصف جوانی

 بادست غرور زندگانی

برقست لوامع جوانی

شعر در وصف جوان ناکام

 جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

شعر در وصف جوان

 خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست

شعر در وصف جوان از دست رفته

 بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی

داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی

شعر در وصف جوان فوت شده

 خود جوانی هم به این زودی به ترک کس نگوید

من ز خود آزردم از فرط جوانی ها جوانی

شعر در وصف جوان مرده

 الفت پیری و نسیان جوانی بین که دیگر

خود نمیدانم که پیری دوست دارم یا جوانی

شعری در وصف جوانی

 گر جوانی میکنم پیرانه سر بر من نگیری

شهریارا در بهاران می کند دنیا جوانی

شعری در وصف جوان ناکام

 در جوانی توبه دمسرد پیرم کرده بود

همت پیر مغان بخت جوانی شد مرا

شعر به وصف جوانی

 به جوانی نتوانی چو رسیدن، باری

جهد کن عهد جوانی جهان را دریاب

شعری در وصف جوانی

 نشأه می با جوانی آب یک سرچشمه است

از جوانی بگذرد هر کس زصهبا بگذرد

شعر در وصف مرگ جوان ناکام

 می کشم گر در جوانی اه افسوس از جگر

نیل چشم زخم برروی جوانی می کشم

اشعار در وصف جوان ناکام

 در عالم جوانی کاری نیامد از من

دستی زدم به پیری در دامن جوانی

شعر در وصف جوانمردی

 به جوانی چو نشد باز مرا چشم خرد

شاید ار هرگز بر روز جوانی ننوم

شعر در وصف جوانان

 جوانی یکی مرغ بودت گر او را

بدادی به زر نیک بازارگانی

شعر در وصف جوان مرگ

 غنچه در نوبت جوانی تو

سر نبیند، اگر کله بنهد

شعری در وصف جوان

 افسوس! که ایام جوانی بگذشت

سرمایه عیش جاودانی بگذشت

شعر جوانی

 دود از دل عاشقان برآرد

حسن تو ز آتش جوانی

شعر جوانی و پیری

 جوانی گسست و چیره زبانی

طبعم گرفت نیز گرانی

شعر جوانی گذشت

 بر سر بازار سربازان عشق

زیر هر داری جوانی دیگرست

شعر جوانی و نوجوانی

 همه دانند لشکر و میران

که جوانی نیاید از پیران

شعر جوانی شمع ره کردم

 ای لاله بهار جوانی که شد خزان

از داغ ماتم تو بهار جوانیم

شعر جوانی داستانی بود

 ورق تا نگردانده باد خزانی

غنیمت شمر نوبهار جوانی

شعر جوانی رفت

 زان باده پیر تلخ پاسخ

بفزای حلاوت جوانی

شعر جوانی و گذر عمر

 آموختیم جوانی اندر پیری

از بخت جوان صلای پیرآموزی

شعر جوانی پیری

 آزرده جانی را مکش، بی خان و مانی را مکش

مسکین جوانی را مکش، تو هم جوانی، ای پسر

شعر جوانی دل

 خود جوانی هم به این زودی به ترک کس نگوید

من ز خود آزردم از فرط جوانی ها جوانی

شعر درباره جوانی و پیری

 به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی

که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد

شعر جوان و پیر

 جوانی می رود از دست بر باد

برو لنگر بنه رطل گران را

شعر در مورد جوانی و پیری

 خورشید من از اوج جوانی چو برآمد

بس ذره سرگشته که بر باد هوا رفت

شعر از پیری و جوانی

 هلاک جان من آن پیر داند

که روزی از جوانی دور مانده ست

شعر درباره ی جوانی و پیری

 نپرسد هرگز آن مست جوانی

که حال توبه آن پیر چونست

شعر در مورد گذشت جوانی

 ایام جوانی به سر زلف بتان شد

اقبال به سر رشته کارم نرسانید

شعر درباره جوانی و نوجوانی

 آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت

وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت

شعر جوان و نوجوان

 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد

شعری درباره جوانی و نوجوانی

 عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار

عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش

شعر در مورد جوانی و نوجوانی

 چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور

که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ

شعر درباره ی جوانی و نوجوانی

 چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور

که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ

شعری درباره ی جوانی و نوجوانی

 عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام

مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام

شعری در مورد جوانی و نوجوانی

 عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام

و از خدا دولت این غم به دعا خواسته ام

شعری درباره نوجوانی و جوانی

 خسروا پیرانه سر حافظ جوانی می کند

بر امید عفو جان بخش گنه فرسای تو

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.