خانه » اس ام اس شعر » گلچین زیباترین شعر در مورد کلیسا
تاریخ انتشار : 8 اکتبر 2017 - 9:13

گلچین زیباترین شعر در مورد کلیسا

شعر در مورد کلیسا

شعر در مورد کلیسا,شعر درباره کلیسا,شعر درباره كليسا,شعر کلیسا,شعر کلیسا شهریار,شعر کلیسا و مسجد,شعر كليسا,شعر درباره کلیسا,شعر با کلیسا,شعر ماه کلیسا,شعر در مورد کلیسا,شعر ماه کلیسا از شهریار,شعر نو کلیسا,شعر درباره كليسا,شعر نو كليسا,شعر اي راهب كليسا,شعر شهریار ماه کلیسا

 شعر در مورد کلیسا

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد کلیسا برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

برای اعتراف به کلیسا می روم 

رو در روی علف های روییده بر دیواره کهنه می ایستم 

و همه ی گناهان خود را اعتراف می کنم 

بخشیده خواهم شد به یقین 

علف ها  بی واسطه با خدا حرف می زنند

شعر پدر , شعر در مورد پدر , شعر درباره پدر , شعر در وصف پدر

شعر در مورد کلیسا

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

تعبیر خواب سگ , تعبیرخواب سگ , سگ در خواب دیدن , تعبیر خواب سگ سیاه هار

شعر درباره کلیسا

فریاد می کشم:

“تو را دوست دارم

تمام کبوتران

سقف کلیساها را

رها می کنند

تا دوباره در لابلای گیسوان من

لانه بسازند.

شعر دوست , شعر در مورد دوست , شعر درباره دوست , شعر در وصف دوست

شعری درباره كليسا

با سرانگشت

لب‌هام را ببوس

بگذار بین پرستش و عشقبازی

آونگ شوم

در خاطره‌ی بشر

چون زنگ کلیسا

در بلندای هستی

شعر برادر , شعر در مورد برادر , شعر درباره برادر , شعر در وصف برادر

شعر کلیسا

رفاقت با تو

رفاقت با بادبادکی کاغذیست

رفاقت با باد دریا و سرگیجه

با تو هرگز حس نکرده ام

با چیزی ثابت مواجه ام

از ابری به ابر دیگر غلتیده ام

چون کودکی نقاشی شده بر سقف کلیسا

شعر خواهر , شعر در مورد خواهر , شعر درباره خواهر , شعر در وصف خواهر

شعر کلیسا شهریار

لنگر می اندازیم

کنار بهشتی که از کلیسا خریده ام

و تمام شب را اتراق می کنیم

اینجا باد به انحنای آغوشت آرام می گیرد
و چشمهایت را که می بندی

شعر روی مژه هایت رد و بدل می شود

شعر زندگی , شعر در مورد زندگی , شعر درباره زندگی , شعر در وصف زندگی

شعر کلیسا و مسجد

تو را چون زنانی می خواهم

در تابلوی های جاودانه

چون دوشیزگان

نقش شده بر سقف کلیساها

که تن در مهتاب می شویند

شعر مهر ماه , شعر در مورد مهر ماه , شعر درباره مهر ماه , شعر در وصف مهر ماه

شعر كليسایی

من دردم

درد یعنی صورت پاییزی تو

یعنی نا امید

بعضا قامت تو ، بعضا دهان تو

و بعضی وقت ها ، سایه ی پشت چشمان تو

یعنی کودکی تو

در کوچه های استانبول

استانبولی که گاهی وقت ها

احساس می کنم هیچ وقت ندیده ام

و یا شمعی که تو

شبانه در کلیسا

روشن اش می کنی

و یا مرگ تو

برای صورتی که

هیچ وقت ندیده ای

شعر عشق , شعر در مورد عشق , شعر درباره عشق , شعر در وصف عشق

شعر درباره کلیسا و کعبه

از دیداری تا نامه ای

ابدیت نیست که می گذرد

تنها روزی یا هفته ای

سفر با آنان همیشه خوش است

کنسرت شنیده شده

کلیسای دیده شده

چشم انداز  روشن

و هنگامی که هفت کوه و رود

ما را از یک دیگر جدا کند

این کوه و رودی ست

که از نقشه به خوبی می شناسی شان

شعر گل , شعر در مورد گل , شعر درباره گل , شعر در وصف گل

شعر با کلیسا

به این خوشم که نام لطیف مرا ، ای نازنین من

شبانه‌روز به بیهودگی یاد نمی‌کنید

خوشم که در سکوت سرد کلیسا ، ای آوازه‌خوانان

برای ما سرود ستایش سر نمی‌دهید

شعر شب بخیر , شعر در مورد شب بخیر , شعر درباره شب بخیر , شعر در وصف شب بخیر

شعر ماه کلیسا

گر جا به حرم ور به کليسا کرده
زاهد عمل آنچه کرده بي جا کرده
چون علم نباشد عملش خواهد بود
ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده

شعر صبح بخیر , شعر در مورد صبح بخیر , شعر درباره صبح بخیر , شعر در وصف صبح بخیر

شعر در مورد کلیسا

در کليسا اسقف رضوان فروش
بهر اين صيد زبون دامي بدوش

شعر عید غدیر , شعر در مورد عید غدیر , شعر درباره عید غدیر , شعر در وصف عید غدیر

قوم عيسي بر کليسا پا زده
نقد آئين چليپا وا زده
دهريت چون جامه ي مذهب دريد
مرسلي از حضرت شيطان رسيد

شعر تنهایی , شعر در مورد تنهایی , شعر درباره تنهایی , شعر در وصف تنهایی

غزل سراي و نواهاي رفته باز آور
باين فسرده دلان حرف دل نواز آور
کنشت و کعبه و بتخانه و کليسا را
هزار فتنه از آن چشم نيم باز آور

شعر تولد , شعر در مورد تولد , شعر درباره تولد , شعر در وصف تولد

سرير کيقباد، اکليل جم خاک
کليسا و بتستان و حرم خاک
وليکن من ندانم گوهرم چيست
نگاهم برتر از گردون، تنم خاک

شعر ماه محرم , شعر در مورد ماه محرم , شعر درباره ماه محرم , شعر در وصف ماه محرم

زشت به چشمش نکوست مغز نداند ز پوست
مردک بيگانه دوست سينه ي خويشان دريد
داروي بيهوشي است تاج، کليسا، وطن
جان خداداد را خواجه بجا مي خريد

شعر لیاقت , شعر در مورد لیاقت , شعر درباره لیاقت , شعر در وصف لیاقت

شرار آتش جمهور کهنه سامان سوخت
رداي پير کليسا قباي سلطان سوخت

شعر لب , شعر در مورد لب , شعر درباره لب , شعر در وصف لب

گفت اين نيست کليسا که بيايي در وي
صحبت دخترک زهره وش و ناي و سرود

شعر لبخند , شعر در مورد لبخند , شعر درباره لبخند , شعر در وصف لبخند

شعر در مورد کلیسا

غوغاي کار خانه ي آهنگري ز من
گلبانگ ارغنون کليسا از آن تو

شعر ادب , شعر در مورد ادب , شعر درباره ادب , شعر در وصف ادب

شعر درباره کلیسا

ز خون من چو ز او فربهي کليسا را
بزور بازوي من دست سلطنت همه گير

شعر انسانیت , شعر در مورد انسانیت , شعر درباره انسانیت , شعر در وصف انسانیت

شعر کلیسا

گفت مردوخ آدم از يزدان گريخت
از کليسا و حرم نالان گريخت

شعر تهران , شعر در مورد تهران , شعر درباره تهران , شعر در وصف تهران

شعر کلیسا و مسجد

عروس زندگي در خلوتش غير
که دارد در مقام نيستي سير
گنهکاريست پيش از مرگ در قبر
نکيرش از کليسا منکر از دير

شعر آسمان , شعر در مورد آسمان , شعر درباره آسمان , شعر در وصف آسمان

شعر ماه کلیسا از شهریار

وقت است که بگشايم ميخانه ي رومي باز
پيران حرم ديدم در صحن کليسا مست

شعر خداحافظی , شعر در مورد خداحافظی , شعر درباره خداحافظی , شعر در وصف خداحافظی

شعر با کلیسا

دولت اغيار را رحمت شمرد
رقص ها گرد کليسا کرد و مرد

شعر مرگ , شعر در مورد مرگ , شعر درباره مرگ , شعر در وصف مرگ

شعر درباره كليسا

قبله ي ما گه کليسا گاه دير
او نخواهد رزق خويش از دست غير

شعر ماه اردیبهشت , شعر در مورد ماه اردیبهشت , شعر درباره ماه اردیبهشت , شعر در وصف ماه اردیبهشت

شعر کلیسا شهریار

در حرم زاد و کليسا را مريد
پرده ي ناموس ما را بر دريد

بخواب عشقم , بخواب عشقم شعر , بخواب عشقم شعرنو , آسوده بخواب عشقم

شعر كليسا

اي پريچهره که آهنگ کليسا داري
سينه مريم و سيماي مسيحا داري

شعر موفقیت , شعر در مورد موفقیت , شعر درباره موفقیت , شعر در وصف موفقیت

شعر ماه کلیسا

گرد رخسار تو روح القدس آيد به طواف
چو تو ترسابچه آهنگ کليسا داري

شعر دلتنگی , شعر در مورد دلتنگی , شعر درباره دلتنگی , شعر در وصف دلتنگی

شعر درباره کلیسا

به کليسا روي و مسجديانت در پي
چه خيالي مگر اي دختر ترسا داري

شعر آتش , شعر در مورد آتش , شعر درباره آتش , شعر در وصف آتش

شعر در مورد کلیسا

آهنگ حجاز مي نمودم من زار
کامد سحري به گوش دل اين گفتار
يارب، به چه روي جانب کعبه رود
گبري که کليسا از او دارد عار

شعر پاییز , شعر در مورد پاییز , شعر درباره پاییز , شعر در وصف پاییز

شعر نو کلیسا

خواهم شبي نقاب ز رويت بر افکنم
خورشيد کعبه، ماه کليسا کنم تو را

شعر درباره كليسا

دوش از وجد فروغي به کليسا مي گفت
که مرا جلوه ترسابچه اي ترسا داشت

شعر نو كليسا

پاي طلب کشيدم از کعبه و کليسا
روزي که سجده گاهم آن خاک آستان شد

شعر اي راهب كليسا

گر تو زيبا صنم از پرده درآيي روزي
کار خاصان حرم را به کليسا فکني

شعر در مورد کلیسا

ساختند از بهر جانان خانه اي در کفر و دين
گاه نامش را حرم، گاهي کليسا کرده اند

بستن تبلیغ