قاصدک

شعر اشک | 79 شعر در مورد اشک و گریه عاشق

شعر در مورد اشک

شعر در مورد اشک ، شعر اشک ، شعر در مورد اشک عاشق ، شعر در مورد اشک عاشقانه

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد اشک ریختن برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم

ز اشک پرس حکایت که  من  نیم غمّاز

شعر در مورد اشک ریختن

فریاد که جز اشک شب و آه سحرگاه

اندر سفر عشق، مرا همسفری نیست

شعر درباره اشک ریختن

لب برلبش نهادم و اشکم ز دیده ریخت

بر  روی  گل  چو  ابر  بهاران  گریستم

شعری درباره اشک ریختن

ز اشک من چه می‌دانی گرانیهای دردم را؟

ز طوفان شبنمی دیدی ز دریا گوهری دیدی

شعر در مورد اشک و گریه

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام

خارم   ولی    به   سایه  گل    آرمیده‌ام

شعر در مورد اشک

درهوای چهره غمدیدگان پیدا چو اشکم

در درون سینه دلخستگان پنهان چو دردم

شعر در مورد اشک چشم

از    نوای    آسمانی      خوشتر    است

هایهای  اشک    و    زاری‌های    دل

شعر در مورد اشکال هندسی

این‌که هرشب تا سحرآید ز چشمم اشک نیست

گوهر جان است می‌ریزد به دامانم چو شمع

شعر در مورد اشک مادر

هر قطره‌ای ز اشک، جگر گوشه من است

گاهش بدیده گاه به دامن گرفته‌ام

شعر در مورد اشک تمساح

هزار شکر که   گر  غایبی  ز   دیده   ما

غم فراق تو با اشک من هم آغوش است

شعر در مورد اشکان

چشمه‌ها جوشید و  بستانها  شکفت

اشک   شادی    ریخت    از    چشمان من

شعر در مورد اشک مرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد

شعر در مورد اشک عاشق

در شب هجر تو شرمنده  احسانم  کرد

دیده   از   بس گهر   اشک   به دامانم کرد

شعری در مورد اشک چشم

الا ای قطره اشکی که بر مژگانم آویزی

هزاران عقده بگشایی اگر بر دامنم ریزی

شعر درباره اشک چشم

اشکی که ترا   بر گل   رخسار    دویده

باران   بهار   است   که   بر لاله چکیده

شعر کودکانه درمورد اشکال هندسی

امروز که در دست توام  مرحمتی  کن

فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

شعر درباره اشکال هندسی

هر چند نیست درد دل  ما  نوشتنی

از اشک خود دو سطر به ایما نوشته‌ایم

شعر کودکانه درباره اشکال هندسی

سرسبزی گلشن بود از همت اشکم

یک برگ چمن نیست که شرمنده من نیست

شعر درباره اشک مادر

اشکم برون می‌افکند راز درون پرده را

آری شکایتها  بود  از   خانه بیرون  کرده  را

شعر در مورد گریه مرد

ز گل آن چنان که سرخی نرود به سعی باران

نتوان به اشک شستن ز تو رنگ بی‌‌وفایی

شعر درباره اشک مرد

بیا که بی‌گل روی تو اشکم از سر مژگان

چو شبنمی است که از نوک خار، لرزد و ریزد

شعری در مورد گریه مرد

رخ بر رخش فشردم و اشکم فرو چکید

در ظلمت شبانه به روشن لقای او

شعر عاشقانه در مورد اشک

اشک گرم و آه سرد و روی زرد و سوز دل

حاصل عشقند و من این نکته می‌دانم چو شمع

شعر در وصف اشک

هیچ کس آبی نزد بر آتشم جز اشک من

هم غم خویشم من و هم غمگسار خویشتن

شعری در وصف اشک

اشکها آهسته می‌لغزند بررخسار زردم

آرزو دارم روم جائی که دیگر بر نگردم

جملات عاشقانه انگلیسی در مورد اشک

I’ve found a new love and a new place to dwell

Where teardrops ain’t soakin’ the floor.

یک معشوقه تازه و یک جای تازه پیدا کرده‌ام

جایی که قطره‌های اشک زمین را خیس نمی‌کند

شعر زیبای اشک از سالک یزدی

چون ابر دجله دجله به دریا گریستم چون کوه چشمه چشمه به صحرا گریستم

با صد هزار دیده ی روشن چو آسمان شب تا به روز بر سر دنیا گریستم

در بزم روز گار که در خون طپد نشاط مستانه تر زخنده مینا گریستم

شعر اشک

کس آگه نیست از سوز درون و اشک خونینم

جز آن شمعی که می‌سوزد شب هجران به بالینم

شعر اشک مهتاب

کسی شماره کند اشک دیده ما را

که قطــــره قطـــــره تواند شمرد در یارا

شعر اشک یتیم پروین اعتصامی

هزار دیده برای تو اشک ریزان است

تو اشک همچو سحاب از چه باب می‌ریزی

شعر اشک ریختن

می‌توان از قطره اشکی به مطلبها رسید

گـــاه باشد خــرمنی حـاصل شود از دانه‌ای

شعر اشکال هندسی

طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من

با آنکــــــه در غمت به مــــــدارا گریستم

شعر اشکله جونم

دلا از خود مشو نومید، اگر اشک روان داری

که‌چون آبی به خاکی ریختی، تخمی به بار آرد

شعر اشک یتیم اعتصامی

اگر اشک پشیمانی نگردد  عذر خواه  من

بپوشد چشمه خورشید را گرد گناه من

شعر اشک یتیم پروین

شرمنده خون گرمی اشکم که همه عمر

نگذاشت مرا گرد به مژگان بنشیند

شعر اشکال هندسی برای کودکان

بی‌تو چو شمع کرده‌ام گریه و خنده کار خود

خنده به عهدست تو گریه به روزگار خود

شعر اشکی در گذرگاه تاریخ

شب ز گرمیهای اشک دشت پیما سوختم

چون چراغ ناخدا بر روی دریا سوختم

شعر اشک مهتاب

طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من

با آنکه در غمت به مدارا گریستم

شعر اشک مهتاب شجریان

گوهر اشکم نگر از رشک عشق

وز صفا و موج آن دریا مپرس.

شعر اشک مهتاب سهیلی

از آسمان  می افتم

سقوط تکه ابریست

که دست بر پیراهنم می ساید

ترس قطره اشکی ست

که نمی ریزد

قصه ی گندم به تکرار نان می رسد

قصه ی آدم به پایان مرگ…

شعر اشک مهتاب از کیست

چه شب های درازی

اشک در هاون اندوه کوبیدم!

شعر در مورد اشک و لبخند ، شعر در مورد اشک شوق ، شعر در مورد اشک مرد

شعر های اشک مهتاب

فصلی در راه است

با اشک هایی که

هنوز بر گونه ی خیابان نیفتاده

خشک می شوند!‏

و عشق

پنهانی ترین

رازِ پاییز‎ ‎‏ است.‏

متن شعر اشک مهتاب

دلتنگ توأم

و قطره قطره ی اشکم

دانه دانه ی پرنده هایی ست

که از قفس دلم

رها می شوند

دانلود کتاب شعر اشک مهتاب

شعر و

بغض و

اشک

کفافِ رفتنت را نمی دهند

باید

سر فرصت

برایت

بمیـرم …

کتاب شعر اشک مهتاب مهدی سهیلی

هرگز برای کسی که آزارتان داده

اشک نریزید

فقط لبخند بزنید و بگویید

ممنون از اینکه

فرصت یافتن انسان بهتری را به من دادی!

متن شعر اشک مهتاب مهدی سهیلی

من چیزى

از عشق مان

به کسى نگفته ام !

آنها تو را هنگامى که

در اشک هاى چشمم

تن مى شسته اى دیده اند

شعر اشک یتیم پروین اعتصامی با معنی

هر شب

نبودنت را به آغوش مى کشم

و هر صبح

خاطره اى خیس را آویزان می کنم

اشک هایم که خشک شود

بوی دلتنگى بلند مى شود

و تنهایى

شبیه مردى که به آنها گیره مى زند

مبادا

فراموشى بوزد.

متن بی قراری

قطره های اشک بی قرار نوازشگر گونه هایم است

چه کنم که اشک قشنگترین بهانه است برای گفتن از بی تو بودن

نقد شعر اشک یتیم پروین اعتصامی

تو نیستی

بهانه های کوچک خوشبختی نیستند

تو نیستی

من نیستم

در نبود تو-

لبخندهای کاغذی آلبوم

غرق شدند

در بارانِ بی دریغ اشک

تا سپاس گزار تو باشم

که به اندازه ی یک غریق نجاتِ غریبه

تلاش نکردی

برای گرفتن من

از آب گل آلود

متن شعر اشک یتیم پروین اعتصامی

زن بودن

غمگین ترین شادی دنیاست!

و نمی دانی

من به خاطر تو …

چقدر

به اشکهایم لبخند زده ام!!

شعر کامل اشک یتیم پروین اعتصامی

اشک های تو

شانه ام را خیس می کند

و زخم سال های پیش را می سوزاند

معنی شعر اشک یتیم از پروین اعتصامی

از لحظه ای که با شب هم بستر شدم

از میان تمامی ستارگان

چشمان تو را

تنها چشمان تو را برگزیدم

و از تمامی رودخانه ها

اشکت را.

شعر های پروین اعتصامی اشک یتیم

غمگین که باشی

فرو می‌ریزم

مثل اشک

نه مثل دیوار شهر

که هر کس چیزی بر آن

به یادگار نوشته است

شعر پروین اعتصامی به نام اشک یتیم

اشک رازیست

لبخند رازیست

عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

شعر اشک ریختن

بی‌رخت اشک همی بارم و گل می‌کارم

غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا

شعر درباره اشک ریختن

برای تو اشک نریختم

حتی آه هم نکشیدم

من عاشق تو هستم

وهیچ پدیده ای نمی تواند تو را از من رها کند

شعر در مورد اشک تمساح ، auv nv l,vn ha; ، شعر در مورد اشک یتیم

شعر برای اشک ریختن

برای بیان عشق

همواره نیازی به

واژه های عاشقانه نیست

بلکه زیر و بم و اشک و لبخند لازم است

شعری درباره اشک ریختن

چقدر

چشمهایم را

بالا بگیرم و اشک ها را برگردانم ؟

شعر در مورد اشک ریختن

روزی

جایی

دقیقه ایی

خودت را باز خواهی یافت

و آن وقت

یا لبخند خواهی زد

یا اشک خواهی ریخت

شعر اشکال هندسی پیش دبستانی

با اشک هایمان

تهمت به جاودانگی درد می زدیمl

با دردهایمان

بهتان به عشق

بیگانگی

رسالت ما بود

شعر اشکال هندسی به انگلیسی

هوایم داشت

رفته رفته

خراب تر می شد

و اشک

در چشمانم

بیشتر بیشتر

شعر انگلیسی اشکال هندسی

اشکم ولی بپای عزیزان چکیده ام

خارم ولی بسایه گل آرمیده ام

شعر اشک یتیم از پروین

 میگریزم از اثرهای غرور

اشک هر جا سرکشد پا میکشد

معنی شعر اشک یتیم پروین

 من در خیال موزه، بسی اشک ریختم

این اشک و آرزو، ز چه هرگز اثر نداشت

معنی شعر اشک یتیم از پروین

 تا کی به اشک دیده من خنده میزنی

مانند آفتاب به اشک روان برف

شعر اشکی در گذرگاه تاریخ مشیری

 چون طفل هرزه پوی، به هر سوی میدویم

اشک از قفای دلبر و من از قفای اشک

شعر اشکی در گذرگاه تاریخ از مشیری

گوهر تابناکی و پاکی چو اشک نیست

روشندلی کجاست که داند بهای اشک

متن شعر اشکی در گذرگاه تاریخ

 با اشک، هم اثر نتوان خواند ناله را

غم پرور است ناله و جان پرور است اشک

متن شعر اشکی در گذرگاه تاریخ فریدون مشیری

گرنه در پرده دری خوی سحر دارد اشک

پرده از راز نهانم ز چه بردارد اشک

مفهوم شعر اشکی در گذرگاه تاریخ

 از بس که بریخت اشک بر خاک

شد خاک ز اشک او مطیب

معنی شعر اشکی در گذرگاه تاریخ

 به مژگان اشک پاشیدن میاموز

به ابر تیره باریدن میاموز

دانلود شعر اشکی در گذرگاه تاریخ فریدون مشیری

 خنده کبک درکمین دارد

اشک خونین چنگل شهباز

متن کامل شعر اشکی در گذرگاه تاریخ

 بهای اشک سیمینم ندانست

نمی دانم چه سیمین غبغبی بود

شعر اشکی بر گذرگاه تاریخ

 گر بر دل تو غبار بینم

از اشک خودش فرونشانم

شعر در مورد اشک ریختن

 این گفت و بشد چون باد صبا

شد اشک روان از منظر من

شعر درباره اشک ریختن

 همگنان اشک و خون روان کرده

خونشان در تغار پوشیده

شعری درباره اشک ریختن

 اشک خسرو همی رود ز فراق

گر توانیدش ایستاد دهید

شعر در مورد اشک و گریه

 نخل محبت، پژمرده شد کو

فیض نسیمی، اشک سحابی

شعر در مورد اشک

 در میان اشک نومیدی، رهی

خندم از امیدواریهای دل

شعر در مورد اشک چشم

 گهر اشک دمبدم سفتن

درد خود گفتن است دلها را

کامنت های تایید شده : 8 عدد

  • ممنونم از متن های قشنگتون واقعاً عالی هستن مرسی دوست عزیز:
    جبران مینکم قولرمیدم مرسی ازتون

  • عالی بود

  • فوق العاده بودن

    • عالی بود

  • عالی بود دل ادم و اب میکنه واقعا

  • عالی

  • سلام
    ممنون از مطالبتون
    لطف کنید اگر مناسب هست بیت زیر را هم ب مطالبتون اضاف کنید.

    دلم از حادثه ها رنگ نباخت
    لاکن از حادثه دیدن تو مدهوش است

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.