خانه » اس ام اس شعر » گلچین زیباترین شعر در مورد چوپان
تاریخ انتشار : 8 اکتبر 2017 - 17:41

گلچین زیباترین شعر در مورد چوپان

شعر در مورد چوپان

شعر در مورد چوپان,شعر در مورد چوپان دروغگو,شعری در مورد چوپان,شعر درباره چوپان,شعری در مورد چوپان دروغگو,شعر کودکانه در مورد چوپان,شعر نو در مورد چوپان,شعر درباره چوپان دروغگو,شعری درباره چوپان دروغگو,شعری درباره چوپان,شعر درباره ی چوپان,شعر نو درباره چوپان,شعر کودکانه درباره چوپان,شعر در وصف چوپان,شعری در وصف چوپان,شعر چوپان,شعر چوپان دروغگو,شعر چوپان و شبان,شعر چوپان برای خدا,شعر چوپان عاشق,شعر چوپان و گله,شعر چوپان و حضرت موسی,شعر چوپان مولانا,شعر چوپان و شعبان,شعر چوپان بچه,شعر طنز چوپان دروغگو,شعر کودکانه چوپان دروغگو,شعر درباره چوپان دروغگو,شعر درمورد چوپان دروغگو,شعری درباره چوپان دروغگو,شعر موسی و شبان مولانا,شعر موسی و شبان مولوی,شعر موسی و شبان کتاب درسی,شعر موسی و شبان کورش کیانی,شعر موسی و شبان لری,شعر موسی و شبان مثنوی,شعر موسی و شبان کامل,شعر موسی و شبان خلاصه,متن شعر موسی و شبان,شعر عاشقانه چوپان

شعر در مورد چوپان

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد چوپان برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

باز هم نيلبك و زمزمه ي چوپان ها ،

برّه ها ، بوي علف ، همهمه ي چوپان ها .

مثل يك مزرعه جاري پنبه ، آرام

ميرود تا دل صحرا رمه ي چوپان ها.

مثل يك تشنه كه از راه رسيده ست به آب،

چشمه سيراب شد از قمقمه ي چوپان ها.

ردّ پاي گله اي تلخ هميشه باقي است ،

در افق هاي نگاه همه ي چوپان ها.

گرگ اندوه بزرگي است به اندازه ي كوه ،

پشت تبدار ترين واهمه ي چوپان ها.

باز انگار همين گرگ اجل برگشته ،

مي خورد خون دل از جمجمه ي چوپان ها .

گوش كن آينه را مي شنوي از آن سو ،

از غم نيلبك و زمزمه ي چوپانها .

شعر پدر , شعر در مورد پدر , شعر درباره پدر , شعر در وصف پدر

شعر در مورد چوپان

به سلامتی گرگ که فهمید چوپان خواب است

ولی زوزه اش را کشید تا از پشت خنجر نزند.

تعبیر خواب سگ , تعبیرخواب سگ , سگ در خواب دیدن , تعبیر خواب سگ سیاه هار

شعر در مورد چوپان دروغگو

آدم ها دو دسته هستن…

نصفشون گرگن…!

نصف دیگشون گوسفند…!

اما من ترجیح میدم چوپان باشم…

شماها همدیگرو بدرید

منم میشینم نی میزنم 🙂

شعر دوست , شعر در مورد دوست , شعر درباره دوست , شعر در وصف دوست

شعری در مورد چوپان

نانوایی شلوغ بود و چوپان،مدام این‌پا و آن‌پا می‌کرد،

نانوا به او گفت:چرا اینقدر نگرانی؟

گفت:گوسفندانم را رها کرده‌ام و آمده‌ام نان بخرم، می‌ترسم گرگ‌ها شکمشان را پاره کنند!

نانوا گفت:چرا گوسفندانت را به خدا نسپرده‌ای؟

گفت:سپرده‌ام،

اما او خدای«گرگها»هم هست !

شعر برادر , شعر در مورد برادر , شعر درباره برادر , شعر در وصف برادر

شعر درباره چوپان

بر سَر منبر خود واعظِ دِه

خلق را مسئله ئی می آموخت

صحبت آمد ز جهنم به میان

که چه آتش ها خواهد افروخت

تن بد کار چه ها می بیند

آنکه عقبی پی دنیا بفروخت

گوش داد این سخنان چوپانی

غصه ئی خورد و هراسی اندوخت

دید با خود سگ خود را بد گار

چشمِ پراشک بدان واعظ دوخت

گفت: آن جا که همه می سوزند

سگ من نیز چو من خواهد سوخت ؟

شعر خواهر , شعر در مورد خواهر , شعر درباره خواهر , شعر در وصف خواهر

شعری در مورد چوپان دروغگو

خوب می فهمم چه حالی دارد از بی همدمی

پا به پای گرگ ها سرگرم چوپانی شدن

شعر زندگی , شعر در مورد زندگی , شعر درباره زندگی , شعر در وصف زندگی

شعر کودکانه در مورد چوپان

چه نیازی ست به اعجاز ، نگاهت کافی ست

تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها

راز خندیدن یک کودک چوپان باشد ..

شعر مهر ماه , شعر در مورد مهر ماه , شعر درباره مهر ماه , شعر در وصف مهر ماه

شعر نو در مورد چوپان

گریه میکرد گرگ…

وقتی دید سگ به خاطر تکه استخوانی لگد های چوپان راتحمل میکرد…!

شعر عشق , شعر در مورد عشق , شعر درباره عشق , شعر در وصف عشق

شعر درباره چوپان دروغگو

چوپان بالای تخته سنگی رفت و به گوسفندان گفت:

با هم باشید و از هم جدا نشوید تا گرگ‌ها آسیبی به شما نزنند!

سپس پایین آمد و گله را به طرف کشتارگاه هدایت کرد .

شعر گل , شعر در مورد گل , شعر درباره گل , شعر در وصف گل

شعری درباره چوپان دروغگو

تنهایی..

ریشه ی تمام گناهان ..

و دردهاست..

چوپان را تنهایی دروغگو کرد..!!

شعر شب بخیر , شعر در مورد شب بخیر , شعر درباره شب بخیر , شعر در وصف شب بخیر

شعری درباره چوپان

يادش بخير

يه معلم داشتيم تو کلاس ميگفت شغل ما، شغل انبياست

منم اومدم خود شيريني کنم

گفتم انبيا که همشون چوپاني ميکردن !

نه گذاشت ، نه برداشت گفت منم دارم همين کارو ميکنم ديگه گوسفند 😐

خدا حفظش کنه زيادي رک بود!!

شعر صبح بخیر , شعر در مورد صبح بخیر , شعر درباره صبح بخیر , شعر در وصف صبح بخیر

شعر درباره ی چوپان

مسئله اینجا تمام نمشود

.مهم ترین نگرانی وقتی است که

میخواهی به کسی از ته دل بگویی دوستت دارم

میگویی ولی

افسوس که مانند ندای چوپان دروغگو به نظر میرسد,

با این تفاوت که تو داری چوب چوپان های دروغگویی را میخوری که

ندای دروغشان همه چیز را خراب کرده اند.

و افسوس…

شعر عید غدیر , شعر در مورد عید غدیر , شعر درباره عید غدیر , شعر در وصف عید غدیر

شعر نو درباره چوپان

گوسفندها میدانند که چوپان دوستشان دارد،

اما نمیدانند که چوپان دوست صمیمی قصاب است….

شعر تنهایی , شعر در مورد تنهایی , شعر درباره تنهایی , شعر در وصف تنهایی

شعر کودکانه درباره چوپان

شب به شب قوچی از این دهکده کم خواهد شد

ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد

شعر تولد , شعر در مورد تولد , شعر درباره تولد , شعر در وصف تولد

شعر در وصف چوپان

چوپونه کجاست ؟

تو صحراست

مواظب گله ها ست

گله باید چرا کنه

بع وبع و بع صدا کنه

یونجه و شبدر بخوره

علفهای تر بخوره

چوپون باید زرنگ باشه

قوی و اهل جنگ باشه

جنگ با کی؟ با گرگ ها

صدآفرین ماشالله

شعر ماه محرم , شعر در مورد ماه محرم , شعر درباره ماه محرم , شعر در وصف ماه محرم

شعری در وصف چوپان

چوپان کوچک! نی بزن

تا غصه‌هایت کم شود

آواز غمگینی بخوان

تا آسمان بی‌غم شود

چوپان کوچک! نی بزن

شعری بخوان، شعری بخوان

تا دشت و کوه و باغ هم

زیبا شوند و مهربان

غمهای خود را یک به یک

در نی بریز، آهنگ کن

با نغمهء آهنگها

دنیای خود را رنگ کن

شعر لیاقت , شعر در مورد لیاقت , شعر درباره لیاقت , شعر در وصف لیاقت

شعر چوپان

يك مرد چوپان

توي صحرا بود

ني لبك مي زد

وقتي تنها بود

شعر لب , شعر در مورد لب , شعر درباره لب , شعر در وصف لب

شعر چوپان دروغگو

آن مرد چوپان

درخواب و رويا

گرگي را مي ديد

خيلي بي پروا

 ناگهان داد زد:

آي مردم ده

كمكم كنيد

گرگ آمده

شعر لبخند , شعر در مورد لبخند , شعر درباره لبخند , شعر در وصف لبخند

شعر چوپان و شبان

هركسي چندبار

دروغ بگويد

اگر پس از آن

راست هم بگويد،

 همه مي گويند

او مثل چوپان

دروغ مي گويد

گوش نكن به آن

شعر ادب , شعر در مورد ادب , شعر درباره ادب , شعر در وصف ادب

شعر چوپان برای خدا

می‌خواهم برایِ تو نامه بنویسم

می‌ترسم؛

پست‌چی عاشق‌ت شود

کبوتر برگردد

دق کند وُ دوریت را بمیرد

می‌خواهم برایِ تو نامه بنویسم

می‌ترسم،

شهر رفتنت را بفهمد

رود نبودنت را مراب شود وُ

خواب، شب را کابوس کند

می‌ترسم؛

در راه، به‌باد برود

بعد به‌دستِ چوپانی برسد وُ

هوایِ گوسفندانش را رها کند وُ

به هوایِ تو

گوسفند شود!

می‌ترسم؛

جاده راه نرود

بن بست شود

خانه خر شود وُ

در، به لنگه بچرخد وُ لج کند وُ

تو نیستی را.. زنگ بزند

می‌خواهم برایِ تو نامه بنویسم

می‌ترسم!

می‌ترسم باز عاشقت شوم…

شعر انسانیت , شعر در مورد انسانیت , شعر درباره انسانیت , شعر در وصف انسانیت

شعر چوپان عاشق

به گمانم

چوپانی

برای همه ی بره های معصومش

در دره های دور

یادم را نی زده روزی

شعر تهران , شعر در مورد تهران , شعر درباره تهران , شعر در وصف تهران

شعر چوپان و گله

تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها 

که سر به صخره گذارد

غریبی و پاکی

ترا ز وحشت توفان به سینه می فشردم

عجب سعادت غمناکی

دیدار درفلق

وقتی ستارگان سحرگاهی

بر ساقه ی سپیده تکان می خورد

و سحر ماه، نخل جوان را

در خلسه ی بلوغ می آشفت

وقتی که روح محتشم خرما

در طاره ی شکفته کبکاب

و چاشتبند کهنه ی چوپان

آواز بال فاخته را می شنفت

وقتی که فاخته پر می گشود

از آبخور سوی خرمن

از کوره راه شیری مشرق

با کرّه ی تکاور نو زینم

ای غرق در لباس گلباف روستا!

شعر آسمان , شعر در مورد آسمان , شعر درباره آسمان , شعر در وصف آسمان

شعر چوپان و حضرت موسی

تو لبخند بزن

من چوپانی نیستم نرم‌خو ، آن‌گونه که در افسانه

اما جنگلبانی‌ام

که زمین را ، باد را و کوه را

با تو قسمت می‌کند

شعر خداحافظی , شعر در مورد خداحافظی , شعر درباره خداحافظی , شعر در وصف خداحافظی

شعر چوپان مولانا

 گوسپند از براي چوپان نيست

بلکه چوپان براي خدمت اوست

شعر مرگ , شعر در مورد مرگ , شعر درباره مرگ , شعر در وصف مرگ

شعر چوپان و شعبان

 هم چو آن چوپان که مي گفت اي خدا

پيش چوپان و محب خود بيا

شعر ماه اردیبهشت , شعر در مورد ماه اردیبهشت , شعر درباره ماه اردیبهشت , شعر در وصف ماه اردیبهشت

شعر چوپان بچه

 عشق او خرگاه بر گردون زده

جان سگ خرگاه آن چوپان شده

بخواب عشقم , بخواب عشقم شعر , بخواب عشقم شعرنو , آسوده بخواب عشقم

شعر طنز چوپان دروغگو

 نشايد بره را از جور چوپان

ز چوپان جانب گرگان رميدن

 که اين چوپان نريزد خون بره

که او جاويد داند پروريدن

شعر موفقیت , شعر در مورد موفقیت , شعر درباره موفقیت , شعر در وصف موفقیت

شعر کودکانه چوپان دروغگو

 بيدار شو، اي بخت خفته چوپان

کاين باديه راحتگه ذئابست

شعر دلتنگی , شعر در مورد دلتنگی , شعر درباره دلتنگی , شعر در وصف دلتنگی

شعر درباره چوپان دروغگو

 چو عمري گرگ بد دل، گله راند

دگر زان گله، چوپان را چه ماند

شعر آتش , شعر در مورد آتش , شعر درباره آتش , شعر در وصف آتش

شعر درمورد چوپان دروغگو

 بدينسان داد پاسخ، گرگ نالان

نه چوپاني تو، نام تست چوپان

شعر پاییز , شعر در مورد پاییز , شعر درباره پاییز , شعر در وصف پاییز

شعری درباره چوپان دروغگو

 بدوري که مردم سگي ميکنند

درو گرگ چوپان نخواهيم يافت

شعر امام علی , شعر در مورد امام علی , شعر درباره امام علی , شعر در وصف امام علی

شعر موسی و شبان مولانا

 ز شير مادرش چوپان بريده

به شير گوسفندش پروريده

شعر دوستت دارم , شعر در مورد دوستت دارم , شعر درباره دوستت دارم , شعر در وصف دوستت دارم

شعر موسی و شبان مولوی

 گرگ ميگويد بدورانش که من

برصف اعداي چوپان ميزنم

شعر گذر عمر , شعر در مورد گذر عمر , شعر درباره گذر عمر , شعر در وصف گذر عمر

شعر موسی و شبان کتاب درسی

 چوپان سپهر و رم سپه، فحل رم است اقبال شه

کز بهر رم دارد نگه فحلي که چوپان پرورد

شعر کلیسا , شعر در مورد کلیسا , شعر درباره کلیسا , شعر در وصف کلیسا

شعر موسی و شبان کورش کیانی

 هر آنکس عاشق است از جان نترسد

يقين از بند و از زندان نترسد

دل عاشق بود گرگ گرسنه

که گرگ از هي هي چوپان نترسد

شعر کودکی , شعر در مورد کودکی , شعر درباره کودکی , شعر در وصف کودکی

شعر موسی و شبان لری

 گرت گله گرگ است و گر گوسفند

ترا بر همان گله چوپان کنند

شعر کمک , شعر در مورد کمک , شعر درباره کمک , شعر در وصف کمک

شعر موسی و شبان مثنوی

 اي دوست، دزد حاجب و دربان نمي شود

گرگ سيه درون، سگ چوپان نمي شود

شعر مردانگی , شعر در مورد مردانگی , شعر درباره مردانگی , شعر در وصف مردانگی

شعر موسی و شبان کامل

 چو گرگ حيله گر اندر لباس چوپان شد

شبان بگوي که تا چشم پوشد از اغنام

شعر غربت , شعر در مورد غربت , شعر درباره غربت , شعر در وصف غربت

شعر موسی و شبان خلاصه

 برسم و راه ديرين، داد چوپان

در آغل، گوسفندان را نشمين

شعر هدف , شعر در مورد هدف , شعر درباره هدف , شعر در وصف هدف

متن شعر موسی و شبان

 شبان فارغ از گرگ بدانديش

بود فرجام، گرگ گله خويش

 کنون ديگر نه وقت انتقام است

که کار گله و چوپان، تمام است

شعر عاشقانه چوپان

 نه ماست مانده ز آزت بخانه زارع

نه شير مانده ز جورت، بکاسه چوپان

شعر در مورد چوپان

 بدخواه وطن، بهر تو دل سوز نگردد

زين گرگ بينديش، که چوپان شدني نيست

شعر در مورد چوپان دروغگو

 باز در ايام او، طعمه گنجشک داد

گرگ به دوران او، سيرت چوپان گرفت

شعری در مورد چوپان

 چون نبود اين گله را از حفظ چوپاني گزير

مير چوپان را به چوپاني برو بگماشتند

شعر درباره چوپان

 چون نبود اين گله را از حفظ چوپاني گزير

مير چوپان را به چوپاني برو بگماشتند

شعری در مورد چوپان دروغگو

 چوپان دشت عشقم و ناي غزل به لب

دارم غزال چشم سيه مي چرانمت

شعر کودکانه در مورد چوپان

 نفس مأموم دلي دان که امامش عشقست

گرگ راعيست در آن گله که چوپان موسيست

شعر نو در مورد چوپان

 بچشم تيز نظر دل بنيکوان مسپار

بمرد معرکه جويي بده نه چوپان تيغ

شعر درباره چوپان دروغگو

 آن لايق شکار ملوک آمد

وين درخور است گله چوپان را

شعری درباره چوپان دروغگو

 همچو دزدي که نمايد ببر شحنه گذار

گرگ در عهد تو چون از بر چوپان گذرد

شعری درباره چوپان

 هان و هان گر حمد گويي گر سپاس

همچو نافرجام آن چوپان شناس

شعر درباره ی چوپان

 هان و هان گر حمد گويي گر سپاس

همچو نافرجام آن چوپان شناس

شعر نو درباره چوپان

 که برو ما از تو خود چوپان تريم

چون تبع گرديم هر يک سروريم

شعر کودکانه درباره چوپان

 بر دريد آن گوسفندان را بخشم

که ز چوپان خرد بستند چشم

شعر در وصف چوپان

 چونک چوپان خفت گرگ آمن شود

چونک خفت آن جهد او ساکن شود

شعری در وصف چوپان

 از رمه چوپان نترسد در نبرد

ليکشان حافظ بود از گرم و سرد

شعر چوپان

 هم چو مدح مرد چوپان سليم

مر خدا را پيش موسي کليم

شعر چوپان دروغگو

 اي عشق بيا به تلخ خويان خو بخش

اي پشت جهان به حسن چوپان رو بخش

از باغ جمال تو چه کم خواهد شد

زان سيب زنخدان، دو سه شفتالو بخش

شعر چوپان و شبان

 گر تو نکني سلام ما را در پي

چون جمله نشاطي و سلامي چون مي

چوپان جهاني و امان جانها

دفع گرگي گر نکني هي هي هي

شعر چوپان برای خدا

 ز چوب زهر چون چوپان خبر داشت

چراگاه گله جاي دگر داشت

شعر چوپان عاشق

 به چرا گله را دگر چه رجوع

به هياهوي پاس چوپان است

شعر چوپان و گله

 شير با صولتش آيد به نظر گربه زال

گرگ را با سخطش چون سگ چوپان بنگر

شعر چوپان و حضرت موسی

 پلنگ اندر چرا خور، يوز در ره، گرگ در آغل

تو چوپان نيستي، بهر تو عنوانست چوپاني

شعر چوپان مولانا

 بيا، که باز جانها را شهنشه باز مي خواند

بيا، که گله را چوپان بسوي دشت مي راند

شعر چوپان و شعبان

 موسي ما طاغي نشد، وز واسطه ننگش نبد

ده سال چوپانيش کرد، چون نام چوپان مي کشي؟!

شعر در مورد چوپان

بستن تبلیغ