گلچین زیباترین شعر در مورد ماه

شعر در مورد ماه

شعر در مورد ماه

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد ماه برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

به چه دردم بخورد ماه که در بالا هست

من فقط صورت تابان تو را می خواهم

شعر در مورد ماه

چه شده است ماه ما را، که خلاف آن شب، امشب

ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟

شعر در مورد ماه شهریور

این چند ماه

که منتظرت بودم

به اندازۀ چند سال نگذشت

به اندازۀ همین چند ماه گذشت

اما فهمیدم

ماه یعنی چه

روز یعنی چه

لحظه یعنی چه

این چند ماه گذشت

و فهمیدم

گذشتن، زمان، انتظار

یعنی چه

شعر در مورد ماهی قرمز

جلوه ی این ماه نکو را ببین

رنگ و رخ روی توام آرزوست

شعر در مورد ماه مهر و مدرسه

تو ماه بودی و

بوسیدنت  نمی دانی…

چه ساده

داشت مرا هم بلند قد می کرد

شعر در مورد ماه گرفتگی

در قایق سرگشته‌ی این ماه هلالی

من هستم و یاد تو و دریای خیالی

این گوشه همان گوشه و این میز همان میز

جای لب تو مانده بر این ساغر خالی.

شعر در مورد ماه محرم

از این همه ماه

که در آسمانت ریخته است

مگر که سه آفتاب به هم فشرده

از پس زیبایی هایت برآیند

شعر در مورد ماه رمضان

اگر ماه از تو زیباتر بود

هرگز دوستت نمی داشتم

اگر موسیقی

از صدای تو دل انگیزتر بود

هرگز به صدای تو گوش نمی سپردم

اگر آبشار اندامش از تو

متناسب تر بود

هرگز نگاهت نمی کردم

شعر در مورد ماه رجب

به من ایمان بیاور

در یک لحظه می توانم

تنها یک لحظه

خورشید را به آغوشت بیاورم

و ماه را به اتاقت

به من ایمان بیاور

معجزه من

آغوش زنی است به طعم دریاها

چیزی که هیچ بهشتی ندارد.

شعر در مورد ماهی

کاش بدانی

دوست داشتنت

خورشید نیست،

که لحظه ای بیاید و لحظه ای برود؛

ماه نیست،

که یک شب باشد و یک شب نباشد؛

ستاره نیست،

که شبی پر شور باشد و شبی کم فروغ؛

باران نیست،

که گاه شدت گیرد و گاه نم نم ببارد

مثل نفس می ماند

همیشه با من است.

شعر در مورد ماه مهر

دیدی ای ماه که شمع شب تارم نشدی

تا نکشتی ز غمم، شمع مزارم نشدی

شعر در مورد ماه مرداد

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

شعری در مورد مرداد ماه

بگو دوستم‌ داری‌ تا زیباتر شوم

بگو دوستم‌ داری‌ تا انگشتانم از طلا شوند

و ماه‌ از پیشانی‌ام بتابد

شعری در مورد مرداد ماه

همین که می آیی

تنم خو می گیرد با عطرت

لب هایت مُهر سکوت لب‌هایم می شوند

و من افطار می کنم

روزه ی نبودنت را

با همین عاشقانه های ساده

و ماهَ م عسل می شود!

شعر درباره ماه شهریور

تنها تو وقتی صدا می زنی

نامم دهان به دهان می چرخد

ماه کامل می شود

و با ده انگشت می تابد.

بلبلی پشت سنگ می خواند

با رگه هایی از طلا.

شعر در مورد ماهی قرمز

در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست

عشاق تو را به دیده در خواب کجاست

شعری در باره ماهی قرمز

با پرتوِ ماه آیم و چون سایه ی دیوار

گامی ز سرِ کوی تو رفتن نتوانم

شعری در مورد ماهی قرمز

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

شعر درباره ماهی قرمز عید

نه کسی منتظر است

نه کسی چشم به راه…

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه!

بین عاشق شدن و مرگ

مگر فرقی هست؟

وقتی از عشق

نصیبی نبری غیر از آه..!

شعر نو درباره ماهی قرمز

من یک جای تاریخ

یک جای تقویم

یک ماه از یک فصل جا مانده ام!

شعر در باره ماهی قرمز

ای ماه شبی مونس خلوتگه ما باش

در آینه ی اهل نظر چهره نما باش

شعر کوتاه در مورد ماهی قرمز

من دست برداشته و

پا بریده توام

تو ماه ابرینه پوش

من دست خط شفای سروش

شعر کودکانه در مورد ماهی قرمز

ماه ها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی

نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی

شعر نو در مورد ماهی قرمز

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

شعر درباره ماه مهر و مدرسه

گر تو را با ما تعلق نیست، ما را شوق هست

ور تو را بی ما صبوری هست، ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا!

ماه من! در چشم عاشق آب هست و خواب نیست…

شعر درباره ماه گرفتگی

آرام گرفته ماه در

برکه ی آب

انگار در آغوش تو

شب رفته بخواب

گیسوی تو بازیچه ی

 انگشت نسیم

ای عشق فقط تو جای خورشید بتاب

شعری در مورد ماه محرم

تو به قولِ غزل از ماه کمی ماه تری

تو از این شاعر بی قافیه آگاه تری

شعر درباره ماه محرم

دستم را اگر نگرفته بودی

چگونه می آموختم

در غیبت خورشید هم

می شود خندید ؟!

صدایت که ببارد

یک قطره ماه هم

در کاسه ی آبم بیفتد

کافی ست :

من نور می شوم

شعری درباره ماه محرم

ماه من!

نشانی قلبت را هرگز از یاد نبرده ام

فرسنگ ها هم که دور باشی

هوایت که به سرم بزند

می نشانمت کنار رویا هایم

دست های دلواپسم را

قفل می کنم به بودنت..

“تو”

همان جان منی

که گاهی می رسی به لبهایم…

شعر کودکانه در مورد ماه محرم

تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست

تا بندهٔ تو شده‌ست تابنده شده‌ست

زان روی که از شعاع نور رخ تو

خورشید، منیر و ماه تابنده شده‌ست.

شعر کوتاه در مورد ماه محرم

حالا اگر امشب

پیراهن پنجره را بکنم

ماه پیدا خواهد شد

اما تو  …

شعر ترکی در مورد ماه محرم

چون عُهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش کن تو این دل شیدا را

می نوش بماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را

شعر در مورد رسیدن ماه محرم

چون عُهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش کن تو این دل شیدا را

می نوش بماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را

شعر نو در مورد ماه محرم

منم

درختی که

برگ هایش را ریخت

تا تو

ماه را
از میان شاخه هایش

تماشا کنی.

شعر در مورد آغاز ماه محرم

امشب… مهمان منی

چهارگوشه دریا را می تکانم و

بسترت می کنم

می خواهم غرق شدن ماه را

در دریا تماشا کنم!

شعر در مورد ماه رمضان برای کودکان

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!

شعری در مورد ماه رمضان

 مکن که می نخوری بر جمال گل یک ماه

که باز ماه دگر می خوری پشیمانی

شعری در مورد ماه رمضان

 ماه را با رخت ای سرو نباشد پرتو

سرو را با قدت ای ماه نباشد مقدار

شعر درباره ماه رمضان

 بنگر آن ماه روی باده فروش

غیرت آفتاب و غارت هوش

شعر طنز در مورد ماه رمضان

 نازک اندامی بهشتی چهر زاد

ماه بی مهری، به ماه مهر زاد

شعر کوتاه در مورد ماه رمضان

 از رشک آفتاب جمالت بر آسمان

هر ماه ماه دیدم چون ابروان توست

شعر در مورد پایان ماه رمضان

 سرو را مانی ولیکن سرو را رفتار نه

ماه را مانی ولیکن ماه را گفتار نیست

متن شعر در مورد ماه رمضان

 بر سرو نباشد رخ چون ماه منیرت

بر ماه نباشد قد چون سرو روانت

شعر در مورد سحر ماه رمضان

 ماه چنین کس ندید خوش سخن و کش خرام

ماه مبارک طلوع سرو قیامت قیام

شعری در مورد ماه رجب

 جمال ماه پیکر بر بلندی

بدان ماند که ماه آسمانست

شعر زیبا در مورد ماه رجب

 ماه رویا مهربانی پیشه کن

خوبرویی را بباید زیوری

شعر کوتاه در مورد ماه رجب

 گفتی که منم ماه نشابور سرا

ای ماه نشابور نشابور ترا

شعر کودکانه در مورد ماه رجب

 حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی

کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار

شعر در مورد سگ گله

 در شب ماهتاب، اگر سگ همه شب فغان کند

آن سگ بافغان منم، روی تو ماهتاب من

شعر در مورد حلول ماه رجب

 گفتا برون شدی به تماشای ماه نو

از ماه ابروان منت شرم باد رو

شعر نو در مورد ماه رجب

 آن ماه دوهفته در نقابست

یا حوری دست در خضابست

شعر در باره ی ماه رجب

 این خط به زمین نشاید انداخت

کز جانب ماه آسمانست

شعر کوتاه درباره ماه رجب

 ماه رویا مهربانی پیشه کن

سیرتی چون صورت مستحسنت

شعر کودکانه درباره ماه رجب

 با روی تو ماه آسمان را

امکان برابری ندیدم

شعر در مورد ماهیگیری

 در گلشن بوستان رویش

زنگی بچگان ز ماه زاده

شعر در مورد ماهیگیر

 ماه رویا مهربانی پیشه کن

خوبرویی را بباید زیوری

شعر در مورد ماهی عید

 بربود جمالت ای مه نو

از ماه شب چهارده ضو

شعر در مورد ماهیها

 اندر آمد، ز ماه تابان تر

ز سهی سرو بس خرامان تر

شعر در مورد ماهی برای کودکان

 آن ماه که شمسه جلالش

آرایش طاق آسمان است

شعر در مورد ماهی قرمز عید

 بر کمر آفتاب قرص زرش

قبه سیم ماه بر سپرش

شعر در مورد ماهی مرده

 ترا روی زرد و مرا روی زرد

تو از مهر و ماه و من از مهر ماه

شعر در مورد ماهی و تنگ

 چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه

چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد

شعر در مورد ماه مهرم

 نگویمت که همه ساله می پرستی کن

سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش

شعری در مورد ماه مهر

 کیست آن ماه منور که چنین می گذرد

تشنه جان می دهد و ماه معین می گذرد

شعر در مورد متولدین ماه مهر

 ز ماه شرح ملال تو پرسم ای مه بی مهر

شبی که ماه نماید ملول و رنگ پریده

شعر در مورد متولد ماه مهر

 به شب سیاه عاشق چکند پری که شمعی است

تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری

شعری در باره ی ماه مهر

 ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا

در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا

شعر در باره ماه مهر

 خبرش ز رشک جان ها نرسد به ماه و اختر

که چو ماه او برآید بگدازد آسمان ها

شعری در باره ماه مهر

 ماه بشنود دعای من و کف ها برداشت

پیش ماه تو و می گفت مرا نیز مها

شعر ماه

 خوشتر از جان خود چه باشد جان فدای خاک تو

خوبتر از ماه چه بود ماه در تو ناپدید

شعر ماهی

 خامش کن و کوتاه کن نظاره آن ماه کن

آن مه که چون بر ماه زد از نورش انشق القمر

شعر ماه من

 گر ناله و آه آمد زان پرده ماه آمد

نظاره مه خوشتر ای ماه ده و چارم

شعر ماه و ماهی

 آیت هر ملاحتی ماه تو خواند بر جهان

مایه هر خجستگی ماه تو است و سال تو

شعر ماه و پلنگ

 شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید

من شبم تو ماه من بر آسمان بی من مرو

شعر ماهی قرمز

 ای آفتاب روی تو کرده هزیمت ماه را

و آن ماه در راه آمده از هزم تو پا کوفته

شعر ماهی قرمز

 چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آیی

ای ماه تو را چاکر از مات سلام الله

شعر ماه رمضان

 ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری

ای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبری

شعر ماهیگیر

 خردانه ظالمی تو که ورا چو ماه گویی

ز چه روش ماه گویی تو مگر بصر نداری

شعر ماه شب چهارده

 ماه اگر سجده نیارد پیش روی آن مهم

رو سیاه هر دو عالم دان تو روی ماه را

شعر بسیار زیبا در مورد ماه

از زندگانیم گله دارد جوانیم

شرمنده ی جوانی از این زندگانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را

یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق

داده نوید زندگی جاودانیم

چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر

وز دور مژده ی جرس کاروانیم

گوش زمین به ناله من نیست آشنا

من طایر شکسته پر آسمانیم

گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند

چون میکنند با غم بی همزبانیم

ای لاله ی بهار جوانی که شد خزان

از داغ ماتم تو بهار جوانیم

گفتی که اتشم بنشانی.ولی چه سود

برخاستی که بر سر آتش نشانیم

شمعم گریست زار به بالین که شهریار

من نیز چون تو همدم سوز نهانیم

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.