مشاعره و شعر با ا از شاعران مختلف

مشاعره و شعر با ا از شاعران مختلف

شعر با ا شعر با ا ,شعر با ا شروع شه,شعر با الف شروع شه,شعر که با ا شروع شه,بیت شعر که با ا شروع شه,شعر که اولش با ا شروع شه,یه …

گلچین زیباترین شعر در مورد آمدن بهار

گلچین زیباترین شعر در مورد آمدن بهار

شعر در مورد آمدن بهار شعر در مورد آمدن بهار ,شعری در مورد آمدن بهار,شعر درباره آمدن بهار,شعر زیبا در مورد آمدن بهار,شعر نو در مورد آمدن بهار,شعر کوتاه در مورد آمدن …

گلچین زیباترین شعر در مورد زاگرس

گلچین زیباترین شعر در مورد زاگرس

شعر در مورد زاگرس شعر در مورد زاگرس ،شعر درباره زاگرس،شعری درمورد زاگرس،شعر زاگرس،شعر درباره زاگرس،شعر در مورد زاگرس،جشنواره شعر زاگرس،شعر در خصوص زاگرس،جشنواره ملی شعر زاگرس،شعر در وصف زاگرس،شعری درباره زاگرس،شعر …

شعر در مورد دریا

شعر در مورد دریا

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد دریا برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را

 فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

شعر در مورد دریا

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگر

مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر

شعر در مورد دریاچه

طوفان بکن!  مرا بشکن!  دل نمی کنم

دریا تمام هستی دریا نوردهاست

شعر در مورد دریا و ساحل

تو مثل چشم دریا عاشقى و پاک و بارانى

و من یک تکه از دریا ؛ ولی نمناک و طوفانى

شعر در مورد دریاچه ارومیه

کجایی ساحل آرامش دریای طوفانی

پریشان بودم ای دریا تو را طوفان صدا کردم

شعر در مورد دریای خزر

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

 و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

شعر در مورد دریا و عشق

به دریا می زنم امشب دل توفانی خود را

که طوفانی کنم از غم تمام شانه خود را

شعر در مورد دریا و قایق

غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید

روزی دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی

شعر در مورد دریا از حافظ

گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشی

اما تو باید خانه ی ما را بلد باشی

شعر در مورد دریا و کشتی

به تمنای تو دریا شده ام! گرچه یکی ست

سهم یک کاسه ی آب و دل دریا از ماه

شعر در مورد دریا عاشقانه

تو گفته بودی میکشد دریا به هرسویت

من گفته بودم باتوام! پارو به پارویت

شعر در مورد دریاچه هامون

عشق میگفت : “به دریا بزنم قلبم را “

عشق پیروز شد و عقلِ مرا ، دل دزدید

شعر در مورد دریاچه پریشان

دل به دریا می‌زنم من… دل به دریا می‌زنی؟

تا توکّل بر هر آنچه پیش می‌آید کنیم

شعر در مورد دریاچه اورمیه

رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت

می روی اما بدان دریا ز من پایین تر است

شعر در مورد دریاچه ی ارومیه

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

با چه رویی بنویسم غم دریا دارم ؟

اس ام اس خیلی غمگین و دلشکسته

یادمان باشد

اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

که در این بحر دو رنگی و ریا دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

شعر در مورد دریاچه گهر

مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشت

گشت فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

شعر در مورد دریاچه زریبار

تو ماهی باش تا دریا برقصد،موج بردارد

تو آهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را

شعری در مورد دریاچه ارومیه

ماهی تنهای تنگم، کاش دست سرنوشت

برکه‌ای کوچک به من می‌داد، دریا پیشکش

شعر ترکی در مورد دریاچه ارومیه

من و تو ساحل و دریای همیم – اما نه!

ساحل این قدر که در فاصله با دریا نیست

شعر در مورد ساحل دریا

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

شعری در مورد ساحل دریا

اینجا کنار ساحل دریا دم غروب

دل می دهند آدم وعالم به تخته سنگ

شعر درباره ی دریا و ساحل

هفت دریا را برایت غرق خون آورده ام

آسمان را پیش پایت سرنگون آورده ام

شعری در باره دریاچه ارومیه

هر لحظه زیبا می شوی، همرنگ دریا می شوی

افکار بی اندیشه را در دیده جویا می شوی

شعر درباره دریاچه ارومیه

این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت

دریا نداشت دل بسپارم برای تو

شعر زیبا در مورد دریاچه ارومیه

زانو به زانوی تو، ای دریای دور از دست!

و هیچ کس جز جنگل حَرّا نمی داند

شعر کوتاه در مورد دریاچه ارومیه

صد ابر اگر تا ابد الدّهر ببارند

این برکه ی قحطی زده دریا شدنی نیست

شعر در مورد خشک شدن دریاچه ارومیه

رهایی، قصّه بود، ای ماهیِ تُنگِ بلورِ شب!

مبادا در فریبِ تُنگِ دریا گُم شود جانت

شعری درمورد دریاچه ی ارومیه

دریا صدا که می زندم وقت کار نیست

دیگر مرا به مشغله ای اختیار نیست

شعر درباره دریای خزر

از تو دور شدم

مثل ابر از دریا

اما هر جا رفتم باریدم.

شعری در مورد دریای خزر

کسی با سکوتش،

مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد

کسی با نگاهش،

مرا تا درندشت دریای خون برد

مرا باز گردان

مرا ای به پایان رسانیده

– آغاز گردان!

شعر در باره ی دریای خزر

در آغوش تو

رودخانه ها جریانی عمیق داشتند

دریاها می خروشیدند

زمین می چرخید

شعر درباره دریا و قایق

کاش می‌توانست

به رود بیندازد خودش را

ماهی کوچکی که

د‌لش دریا بود و

خانه‌اش برکه !

شعر درباره ی دریا و قایق

دلتنگی

رودخانه ای ست

که به هیچ دریایی

 نمی ریزد.

شعر های عاشقانه در مورد دریا

برای ماهی

با سه ثانیه حافظه

تُنگ و دریا یکی ست!

دست من و شما درد نکند

که دل ِ تنگ آدم ها را

با یک عمر حافظه

توی تُنگ می اندازیم

و برای ماهی ها دل می سوزانیم

شعری عاشقانه در مورد دریا

دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست،

اما برای ماهی زندگی‌ست

برای کسی که دوستت دارد

زندگی باش نه تفریح!!

شعر در وصف دریا

یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

شعر در وصف دریاچه ارومیه

دلتنگی

رودی نیست که به دریا بریزد!

دلتنگی

ماهی کوچکی ست

که برکه اش را

از چهار طرف

سنگچین کرده باشند!

شعر در وصف دریاچه

چه دریاچه ای بود

نگاهت

و من نمی دانستم تا کجاها

همراه خنده ات

در آن پارو خواهم زد.

شعر زیبا در وصف دریا

فانوس این خانه عاشقانه می سوزد

گردباد هم که باشی

خاموش نخواهم شد

دریا با جزر می رود

که با مد بازگردد

یا جزر باش، یا مد

این کشتی شکسته

باید به ساحل برسد.

شعر وصف دریا

در شعرهای من

ممکن است

ماه، راه شود

و کوه، دریا

اما درد

کماکان

همان است که بود.

شعری زیبا در وصف دریا

امسال که آمدی

برایم گردنبندی بیاور

با پنجاه و پنج دانه ی مروارید

بگذار فکر کنم

به خاطر من

پنجاه و پنج بار

دل به دریا زده ای!!

شعری در وصف دریاچه اورمیه

دیده ما چو به امید تو دریاست چرا

به تفرج گذری بر لب دریا نکنی

شعر عاشقانه در وصف دریا

شبیهِ ساحل،

آغوش باز کن،

تا خیالِ دریا بودن کنم!

شعر در وصف غروب دریا

گوهر اشکم نگر از رشک عشق

وز صفا و موج آن دریا مپرس

شعر در وصف نیروی دریایی

چنان مشتاقم

ای دلبر به دیدارت

که از دوری

برآید از دلم آهی

بسوزد هفت دریا را.

یک شعر در وصف دریا

امشب… مهمان منی

چهارگوشه دریا را می تکانم و

بسترت می کنم

می خواهم غرق شدن ماه را

در دریا تماشا کنم!

شعری در وصف دریاچه ارومیه

نزدیک تر به تو

خودم را با دریاچه ی کوچکی

اشتباه می گیرم

بیا کنار من

و جای تمام آهوهایی باش

که از لب هایم آب می نوشند

جملات عاشقانه انگلیسی در مورد دریا

my” love” is non stop like ‘’sea”
its ”trust” like ”blind”
its’’shine” like ‘’star”
its”warm” like ‘’sun”
its” soft” like ”flower”
AND
its ” beautiful” like ”u”
عشق مثل دریا هرگز متوقف نمیشه.
عشق مثل یه آدم کور اطمینان میکنه.
عشق مثل ستاره میدرخشه.
عشق مثل خورشید گرم میکنه.
عشق مثل گل ها لطیفه.
و
عشق درست مثل تو زیباست

شعر دریا

می روی و من پشت سرت آب نمی ریزم

وقتی هوای رفتن داری

دریا را هم به پایت بریزم

برنمی گردی

شعر دریاچه

خنده های تو تنها چیزی ست

که خدا

با دست هایش خلق کرد!

زمین و کهکشان و کوه ها

دایناسورها و دریاها

و تمام مردم

خود به خود پیدا شدند

شعر دریا و ساحل

هدیه‌ام از تولد، گریه بود

خندیدن را تو به من آموختی

سنگ بوده‌ام، تو کوهم کردی

برف می‌شدم، تو آبم کردی

آب می‌شدم، تو خانه دریا را نشانم دادی

می‌دانستم گریه چیست

خندیدن را

تو به من هدیه کردی.

شعر دریاچه ارومیه

ماهی ِ تُنگ کوچکی هم اگر بودم

فراموشم نمی‌شد دریا…

هیچ موجودی

نداشته‌هایش را فراموش نمی‌کند

شعر دریا از رستاک

هر روز

غرق می‌شوم

در این شهر بی دریا

و شب

خودم را بالا می‌کشم

روی تخت خواب

با صدف‌هایی در دستم

و تکه‌های تور

چسبیده به تنم

شعر دریا سهراب

آن دم

که دریا و آسمان

گم شود

پرواز، خواهم آموخت

پیش از آن که چشمانِ تو

دوباره باز شود.

شعر دریاچه قو

کاری کن

ساحل

رویای رسیدن به تو نباشد.

در دریا

چاره جز

عاشق بودن

نیست

شعر دریچه اخوان

از برکه

به دریا بزن!

تنهایی‌اَت

بزرگ شده است مرد

شعر دریاچه نور

تصویر قشنگی ست

برخورد موج با صخره

در یک غروب زیبا

اما …

تا اسیر دریا نشوی

نمی فهمی چه جهنمی ست این زیبایی

شعر دریاچه پریشان

در قایق سرگشته‌ی این ماه هلالی

من هستم و یاد تو و دریای خیالی

این گوشه همان گوشه و این میز همان میز

جای لب تو مانده بر این ساغر خالی.

شعر دریاچه هامون

اشتباه می‌کنند بعضی‌ها

که اشتباه نمی‌کنند!

باید راه افتاد،

مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند

بعضی هم به دریا نمی‌رسند.

رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد!

شعر دریاچه خشک

دریا عمیق است

تنهایى، عمیق تر

شعر دریاچه ی ارومیه

همه می‌گویند:

چه مهربان است این مَرد!

و کسی نمی‌داند

لبخند تو است روی لبهام

وقتی آ‌ن‌سوی دریاها

یادم میکنی

شعر دریاچه اشک

 قطره کز دریا برون آید همی

چون سوی دریا شود دریا شود

شعر دریا و ساحل

 دریا ز پی بخت بداز دیده چه ریزم

چون بخت بد خویش به دریا نتوان شست

شعر نو دریا و ساحل

 هر جا که اشکم تاخته آهم علم افراخته

هامون ز دریا ساخته، دریا به هامون ریخته

شعر درباره دریا و ساحل

 گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

شعر دریا ساحل

 خانه از سیلاب اشکم همچو دریا بود و من

خوابگه از موج دریا، چون حبابی داشتم

شعر درمورد دریا و ساحل

 ای ماه شب دریا ای چشمه زیبائی

یک چشمه و صد دریا فری و فریبائی

شعر درباره ی دریا و ساحل

 مبین ز موج تهیدست خوار دریا را

که روی کار بود پشت کار دریا را

شعر ساحل و دریا گوگوش

 نیست پروا تلخکامان را ز تلخی های عشق

آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

شعر درباره دریاچه ارومیه

 سفیدی پرده دار چشم خونپالا نمی گردد

کف دریا زطوفان مانع دریا نمی گردد

شعر برای دریاچه ارومیه

 اشکم چو عنان ریز نهد روی به دریا

دریا به نهانخانه گوهربگریزد

شعر ترکی دریاچه ارومیه

 درین دریا کدامین سیل جوش خودنمایی زد؟

که مهر خامشی برلب نزد دریا ز گردابش

شعری برای دریاچه ارومیه

 درین دریا سرشک ابر نیسان سنگ می گردد

سراغ گوهر مقصود ازین دریا چه می خواهی؟

شعری درباره دریاچه ارومیه

 دریا ز انتظار تو بر خاک می تپد

ای قطره از جدایی دریا چگونه ای؟

شعر در مورد دریاچه ارومیه

 کنار خویش دریا کردم از اشک

تماشا چون نیایی سوی دریا

شعر ترکی برای دریاچه ارومیه

 ملالی نیست ماهی را ز دریا

که بی دریا خود او خرم نگردد

شعر در وصف دریاچه ارومیه

 دلا می جوش همچون موج دریا

که گر دریا بیارامد بگندد

شعر درباره ی دریاچه ارومیه

 عشق شاخیست ز دریا که درآید در دل

جای دریا و گهر سینه تنگی نبود

متن شعر دریا از رستاک

 ستایش تو چو دریا زبان ما کشتی

روان مسافر دریا و عاقبت محمود

شعر دریا رستاک

 زنم گاهیش بر دریا برآرم گرد از دریا

زنم گاهیش بر سنگی بجوشد چشمه حیوان

متن شعر دریا از رستاک حلاج

 عصا زد بر سر دریا که برجه

برآورد از دل دریا غبار او

آخرین بروز رسانی در : پنج شنبه 14 شهریور 1398
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام جسارت و لینک مستقیم بلا مانع است.