قاصدک

شعر غصه | 50 شعر در مورد غصه خوردن و غصه نخوردن

شعر در مورد غصه

شعر در مورد غصه ، شعر در مورد غصه خوردن ، شعر در مورد غصه نخوردن ، شعر غصه

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد غصه برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

غلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرا

دل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد.

شعر در مورد غصه نخوردن

خواب می دود برای نشستن در چشمانت،

من غصه می خورم!

کلمات می رقصند وقتی طعم لبهایت را می چشند،

من غصه می خورم!

دکمه ها به خط می شوند برای در آغوش کشیدن تنت،

من غصه می خورم!

شعر در مورد غصه خوردن

تو عاشق باران بودی

رفتی…

من از غصه آب شدم

خورشید کم کم بخارم کرد

حالا سالهاست

دارم برایت می بارم.

شعر درباره غصه نخوردن

در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیر

تو همیشه شاد باش و غصه هایم را بگیر

مستم از جام لبت، اى جانِ من هر روز و شب

جانِ من ارزانیت اما تو جامم را نگیر

شعری در مورد غصه خوردن

کاش خیاطِ بهتری بودی

این تنهایی

به تنم زار میزند

و جیب هایش

بزرگ تر از آن است

که با دست هایِ من پر شود

باید از فردا

کمی بیشتر

غصه بخورم…!

متن عاشقانه برای بی قراری

تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت؟

تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت؟

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟

یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟

بهر دیدار محبت تابه کی در انتظار؟

خسته ام از زندگی با غصه های بیشمار

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

شعر کوتاه درباره غصه نخوردن

تو

پولدار تر از منی

لباس های گرانقیمت می پوشی

و با ماشین، هر کجا دوست داشته باشی می روی

من اما کافی ست هوا ابری شود

یا به مترو نرسم

و یا زور تلفن ام حتی به تک زنگ نرسد

آن وقت تنها می شوم، تنها می مانم

و مدام غصه می خورم

دوست داشتن ات مثل بوسیدن ماه است

من هیچ وقت نمی توانم ماه را ببوسم !

شعر در مورد غصه

بادبادک بالا رفت…

قرقره از غصه لاغر شد

شعر در مورد غصه نخور

با می به کنار جوی می‌باید بود

وز غصه کنار جوی می‌باید بود

این مدت عمر ما چو گل ده روز است  

خندان لب و تازه روی می‌باید بود

شعر در مورد غم و غصه

عشق

همین خنده های ساده توست

وقتی

با تمام غصه هایت

می خندی

تا از تمام غصه هایم

رها شوم

شعری در مورد غصه

می روم

بغض خواهیکرد

اشکها خواهیریخت

غصهها خواهیخورد

نفرینم خواهیکرد

دوستترم خواهیداشت

یک شب فراموشم می کنی

فردایش به یادت خواهم آمد

شعر کوتاه در مورد غصه

نامه ای در جیبم

و گلی در مشتم

غصه ای دارم با نی لبکی

سر کوهی گر نیست

ته چاهی بدهید

تا برای دل خود بنوازم…

عشق جایش تنگ است!

شعر درباره غصه

تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،

ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت .

انـدازه مـی گـیـری !

حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی !

مقـایـسـه مـی کـنـی !

شعر درباره غصه نخور

چون بی شمار غصه کشیدم ز هجر او

زین غصه بی شمار بخواهم گریستن

بی اختیار چند کند گریه دیده ای؟

چندی به اختیار بخواهم گریستن

شعر در باره غم و غصه

غصه دم دم می کشم از جام غم

نیست جز غصه گوارانم، دریغ

ابر محنت خیمه زد بر بام دل

صاعقه افتاد در جانم، دریغ

شعر درباره ی غم و غصه

بخود میبال لیک از غصه خوردن

تنور آرزو نانی ندارد

محبت پیشه ئی بگداز و خون شو

که دردعشق درمانی ندارد

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.