خانه » اس ام اس شعر » گلچین زیباترین اشعار منوچهر آتشی
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2017 - 1:36

گلچین زیباترین اشعار منوچهر آتشی

اشعار منوچهر آتشی

اشعار منوچهر آتشی,شعر منوچهر آتشی آواز خاک,شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر,شعر منوچهر آتشی بوشهر,گلچین اشعار منوچهر آتشی,شعر منوچهر آتشی,شعر منوچهر آتشی آواز خاک,شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر,شعر منوچهر آتشی بوشهر,شعر گندم منوچهر آتشی,شعر زیبای منوچهر آتشی,سبک شعر منوچهر آتشی,شعر گندم و گیلاس از منوچهر آتشی,شعرهای زیبای منوچهر آتشی,شعر زیبا از منوچهر آتشی

اشعار منوچهر آتشی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد منوچهر آتشی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

سپیده که سر بزند

نخستین روز روزهای بی تو

آغاز می شود

شعر امام حسن , شعر در مورد امام حسن , شعر در وصف امام حسن , شعر درباره امام حسن

اشعار منوچهر آتشی

نه رفته‌ای

نه پیام آمدنی داده‌ای

خانه در تصرف بوی توست

تو نیستی و خانه در تصرف بوی توست

شعر کوچه , شعر در مورد کوچه , شعر درباره کوچه , شعر در وصف کوچه

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

حس می‌کنم

تنهایی ستاره را

این همه ستاره‌ی تنها ؟

یکی به یکی نمی‌گوید بیا

هر یک

از آسمانه‌ی خویش

چونان چشم پرنده درخشان

از آشیانه‌ی تاریک

شعر فکر کردن , شعر در مورد فکر کردن , شعر درباره فکر کردن , شعر در وصف فکر کردن

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

حس می‌کنم

نیش ستاره را

در چشمم

طعم ستاره را

در دهانم

و طعم یک کهکشان تنهایی را

در جانم

شعر فاصله , شعر در مورد فاصله , شعر درباره فاصله , شعر در وصف فاصله

شعر منوچهر آتشی بوشهر

کجای جهان بگذارمت

تا زیباتر شود آن جا ؟

بنویس می‌آیم

تا آشیانه به گام و به دست و سلام

آراسته شود

شعر کعبه دل , شعر در مورد کعبه دل , شعر درباره کعبه دل , شعر در وصف کعبه دل

گلچین اشعار منوچهر آتشی

بر کنده ی تمام درختان جنگلی

نام ترا به ناخن برکندم

اکنون ترا تمام درختان

با نام می شناسند

شعر فراق , شعر در مورد فراق , شعر درباره فراق , شعر در وصف فراق

شعر منوچهر آتشی

نام ترا به گرده ی گور و گوزن

با ناخن پلنگان بنوشتم

اکنون ترا تمام پلنگان کوه ها

اکنون ترا تمام گوزنان زردموی

با نام می شناسند

شعر فرشته , شعر در مورد فرشته , شعر درباره فرشته , شعر در وصف فرشته

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

دیگر

نام ترا تمام درختان

گاه بهار زمزمه خواهند کرد

و مرغ های خوشخوان

صبح بهار نام ترا

به جوجه های کوچک خود یاد خواهند داد

شعر قدر نشناسی , شعر در مورد قدر نشناسی , شعر درباره قدر نشناسی , شعر در وصف قدر نشناسی

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

ای بی خیال مانده ز من، دوست

دیگر ترا زمین و زمان

از برکت جنون نجیب من

با نام می شناسند

شعر امام حسین , شعر در مورد امام حسین , شعر درباره امام حسین , شعر در وصف امام حسین

شعر منوچهر آتشی بوشهر

ای آهوی رمنده ی صحرای خاطره

در واپسین غروب بهار

نام مرا به خاطر بسپار

شعر امام سجاد , شعر در مورد امام سجاد , شعر درباره امام سجاد , شعر در وصف امام سجاد

شعر گندم منوچهر آتشی

یاد داری چه شبی بود ؟

باد گرم نفس من

ساقه ی بازوی شفاف ترا می آزرد ؟

و اندکی آنسوتر

جوی اندام تو در کوچه ی تاریک

ماهی چشم مرا می برد ؟

شعر قدر یکدیگر را دانستن , شعر در مورد قدر یکدیگر را دانستن , شعر درباره قدر یکدیگر را دانستن , شعر در وصف قدر یکدیگر را دانستن

شعر زیبای منوچهر آتشی

یاد داری چه هراس انگیز

گرگ خاکستری ابری

کشته ی میش سفید ماه را می خورد ؟

یاد داری چه شبی بود ؟

شعر ماه خرداد , شعر در مورد ماه خرداد , شعر درباره ماه خرداد , شعر در وصف ماه خرداد

سبک شعر منوچهر آتشی

خوابیده ای کنار من

آرام مثل خواب

خواب کدام خوب ترا می برد چنین

مثل گلی سفید شناور به روی آب ؟

شعر گیسو , شعر در مورد گیسو , شعر درباره گیسو , شعر در وصف گیسو

شعر گندم و گیلاس از منوچهر آتشی

در پشت پلک های تو باغی ست

می بینم

باغی پر از پرنده و پرواز و جست و خیز

در پشت سینه تو دلی می تپد به شور

می شنوم

نزدیک کرده با تو هر آرزوی دور

پیش تو باز کرده هر بسته عزیز

رگ های آبی تو در متن مات پوست

دنباله های نازک اندیشه دل است

شعر لیلی و مجنون , شعر در مورد لیلی و مجنون , شعر درباره لیلی و مجنون , شعر در وصف لیلی و مجنون

شعرهای زیبای منوچهر آتشی

در نوک پنجه های تو نبضان تند خون

در گوش کودکی که هنوز

پر جست و خیز ماهی نازاب خون تست

تکبیر زندگی کیست

خوابیده ای کنار من آرام مثل خواب

خواب تو باغ خاطره ها و خیال هاست

شعر ثریا , شعر در مورد ثریا , شعر درباره ثریا , شعر در وصف ثریا

شعر زیبا از منوچهر آتشی

می دانم

اما بگو

آب کدام خوب ترا می برد چنین

مثل گلی سفید شناور به شط خواب ؟

شعر گذشته , شعر در مورد گذشته , شعر درباره گذشته , شعر در وصف گذشته

اشعار منوچهر آتشی

یک روز

در دشت صبحگاهی پندارت

از جاده یی که در نفس مه نهفته است

چون عاشقان عهد کهن

با اسب بور خسته می آیم من

در بامدادهای بخار آلود

در عصرهای خلوت بارانی

پا تا به سر دو چشم درشت و سیاه

تو گوش با طنین سم مرکب منی

شعر گذشت , شعر در مورد گذشت , شعر درباره گذشت , شعر در وصف گذشت

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

من چون عاشقان عهد کهن

با اسب پای پنجره می مانم

بر پنجه های نرم تو لب می نهم به شوق

و آنگاه

همراه با تپیدن قلب نجیب تو

از جاده های در دل مه پنهان

می رانم

شعر قلب , شعر در مورد قلب , شعر درباره قلب , شعر در وصف قلب

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

سلام 

به پوست سبز آب

به پوست سبزه ی تو

که زیر پوست سفید روز، می گردد

شعر یاد خدا , شعر در مورد یاد خدا , شعر درباره یاد خدا , شعر در وصف یاد خدا

شعر منوچهر آتشی بوشهر

چشم تو آبی نبود نام تو آبی بود

که آن همه مرا به جستجوی نام خودم

میان این همه دریاچه های مرده سرگردان کرد

شعر یار , شعر در مورد یار , شعر درباره یار , شعر در وصف یار

گلچین اشعار منوچهر آتشی

هر زن اگر دریاچه ای بوده یا نگینی آبی در انگشتر

حساب کنید من به گرداب چند دریاچه ی مرده

یا در انگشتان چند زن آبی غرق شده ام

شعر وطن , شعر در مورد وطن , شعر درباره وطن , شعر در وصف وطن

شعر منوچهر آتشی

نام مرا نام تو دیوانه کرد

و آن چه یافتم آخر کار نه فیروزه بود نه زمرد کوه های شرق

چخماقی بود از جنس آتش های کیهان

که به ژرفاهای گم دریای فارس

خیس خورده و مرجانی شده بود

جنس من آبی نبود نام تو آبی بود

شعر باران , شعر در مورد باران , شعر درباره باران , شعر در وصف باران

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

نامت

گل‌واژه ای به سپیدای ماهتاب و سپیده است

با عطر باغ اطلسی

و دشت های گرم شب بوهای دشتستان

شعر بچه , شعر در مورد بچه , شعر درباره بچه , شعر در وصف بچه

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

نامت گل هزار بهار نیامده است

نامت تمام شب هایم

و گستره ی خمیده ی رویاهایم را

پُر می کند

و در دهانم

مانند ماه در حوض، مد می شود

شعر ماه فروردین , شعر در مورد ماه فروردین , شعر درباره ماه فروردین , شعر در وصف ماه فروردین

شعر منوچهر آتشی بوشهر

نامت در چشمانم

چون لاله، سرخ

چون نسترن سپید

و مثل سرو سبز می ایستد

شعر کافه , شعر در مورد کافه , شعر درباره کافه , شعر در وصف کافه

شعر گندم منوچهر آتشی

جان می‌دهیم و ناز تو را باز می‌خریم

سودا همان کنیم اگر ، پیشه نو شود

شعر حج , شعر در مورد حج , شعر درباره حج , شعر در وصف حج

شعر زیبای منوچهر آتشی

نامت مژگانم را در می گیرد

نامت در جانم

گر می گیرد

شعر جوانی , شعر در مورد جوانی , شعر درباره جوانی , شعر در وصف جوانی

سبک شعر منوچهر آتشی

تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها 

که سر به صخره گذارد

غریبی و پاکی

ترا ز وحشت توفان به سینه می فشردم

عجب سعادت غمناکی

شعر بهشت , شعر در مورد بهشت , شعر درباره بهشت , شعر در وصف بهشت

شعر گندم و گیلاس از منوچهر آتشی

جاده گفتی یعنی رفتن ؟

جاده یعنی تکرار همین واژه ؟

دریغ !

شعر چرخ گردون , شعر در مورد چرخ گردون , شعر درباره چرخ گردون , شعر در وصف چرخ گردون

شعرهای زیبای منوچهر آتشی

شبدیز ، رام خسرو و شیرین به کام او

بر فرق ما چه فرق اگر ، تیشه نو شود

شعر جدایی , شعر در مورد جدایی , شعر درباره جدایی , شعر در وصف جدایی

شعر زیبا از منوچهر آتشی

جاده رفتن نیست

جاده طومار و نواری نه و جوباری

جاده یعنی رفت

رفت ، رفت

همین !

شعر جاده , شعر در مورد جاده , شعر درباره جاده , شعر در وصف جاده

اشعار منوچهر آتشی

همه جا می بینمت 

به درخت و پرده و آیینه 

نمی دانم اما تو مرا دنبال می کنی

یا من تو را ؟ 

شعر چهره زیبا , شعر در مورد چهره زیبا , شعر درباره چهره زیبا , شعر در وصف چهره زیبا

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

ما را غم کهن به می کهنه بسپرید

به حال ما چه سود اگر ، شیشه نو شود

شعر چای , شعر در مورد چای , شعر درباره چای , شعر در وصف چای

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

ای چشم شیرین زیبا . 

به گلها می بینیم و می بینمت 

به گلها نشسته ای و می بینیم 

بر آب می نگرم و می بینمت 

در آب می لرزی و می بینیم 

تو مرا جست و جو می کنی یا من تو را

شعر دختر , شعر در مورد دختر , شعر درباره دختر , شعر در وصف دختر

شعر منوچهر آتشی بوشهر

ای چشم شیرین دلربا . 

همه رویاهایم را نیلوفری کرده ای 

و همه خیال هایم را به بوی شراب آغشته ای 

شعر استاد , شعر در مورد استاد , شعر درباره استاد , شعر در وصف استاد

گلچین اشعار منوچهر آتشی

زیباست روی کاکل سبزت کلاه تو

زیباتر آن که در سرت ، اندیشه نو شود

شعر باد , شعر در مورد باد , شعر درباره باد , شعر در وصف باد

شعر منوچهر آتشی

همه جا 

گرمای خانه و جان و جهان است حضورت 

ولی چشم که باز می کنم نمی بینمت دیگر 

شعر یاد دوست , شعر در مورد یاد دوست , شعر درباره یاد دوست , شعر در وصف یاد دوست

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

با آن که می دانم تو می بینیم همه جا 

من شیدای توام 

یا تو مرا گرفته ای به بازوی سودا 

ای چشم شیرین بی پروا ! 

شعر آرامش , شعر در مورد آرامش , شعر درباره آرامش , شعر در وصف آرامش

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود

نوتر برآورد گل اگر ، ریشه نو شود

شعر آفتاب , شعر در مورد آفتاب , شعر درباره آفتاب , شعر در وصف آفتاب

شعر منوچهر آتشی بوشهر

نگاه ها چه ظالمانه جای کلمات را گرفته اند

سکوت چه قدر جای صدا را

هنوز نگفته ام دوستت دارم

نگاهم اما به عربده گفت

عربده ای که نرگس حافظ راپژمرده کرد

شعر آینه , شعر در مورد آینه , شعر درباره آینه , شعر در وصف آینه

شعر گندم منوچهر آتشی

هنوز نگفته ای دوستت دارم

سکوتت اما بارانی شد

و دل صنوبری خشکم را خرم کرد

شعر دروغ , شعر در مورد دروغ , شعر درباره دروغ , شعر در وصف دروغ

شعر زیبای منوچهر آتشی

سکوت چه قدر جای صداها را می گیرد هنوز

نگاه چه ظالمانه جای کلمه ها را

این تقدیر دیدار بی گاه ما نیست

از تمامی تاریخ بپرس

شعر یتیم نوازی , شعر در مورد یتیم نوازی , شعر درباره یتیم نوازی , شعر در وصف یتیم نوازی

سبک شعر منوچهر آتشی

خانه ات سرد است ؟

خورشیدی در پاکت می گذارم

و برایت پست می کنم

ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار

و به آسمانم روانه کن

بسیارتاریکم 

شعر حسود , شعر در مورد حسود , شعر درباره حسود , شعر در وصف حسود

شعر گندم و گیلاس از منوچهر آتشی

تو آواز زرین مرغ طلوعی

که بر تاج نخل افق پرفشاند

تو پرواز خونین مرغ غروبی

که بر صخره ساحل آزرده خواند

شعر حماقت , شعر در مورد حماقت , شعر درباره حماقت , شعر در وصف حماقت

شعرهای زیبای منوچهر آتشی

تو قوی سفیدی

تو مهتاب

که از بیشه بر آب راند

تو رویای آن قوچ بشکوه

در خوان جادو

که در نیمروز عطش تهمتن را به دنبال

به آبشخور ناز آهو کشاند

شعر خاطره , شعر در مورد خاطره , شعر درباره خاطره , شعر در وصف خاطره

شعر زیبا از منوچهر آتشی

تو رگبار آن ابر دیراب دوری

سرود طری را

که با ساقه خشک من خواندی ای دوست

تو از مشت خاکستر من شکفتی

تو از بیشه خواب بر آب من راندی ای دوست

شعر خانواده , شعر در مورد خانواده , شعر درباره خانواده , شعر در وصف خانواده

اشعار منوچهر آتشی

مرا به سفره ی بی نان خوی مهمان کن

مرا به مائده ی خام نام سفیدت

مرا به خانه ی بی خانه و در و دیوار

مرا به خلوت بی دشمنت بخوان ای یار

شعر دنیا , شعر در مورد دنیا , شعر درباره دنیا , شعر در وصف دنیا

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

مرا به زمزمه ی بی صدای افسانه

که نرم می چکد از چنگ بیت های بلند

مرا بخوان که به محراب معبد پاکت

نماز واجب شعری را

به سجده سر بگذارم به مهر باطل عشق

شعر دیدار , شعر در مورد دیدار , شعر درباره دیدار , شعر در وصف دیدار

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

مرا ببر به هیاهوی شهر مرموزی

که ارث برده ام از بهت بایر اجداد

که ناشنفته و ناخوانده مانده و مانده هنوز

که من به سایه روشن گرگ و میش

ربودمش ز کلبه ی ملعون چه مبروصم

شعر دست , شعر در مورد دست , شعر درباره دست , شعر در وصف دست

شعر منوچهر آتشی بوشهر

مرا به بایر پر انتظار سیلابت

کویر تشنه ی سیلاب شعر سیلابی

مرا به راندن گاو آهن مدادی دعوت کن

که شعر خرم گندم را

که مثنوی هزاران منی گندم را

به پهنه ی کویر تو

بی باران بفشانم

شعر بخت و اقبال , شعر در مورد بخت و اقبال , شعر درباره بخت و اقبال , شعر در وصف بخت و اقبال

گلچین اشعار منوچهر آتشی

تو عزلت تمام رسولان روزکور

تو غربت تمام شب آوازان

تو از رواق های دروغ آوران سودایی

تو از تمام ارسطو بزرگتری

مرا نجات بده

شعر دوست داشتن , شعر در مورد دوست داشتن , شعر درباره دوست داشتن , شعر در وصف دوست داشتن

شعر منوچهر آتشی

مرا ز کوچه ز میدان

مرا ز ده ز بیابان

مرا ز راست ها که دروغند

مرا ز عشق که آغاز نفرت است

مرا ز نفرت

مرا ز عاطفه حتی نجات بده

شعر یزد , شعر در مورد یزد , شعر درباره یزد , شعر در وصف یزد

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

ای بهار من

ای کاغذ ای سفید

که من تمام گناهان شهر را

که من تمام بذر گناهان شهر را

به دشت پاک تو

با دست پاک پاشیدم

تو بار مهربانی داری

مرا رها کن از این بختک سیاه

از این شب سربی

که رو به سقف سکوتم به وحشت افکنده ست

شعر خانه , شعر در مورد خانه , شعر درباره خانه , شعر در وصف خانه

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

چه خوب است لبخند تو تا با آن

به دنیا که نمی شود به خودم بخندم

چه خوبند چشم های تو تا

با چشم های تو

به خودم که نمی شود به دنیا نگاه کنم

شعر روزگار , شعر در مورد روزگار , شعر درباره روزگار , شعر در وصف روزگار

شعر منوچهر آتشی بوشهر

با تو بودن خوبست

و کلام تو

مثل بوی گل ، در تاریکی است

مثل بوی گل در تاریکی ، وسوسه انگیز است

شعر صلح و آشتی , شعر در مورد صلح و آشتی , شعر درباره صلح و آشتی , شعر در وصف صلح و آشتی

شعر گندم منوچهر آتشی

بوی پیراهن تو

مثل بوی دریا ، نمناک است

مثل باد خنک تابستان

مثل تاریکی ، خواب انگیز است

شعر حضرت ابوالفضل العباس , شعر در مورد حضرت ابوالفضل العباس , شعر درباره حضرت ابوالفضل العباس , شعر در وصف حضرت ابوالفضل العباس

شعر زیبای منوچهر آتشی

گفتگو با تو

مثل گرمای بخاری و نفس های بلند آتش

می برد چشم خیالم را

تا بیابان های دورترین خاطره ها

که در آن گنجشکان بر سنبل گندم ها

اهتزازی دارند

که در آن گل ها با اختر ها رازی دارند

شعر ثروت , شعر در مورد ثروت , شعر درباره ثروت , شعر در وصف ثروت

سبک شعر منوچهر آتشی

نوشخند تو

می برد گرگ نگاهم را

تا چراگاه چالاک ترین آهو ها

می برد آرزوی دستم را

تا نهان مانده ترین گوشه اندام تو

این پهنه ی پاک زیبا

شعر حضرت فاطمه , شعر در مورد حضرت فاطمه , شعر درباره حضرت فاطمه , شعر در وصف حضرت فاطمه

شعر گندم و گیلاس از منوچهر آتشی

مثل دریایی تو

اندوه انگیز و غرور آهنگ

مثل دریای بزرگ بوشهر

که پر از زورق آزاد پریشانگرد است

مثل زورق پر از مرد است

مثل ساحل که پر از آواز ست

مثل دشتستان

که بزرگ و بازست

شعر حضرت زینب , شعر در مورد حضرت زینب , شعر درباره حضرت زینب , شعر در وصف حضرت زینب

شعرهای زیبای منوچهر آتشی

تو ظریفی

مثل گلدوزی یک دختر عاشق

که دل انگیز ترین گلها را

روی روبالشی عاشق خود می دوزد

شعر ماه آبان , شعر در مورد ماه آبان , شعر درباره ماه آبان , شعر در وصف ماه آبان

شعر زیبا از منوچهر آتشی

با تو بودن خوبست

تو چراغی ، من شب

که به نور تو ، کتاب تن تو

و کتاب دل خود را ، که خطوط تن تست

خوش خوشک می خواند

شعر ماه آذر , شعر در مورد ماه آذر , شعر درباره ماه آذر , شعر در وصف ماه آذر

اشعار منوچهر آتشی

تو درختی ، من آب

من کنار تو ، آواز بهاران را

می خندم و می خوانم

می گریم و می خوانم

شعر تواضع , شعر در مورد تواضع , شعر درباره تواضع , شعر در وصف تواضع

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

با تو بودن خوبست

تو قشنگی

مثل تو ، مثل خودت

مثل وقتی که سخن می گویی

مثل هر وقت که برمی گردی از کوچه به خانه

مثل تصویر درختی در آب

روی کاشانه ، در چشمان منتظرم می رویی

شعر مو , شعر در مورد مو , شعر درباره مو , شعر در وصف مو

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

مثل شبی دراز

با هر چه روزگار به من داد

با هر چه روزگار گرفت از من

مثل شبی دراز

در شط پاک زمزمه خویش می روم

شعر تابستان , شعر در مورد تابستان , شعر درباره تابستان , شعر در وصف تابستان

شعر منوچهر آتشی بوشهر

با من ستاره ها

نجواگران زمزمه ای عاشقانه اند

و مثل ماهیان طلایی شهاب ها

در برکه های ساکت چشمم

سرگرم پرفشانی تا هر کرانه اند

شعر یلدا , شعر در مورد یلدا , شعر درباره یلدا , شعر در وصف یلدا

گلچین اشعار منوچهر آتشی

کنون رؤیای ما باغی است

بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش بو

سر هر شاخه اش گلبرگ های نازک لبخند

به ساق هر درختش یادگاری ها

و با هر یادگاری نقش یک سوگند

شعر اعتماد , شعر در مورد اعتماد , شعر درباره اعتماد , شعر در وصف اعتماد

شعر منوچهر آتشی

کنون رویای ما باغی است

بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش ، لیک

بیا رسم قدیم یادگاری را براندازیم

و دل را خوش نداریم از خراش ساقه ای میرا

بیا تا یادگار عشق آتش ریشه ی خود را

به سنگ سرخ دل با خنجر پیوند بتراشیم

شعر روزه , شعر در مورد روزه , شعر درباره روزه , شعر در وصف روزه

شعر منوچهر آتشی آواز خاک

بر دست سیمگونه ی ساقی

روشن کنید شمع شب افروز جام را

با ورد بی خیالی

باطل کنید سحر سخن های خام را

شعر سفر , شعر در مورد سفر , شعر درباره سفر , شعر در وصف سفر

شعر منوچهر آتشی در مورد بوشهر

من رهنورد کوه غروبم به باغ صبح

پای حصار نیلی شبها دویده ام

از لاشه های گند هوس ها رمیده ام

مستان سرشکسته ی در راه مانده را

با ضربه های سیلی ، سیلی سرزنش

هشیار کرده ام

شعر ماه شهریور , شعر در مورد ماه شهریور , شعر درباره ماه شهریور , شعر در وصف ماه شهریور

شعر منوچهر آتشی بوشهر

تا بشکنم سکوت گران خواب قلعه ها

واگه شوم ز قصه ی سرداب های راز

زنجیر های وحشی پرسش را

چون بردگان وحشی از خواب

بیدار کرده ام

شعر طبیعت , شعر در مورد طبیعت , شعر درباره طبیعت , شعر در وصف طبیعت

شعر گندم منوچهر آتشی

این شب خالی را ، ای لب نامیمون ورد

از هراسی همه رگ فرسا کن سرشارش

ساقه ی نازک وس یراب گل رؤیا را

انتظار تبر حادثه ای بگمارش

اشعار منوچهر آتشی

بستن تبلیغ