خانه » اس ام اس شعر » گلچین زیباترین اشعار سنایی
تاریخ انتشار : 17 نوامبر 2017 - 19:48

گلچین زیباترین اشعار سنایی

اشعار سنایی

شعر در مورد سنایی,شعر در مورد خدا از سنایی,شعر سنایی در مورد معاویه,شعر سنایی در مورد خدا,شعر سنایی در مورد شب یلدا,شعر سنایی در مورد یزید,اشعار سنایی در مورد خدا,شعر سنایی درباره خدا,شعر سنایی,شعر سنایی غزنوی ملکا,شعر سنایی در مورد شیطان,شعر سنایی در مورد معاویه,شعر سنایی در مورد یزید,شعر سنایی درباره امام رضا,شعر سنایی درباره یزید,شعر سنایی در مورد امام حسین,شعر سنایی در مورد خدا,شعر سنایی,شعر سنایی غزنوی ملکا ذکر تو گویم,شعر سنایی درباره شیطان,اشعار سنایی در مورد خدا,شعر سنایی درباره خدا,شعر در مورد خدا از سنایی,اشعار سنایی,اشعار سنایی غزنویی,اشعار سنایی در مورد خدا,دیوان اشعار سنایی,شعر سنایی در مورد خدا,شعر سنایی درباره خدا,دانلود دیوان اشعار سنایی غزنوی,دانلود رایگان دیوان اشعار سنایی

اشعار سنایی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد سنایی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

من ندیدم سلامتی ز خسان 

گر تو دیدی، سلامِ من برسان

شعر مادر , شعر در مورد مادر , شعر درباره مادر , شعر در وصف مادر

شعر در مورد سنایی

دوست چنان باید کان منست

عشق نهانی چه نهان منست

عاشق و معشوق چو ما در جهان

نیست دگر آنچه گمان منست

شعر دریا , شعر در مورد دریا , شعر درباره دریا , متن در مورد دریا , اس ام اس در مورد دریا

شعر در مورد خدا از سنایی

جان جهان خواند مرا آن صنم

تا بزیم جان جهان منست

کیست درین عالم کو را دگر

یار وفادار چنان منست

شعر زندگی , شعر در مورد زندگی , شعر درباره زندگی , شعر در وصف زندگی

شعر سنایی در مورد معاویه

حال ببین پیش بپرس از همه

تا تو نگویی به زبان منست

دوش مرا گفت که آن توام

آن منست ار چه نه آن منست

شعر عشق , شعر در مورد عشق , شعر درباره عشق , شعر در وصف عشق

شعر سنایی در مورد خدا

الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامی

 که پیدا نیست کارم را درین گیتی سرانجامی

کنون چون توبه بشکستم به خلوت با تو بنشستم

 ز می باید که در دستم نهی هر ساعتی جامی

شعر تولد , شعر در مورد تولد , شعر درباره تولد , شعر در وصف تولد

شعر سنایی در مورد شب یلدا

نباید خورد چندین غم بباید زیستن خرم

که از ما اندرین عالم نخواهد ماند جز نامی

همی خور بادهٔ صافی ز غم آن به که کم لافی

که هرگز عالم جافی نگیرد با کس آرامی

شعر لب , شعر در مورد لب , شعر درباره لب , شعر در وصف لب

شعر سنایی در مورد یزید

منه بر خط گردون سر ز عمر خویش بر خور

که عمرت را ازین خوشتر نخواهد بود ایامی

چرا باشی چو غمناکی مدار از مفلسی باکی

که ناگاهان شوی خاکی ندیده از جهان کامی

شعر آسمان , شعر در مورد آسمان , شعر درباره آسمان , شعر در وصف آسمان

اشعار سنایی در مورد خدا

مترس از کار نابوده مخور اندوه بیهوده

دل از غم دار آسوده به کام خود بزن گامی

ترا دهرست بدخواهی نشسته در کمین‌گاهی

ز غداری به هر راهی بگسترده ترا دامی

شعر مرگ , شعر در مورد مرگ , شعر درباره مرگ , شعر در وصف مرگ

شعر سنایی درباره خدا

سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب

لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

ماهها باید که تا یک پنبه دانه ز آب و خاک

شاهدی را حله گردد یا شهیدی را کفن

شعر ماه اردیبهشت , شعر در مورد ماه اردیبهشت , شعر درباره ماه اردیبهشت , شعر در وصف ماه اردیبهشت

شعر سنایی

روزها باید که تا یک مشت پشم از پشت میش

زاهدی را خرقه گردد یا حماری را رسن

عمرها باید که تا یک کودکی از روی طبع

عالمی گردد نکو یا شاعری شیرین سخن

شعر دلتنگی , شعر در مورد دلتنگی , شعر درباره دلتنگی , شعر در وصف دلتنگی

شعر سنایی غزنوی ملکا

قرنها باید که تا از پشت آدم نطفه‌ای

بوالوفای کرد گردد یا شود ویس قرن

شعر پاییز , شعر در مورد پاییز , شعر درباره پاییز , شعر در وصف پاییز

شعر سنایی در مورد شیطان

دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده‌ایم

رحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مرده‌ایم

شعر امام علی , شعر در مورد امام علی , شعر درباره امام علی , شعر در وصف امام علی

شعر سنایی در مورد معاویه

ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را

تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را

شعر دوستت دارم , شعر در مورد دوستت دارم , شعر درباره دوستت دارم , شعر در وصف دوستت دارم

شعر سنایی در مورد یزید

ای بسا شب کز برای دیدن دیدار تو

از سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خورده‌ایم

شعر گذر عمر , شعر در مورد گذر عمر , شعر درباره گذر عمر , شعر در وصف گذر عمر

شعر سنایی درباره امام رضا

بندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویش

زرد رخساریم و از جورت به جان آزرده‌ایم

شعر کلیسا , شعر در مورد کلیسا , شعر درباره کلیسا , شعر در وصف کلیسا

شعر سنایی درباره یزید

ما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیز

گویی از روم و خزر نزدت اسیر آورده‌ایم

شعر کودکی , شعر در مورد کودکی , شعر درباره کودکی , شعر در وصف کودکی

شعر سنایی در مورد امام حسین

از برای کشتن ما چند تازی اسب کین

کز جفایت مرده و دل در غمت پرورده‌ایم

شعر مردانگی , شعر در مورد مردانگی , شعر درباره مردانگی , شعر در وصف مردانگی

شعر سنایی در مورد خدا

تا تولا کرده‌ایم از عاشقی در دوستیت

چون سنایی از همه عالم تبرا کرده‌ایم

شعر غربت , شعر در مورد غربت , شعر درباره غربت , شعر در وصف غربت

شعر سنایی

ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی

خاک ره باید شمردن دولت پرویز را

شعر هدف , شعر در مورد هدف , شعر درباره هدف , شعر در وصف هدف

شعر سنایی غزنوی ملکا ذکر تو گویم

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

شعر گرگ , شعر در مورد گرگ , شعر درباره گرگ , شعر در وصف گرگ

شعر سنایی درباره شیطان

تو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداری

احد بی‌زن و جفتی، ملک کامروایی  

نه نیازت به ولادت، نه به فرزندت حاجت

تو جلیل‌الجبروتی، تو نصیرالامرایی  

شعر خنده , شعر در مورد خنده , شعر درباره خنده , شعر در وصف خنده

اشعار سنایی در مورد خدا

تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی

تو نماینده فضلی، تو سزاوار ثنایی

بری از رنج و گدازی، بری از درد و نیازی

بری از بیم و امیدی، بری از چون و چرایی  

شعر پرسپولیس , شعر در مورد پرسپولیس , شعر درباره پرسپولیس , شعر در وصف پرسپولیس

شعر سنایی درباره خدا

بری از خوردن و خفتن، بری از شرک و شبیهی

بری از صورت و رنگی، بری از عیب و خطایی  

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

شعر هجران , شعر در مورد هجران , شعر درباره هجران , شعر در وصف هجران

شعر در مورد خدا از سنایی

نبد این خلق و تو بودی، نبود خلق و تو باشی

نه بجنبی، نه بگردی، نه بکاهی، نه فزایی  

همه عزی و جلالی، همه علمی و یقینی

همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی  

شعر چوپان , شعر در مورد چوپان , شعر درباره چوپان , شعر در وصف چوپان

اشعار سنایی

همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی

همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی  

لب و دندان((سنایی)) همه توحید تو گوید

مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

شعر همسر , شعر در مورد همسر , شعر درباره همسر , شعر در وصف همسر

اشعار سنایی غزنویی

دارم سر خاک پایت ای دوست 

آیم به در سرایت ای دوست 

آنها که به حسن سرفرازند 

نازند به خاکپایت ای دوست 

شعر فوتبال , شعر در مورد فوتبال , شعر درباره فوتبال , شعر در وصف فوتبال

اشعار سنایی در مورد خدا

چون رای تو هست کشتن من 

راضی شده‌ام برایت ای دوست 

 خون نیز ترا مباح کردم 

دیگر چکنم به جایت ای دوست 

شعر آزادی , شعر در مورد آزادی , شعر درباره آزادی , شعر در وصف آزادی

دیوان اشعار سنایی

دانی نتوان کشید ازین بیش 

بار ستم جفایت ای دوست

شعر حسادت , شعر در مورد حسادت , شعر درباره حسادت , شعر در وصف حسادت

شعر سنایی در مورد خدا

مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم

رای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم

گر نبودی بود تو موجود کلی را وجود

حق به جان تو نکردی یاد در قرآن قسم

شعر غروب , شعر در مورد غروب , شعر درباره غروب , شعر در وصف غروب

شعر سنایی درباره خدا

گر نخواندی «رحمهللعالمین» یزدان ترا

در همه عالم که دانستی صمد را از صنم

چون “لعمرک”گفت اینجای دیگر”والضحی”

گشتمان روشن که تو بوالقاسمی نه بوالحکم

شعر خدا , شعر در مورد خدا , شعر درباره خدا , شعر در وصف خدا

دانلود دیوان اشعار سنایی غزنوی

تا نسیم روی و مویت پرده از رخ بر نداشت

نه ظلم از نور پیدا بود نه نور از ظلم

عالمی بیمار غفلت بود اندر راه لا

حق ترا از حقهٔ تحقیق فرمودش: نعم

شعر غم , شعر در مورد غم , شعر درباره غم , شعر در وصف غم

دانلود رایگان دیوان اشعار سنایی

منبر و اسرار تو هردم تمام و مطلع

گر کنندت کافران از روی غیرت متهم

هر کجا مهر تو آمد بهره برگیرد مراد

هر کجا داد تو آمد رخت بر بندد ستم

شعر محبت , شعر در مورد محبت , شعر درباره محبت , شعر در وصف محبت

شعر در مورد سنایی

زان بتو دادست یزدان این سرای و آن سرای

تا هم اینجا محترم باشی هم آنجا محتشم

مدتی بگذشت تا قومی ز فراشان روح

برده‌اند بر بام عالم رخت از بیت‌الحرام

شعر مهربانی , شعر در مورد مهربانی , شعر درباره مهربانی , شعر در وصف مهربانی

شعر در مورد خدا از سنایی

«طرقوا» گویان همه در انتظارت سوختند

آب از سر گذشت ای مهتر عالی همم

ای جبین هر جنین را مهر مهر تو نگار

مهر مهرت را مگر اندک شکستی داد جم

شعر ماه , شعر در مورد ماه , شعر درباره ماه , شعر در وصف ماه

شعر سنایی در مورد معاویه

ناگهان خاتم برون شد چند روز از دست او

ملکت از دستش برون شد همچو خاتم لاجرم

کحل حجت بود آن در چشم هر بیننده‌ای

یعنی از مهر تو نتوان دور بودن یک دو دم

شعر حجاب , شعر در مورد حجاب , شعر درباره حجاب , شعر در وصف حجاب

شعر سنایی در مورد خدا

جام مالامال دادی عاشقان را زان قبل

نعره‌های خون چکان برخاست آنجا از امم

 صدهزاران جان فدای خاک نعلین تو باد

کو به خدمت بر سر کوی تو آمد یک قدم

شعر امام حسن عسکری , شعر در مورد امام حسن عسکری , شعر درباره امام حسن عسکری , شعر در وصف امام حسن عسکری

شعر سنایی در مورد شب یلدا

هر کرا در بر گرفتی «لاتخافوا» ملک اوست

هر کرا بر در نهادی شد ز «لاشری» به غم

 آن چه دولت بد که شاگرد تو دید اندر ازل

و آن چه حرمت بد که مولای تو دید اندر عجم

شعر حضرت مهدی , شعر در مورد حضرت مهدی , شعر درباره حضرت مهدی , شعر در وصف حضرت مهدی

شعر سنایی در مورد یزید

گر سنایی را سنایی باشد اندر انس تو

عمر او همچون شکر گردد نبیند طعم سم

شعر آب , شعر در مورد آب , شعر درباره آب , شعر در وصف آب

اشعار سنایی در مورد خدا

نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد 

به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد 

 وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد 

بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد 

شعر نیمه شعبان , شعر در مورد نیمه شعبان , شعر درباره نیمه شعبان , شعر در وصف نیمه شعبان

شعر سنایی درباره خدا

به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی 

چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد

 زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران 

دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد

شعر عروس و داماد , شعر در مورد عروس و داماد , شعر درباره عروس و داماد , شعر در وصف عروس و داماد

شعر سنایی

روزی بت من مست به بازار برآمد 

گرد از دل عشاق به یک بار بر آمد 

 صد دلشده را از غم او روز فرو شد 

صد شیفته را از غم او کار برآمد 

شعر خوشبختی , شعر در مورد خوشبختی , شعر درباره خوشبختی , شعر در وصف خوشبختی

شعر سنایی غزنوی ملکا

رخسار و خطش بود چو دیبا و چو عنبر 

باز آن دو بهم کرد و خریدار برآمد 

 در حسرت آن عنبر و دیبای نو آیین 

فریاد ز بزاز و ز عطار برآمد 

شعر قهوه , شعر در مورد قهوه , شعر درباره قهوه , شعر در وصف قهوه

شعر سنایی در مورد شیطان

رشک ست بتان را ز بناگوش و خط او 

گویند که بر برگ گلش خار برآمد 

 آن مایه بدانید که ایزد نظری کرد 

تا سوسن و شمشاد ز گلزار برآمد 

 و آن شب که مرا بود به خلوت بر او بار 

پیش از شب من صبح ز کهسار برآمد

شعر قضاوت , شعر در مورد قضاوت , شعر درباره قضاوت , شعر در وصف قضاوت

شعر سنایی در مورد معاویه

از عشق ندانم که کیم یا به که مانم

شوریده تنم عاشق و سرمست و جوانم 

 از بهر طلب کردن آن یار جفا جوی 

دل سوخته پوینده شب و روز دوانم 

شعر معلم , شعر در مورد معلم , شعر درباره معلم , شعر در وصف معلم

شعر سنایی در مورد یزید

با کس نتوانم که بگویم غم عشقش 

نه نیز کسی داند این راز نهانم 

 ده سال فزونست که من فتنه‌ی اویم 

عمری سپری گشت من اندوه خورانم 

شعر دی ماه , شعر در مورد دی ماه , شعر درباره دی ماه , شعر در وصف دی ماه

شعر سنایی درباره امام رضا

از بس که همی جویم دیدار فلان را 

ترسم که بدانند که من یار فلانم 

 از ناله که می‌نالم ماننده‌ی نالم 

وز مویه که می‌مویم چون موی نوانم 

 ای وای من ار من ز غم عشق بمیرم 

وی وای من ار من به چنین حال بمانم

شعر زمستان , شعر در مورد زمستان , شعر درباره زمستان , شعر در وصف زمستان

شعر سنایی درباره یزید

احـسـنـت و زه ای نـگـار زیـبــا    

آراســتـــه آمــدی بـــر مــا

امروز به جای تو کسم نیست    

کز تـو بـه خـودم نماند پـروا

شعر سیزده بدر , شعر در مورد سیزده بدر , شعر درباره سیزده بدر , شعر در وصف سیزده بدر

شعر سنایی در مورد امام حسین

بـگـشـای کـمر پـیاله بـسـتـان    

آراستـه کن تـو مجـلس ما

تــا کـی کـمـر و کــلـاه و مـوزه  

 تا کی سفر و نشاط صحرا

 شعر رمضان , شعر در مورد رمضان , شعر درباره رمضان , شعر در وصف رمضان

شعر سنایی در مورد خدا

امـروز زمـانـه خــوش گــذاریـم    

بــدرود کــنـیـم دی و فــردا

مـن طــاقـت هـجــر تــو نـدارم  

 بـا تـو چـکـنم بـه جـز مدارا

 شعر جنگ , شعر در مورد جنگ , شعر درباره جنگ , شعر در وصف جنگ

شعر سنایی

جـمالت کرد جـانا هسـت ما را    

جـلـالـت کـرد مـاها پـسـت مـا را

دل آرا ما نگارا چون تو هستی  

 همه چـیزی که بـاید هست ما را

 شعر قرآن , شعر در مورد قرآن , شعر درباره قرآن , شعر در وصف قرآن

شعر سنایی غزنوی ملکا ذکر تو گویم

شراب عشق روی خـرمت کرد  

 بـسـان نـرگـس تـو مـسـت مـا را

اگـر روزی کـف پـایـت بـبـوسـم    

بـود بـر هر دو عـالـم دسـت ما را

شعر صبر , شعر در مورد صبر , شعر درباره صبر , شعر در وصف صبر

شعر سنایی درباره شیطان

تــمـنـای لـبــت شــوریـده دارد  

 چو مشکین زلف تو پیوست ما را

چـو صـیاد خـرد لعل تـو بـاشـد    

سـر زلف تـو شـاید شسـت ما را

زمانه بـند شستت کی گشاید    

چـو زلفین تـو محـکم بـست ما را

شعر ضامن آهو , شعر در مورد ضامن آهو , شعر درباره ضامن آهو , شعر در وصف ضامن آهو

اشعار سنایی در مورد خدا

بــنــده یــک دل مــنــم بــنــد قــبــای تــرا    

چـاکـر یکـتـا منم زلـف دو تـای تـرا

خــاک مـرا تــا بــه بــاد بــر نـدهـد روزگــار  

 مـن ننشـانم ز جـان بـاد هوای تـرا

شعر نفاق , شعر در مورد نفاق , شعر درباره نفاق , شعر در وصف نفاق

شعر سنایی درباره خدا

کــاش رخ مـن بــدی خــاک کـف پــای تــو  

 بوسه مگر دادمی من کف پای ترا

گر بود ای شوخ چشم رای تو بر خون من  

 بـر سـر و دیده نـهـم رایت رای تـرا

شعر کنار هم بودن , شعر در مورد کنار هم بودن , شعر درباره کنار هم بودن , شعر در وصف کنار هم بودن

شعر در مورد خدا از سنایی

ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی

کی سزاوار هوای رخ جانان باشی

شعر ضایع شدن , شعر در مورد ضایع شدن , شعر درباره ضایع شدن , شعر در وصف ضایع شدن

اشعار سنایی

گفتی که «نخواهیم تو را گر بت چینی!»

ظنم نه چنان بود که با ما تو چنینی

شعر راستگویی , شعر در مورد راستگویی , شعر درباره راستگویی , شعر در وصف راستگویی

اشعار سنایی غزنویی

با او دلم به مهر و مودت یگانه بود

سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود

شعر ایران , شعر در مورد ایران , شعر درباره ایران , شعر در وصف ایران

اشعار سنایی در مورد خدا

رازی ز ازل در دل عشاق نهانست

زان راز خبر یافت کسی را که عیانست

شعر نوروز , شعر در مورد نوروز , شعر درباره نوروز , شعر در وصف نوروز

دیوان اشعار سنایی

غریب و عاشقم بر من نظر کن

به نزد عاشقان یک شب گذر کن

شعر ظلم و ستم , شعر در مورد ظلم و ستم , شعر درباره ظلم و ستم , شعر در وصف ظلم و ستم

شعر سنایی در مورد خدا

عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشان

گر نشان خواهی در آنجا جان و دل بیرون نشان

شعر بی وفایی , شعر در مورد بی وفایی , شعر درباره بی وفایی , شعر در وصف بی وفایی

شعر سنایی درباره خدا

غم خوردن این جهان فانی هوس است

از هستی ما به نیستی یک نفس است

نیکویی کن اگر ترا دست‌رس است

کین عالم، یادگار بسیار کس است

شعر امید , شعر در مورد امید , شعر درباره امید , شعر در وصف امید

دانلود دیوان اشعار سنایی غزنوی

دُرّ دریا تو چگونه به کف آری که همی

به لب جوی چو اطفال هراسان باشی

شعر انتظار , شعر در مورد انتظار , شعر درباره انتظار , شعر در وصف انتظار

دانلود رایگان دیوان اشعار سنایی

چون به ترک دل و جان گفت نیاری آن به

که شوی دور ازین کوی و تن آسان باشی

شعر انتقام , شعر در مورد انتقام , شعر درباره انتقام , شعر در وصف انتقام

شعر در مورد سنایی

بر آتش تیزم بنشانی، بنشینم

بر دیده خویشت بنشانم ننشینی

شعر اشک ریختن , شعر در مورد اشک ریختن , شعر درباره اشک ریختن , شعر در وصف اشک ریختن

شعر در مورد خدا از سنایی

در راه من نهاد نهان دام مکر خویش

آدم میان حلقه آن دام دانه بود

شعر پنجره , شعر در مورد پنجره , شعر درباره پنجره , شعر در وصف پنجره

شعر سنایی در مورد معاویه

می‌خواست تا نشانه لعنت کند مرا

کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود

شعر بی اعتنایی , شعر در مورد بی اعتنایی , شعر درباره بی اعتنایی , شعر در وصف بی اعتنایی

شعر سنایی در مورد خدا

تا تو فرمانبر چوگان سواران نشوی

نیست ممکن که تو اندر خور میدان باشی

شعر پیری , شعر در مورد پیری , شعر درباره پیری , شعر در وصف پیری

شعر سنایی در مورد شب یلدا

من بر سر صلحم تو چرا بر سر جنگی؟

من بر مهرم تو چرا بر سر کینی؟

شعر باغ , شعر در مورد باغ , شعر درباره باغ , شعر در وصف باغ

شعر سنایی در مورد یزید

هفصد هزار سال به طاعت ببوده‌ام

وز طاعتم هزار هزاران خزانه بود

شعر پدر و مادر , شعر در مورد پدر و مادر , شعر درباره پدر و مادر , شعر در وصف پدر و مادر

اشعار سنایی در مورد خدا

جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن

کاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود

شعر بی وفایی , شعر در مورد بی وفایی , شعر درباره بی وفایی , شعر در وصف بی وفایی

شعر سنایی درباره خدا

گر ماه هلال آید در نعت کسوفست

ور تیر وصال آید بر بسته کمانست

شعر امام حسن , شعر در مورد امام حسن , شعر در وصف امام حسن , شعر درباره امام حسن

شعر سنایی

این چیست چنین باید اندر ره معنی

آن کس که چنین نیست یقین دان که چنانست

شعر کوچه , شعر در مورد کوچه , شعر درباره کوچه , شعر در وصف کوچه

شعر سنایی غزنوی ملکا

در راه فنا باید جانهای عزیزان

کاین شعر سنایی سبب قوت جانست

شعر فکر کردن , شعر در مورد فکر کردن , شعر درباره فکر کردن , شعر در وصف فکر کردن

شعر سنایی در مورد شیطان

سنایی رفت و با خود برد هجران

تو نامش عاشق خسته جگر کن

شعر فاصله , شعر در مورد فاصله , شعر درباره فاصله , شعر در وصف فاصله

شعر سنایی در مورد معاویه

گه سرور و گه غرور و گه حیات و گه ممات

گه نهان و گه عیان و گه بیان و گه بنان

شعر کعبه دل , شعر در مورد کعبه دل , شعر درباره کعبه دل , شعر در وصف کعبه دل

شعر سنایی در مورد یزید

تا این دل من همیشه عشق اندیش است

هر روز مرا تازه بلایی پیش است

عیبم مکنید اگر دل من ریش است

کز عشق مراد خانه‌ ویران بیش است

شعر تلاش و کوشش , شعر در مورد تلاش و کوشش , شعر درباره تلاش و کوشش , شعر در وصف تلاش و کوشش

شعر سنایی درباره امام رضا

آن‌جا که سر تیغ ترا یافتن است

جان را سوی او به عشق شتافتن است

زان تیغ اگرچه روی برتافتن است

یک جان دادن هزار جان یافتن است

شعر تلاش و کوشش , شعر در مورد تلاش و کوشش , شعر درباره تلاش و کوشش , شعر در وصف تلاش و کوشش

شعر سنایی درباره یزید

آن کس که به یاد او مرا کار نکوست

با دشمن من همی زید در یک پوست

گر دشمن بنده را همی دارد دوست

بدبختی بنده است نه بد عهدی اوست

شعر فرشته , شعر در مورد فرشته , شعر درباره فرشته , شعر در وصف فرشته

شعر سنایی در مورد امام حسین

چون من به خودی نیامدم روز نخست

گر غم خورم از بهر شدن ناید چست

هر چند رهی اسیر در قبضه توست

زین آمد و شد رضای تو باید جست

شعر قدر نشناسی , شعر در مورد قدر نشناسی , شعر درباره قدر نشناسی , شعر در وصف قدر نشناسی

شعر سنایی در مورد خدا

منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا

زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا

شعر امام حسین , شعر در مورد امام حسین , شعر درباره امام حسین , شعر در وصف امام حسین

شعر سنایی

هر عاقلی به زاویه‌ای مانده ممتحن

هر فاضلی به داهیه‌ای گشته مبتلا

شعر امام سجاد , شعر در مورد امام سجاد , شعر درباره امام سجاد , شعر در وصف امام سجاد

شعر سنایی غزنوی ملکا ذکر تو گویم

بر دشمنان همی نتوان بود موتمن

بر دوستان همی نتوان کرد متکا

شعر قدر یکدیگر را دانستن , شعر در مورد قدر یکدیگر را دانستن , شعر درباره قدر یکدیگر را دانستن , شعر در وصف قدر یکدیگر را دانستن

شعر سنایی درباره شیطان

ماه رویان تیره هوشانند

جاه جویان دین فروشانند

به جدل کوثر و به علم ابتر

به سخن فربه و به دین لاغر

همه بسیار گوی کم دانند

همه چون غول در بیابانند

اشعار سنایی

بستن تبلیغ