خانه » اس ام اس شعر » گلچین زیباترین اشعار رسول یونان
تاریخ انتشار : 23 دسامبر 2017 - 17:43

گلچین زیباترین اشعار رسول یونان

اشعار رسول یونان

اشعار رسول یونان,اشعار رسول یونان,شعر رسول یونان,شعر رسول یونان پاییز,نقد اشعار رسول یونان,اشعار جدید رسول یونان,بهترین اشعار رسول یونان,اشعار عاشقانه رسول یونان,اشعار کوتاه رسول یونان,اشعار ترکی رسول یونان,اشعار رسول یونانی,شعر رسول یونان,شعر ترکی رسول یونان,نقد شعر رسول یونان,نقد شعرهای رسول یونان,شعر رسول یونان,شعر رسول یونان پاییز,شعر رسول یونان,شعر ترکی رسول یونان,شعر کوتاه رسول یونان,شعر از رسول یونان,شعر عاشقانه رسول یونان,شعر های رسول یونان,شعر نو رسول یونان,شعر جدید رسول یونان,شعر لبخند رسول یونان,بهترین شعر رسول یونان,شعر تولد رسول یونان,اشعار ترکی رسول یونان,شعر ترکی از رسول یونان,شعر های ترکی رسول یونان

 اشعار رسول یونان

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد رسول یونان برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

تعبیر خواب گربه , تعبیر خواب بچه گربه , تعبیر خواب زاییدن گربه , تعبیر خواب گاز گرفتن گربه , تعبیر خواب گربه سفید

مارگاریتا

مارگاریتا

مارگاریتا

مارگاریتا

مارگاریتا

مارگاریتا!

سوزن گرامافون

روی نام تو گیر کرده است!

شعر پدر , شعر در مورد پدر , شعر درباره پدر , شعر در وصف پدر

اشعار رسول یونان

شعر مادر , شعر در مورد مادر , شعر درباره مادر , شعر در وصف مادر

نمى توانم فراموشت کنم

گرامافونى

در اعماق خاطره ها

روشن مانده است

شعر دوست , شعر در مورد دوست , شعر درباره دوست , شعر در وصف دوست

اشعار رسول یونان

شعر دریا , شعر در مورد دریا , شعر درباره دریا , متن در مورد دریا , اس ام اس در مورد دریا

بازگشت همیشه آسان نیست

اما من

خواب دیده ام که بر می گردی

ای مسافر غمگین!

تو از شهری که وجود ندارد

چگونه باز خواهی گشت؟

شعر برادر , شعر در مورد برادر , شعر درباره برادر , شعر در وصف برادر

شعر رسول یونان

شعر خواهر , شعر در مورد خواهر , شعر درباره خواهر , شعر در وصف خواهر

وقتی پیدا شدیم

هیچ کس خوشحال نشد

پس ما برای چه گم شده بودیم

یعنی آن همه استقبال

از گمشدگان دریا

در فیلم ها و قصه ها دروغ بود؟!

شعر زندگی , شعر در مورد زندگی , شعر درباره زندگی , شعر در وصف زندگی

شعر رسول یونان پاییز

شعر مهر ماه , شعر در مورد مهر ماه , شعر درباره مهر ماه , شعر در وصف مهر ماه

انگار کشتی ها که دور شوند

دیگر هیچ کس به آن ها نمی اندیشد…

شعر عشق , شعر در مورد عشق , شعر درباره عشق , شعر در وصف عشق

نقد اشعار رسول یونان

شعر گل , شعر در مورد گل , شعر درباره گل , شعر در وصف گل

من ابر شدم

گفته بودی که خورشیدی.

یادت هست …؟

تا زیباتر بتابی ؛

چقدر گریستم ؟!!! .

شعر شب بخیر , شعر در مورد شب بخیر , شعر درباره شب بخیر , شعر در وصف شب بخیر

اشعار جدید رسول یونان

شعر صبح بخیر , شعر در مورد صبح بخیر , شعر درباره صبح بخیر , شعر در وصف صبح بخیر

نان را

با دست هایت تعریف میکنی

آزادی را

با گیسوان رهایت در باد

وقتی از کوچه های شب میگذری

از روزنِ درها

نور به داخل خانه ها می تابد

شعر عید غدیر , شعر در مورد عید غدیر , شعر درباره عید غدیر , شعر در وصف عید غدیر

بهترین اشعار رسول یونان

شعر تنهایی , شعر در مورد تنهایی , شعر درباره تنهایی , شعر در وصف تنهایی

هر کجا که تو باشی !

سرزمین من آنجاست …

شعر تولد , شعر در مورد تولد , شعر درباره تولد , شعر در وصف تولد

اشعار عاشقانه رسول یونان

شعر ماه محرم , شعر در مورد ماه محرم , شعر درباره ماه محرم , شعر در وصف ماه محرم

عشق،

راهی ست برای بازگشت به خانه،

بعد از کار،

بعد از جنگ،

بعد از زندان،

بعد از سفر،

بعد از …

شعر لیاقت , شعر در مورد لیاقت , شعر درباره لیاقت , شعر در وصف لیاقت

اشعار کوتاه رسول یونان

شعر لب , شعر در مورد لب , شعر درباره لب , شعر در وصف لب

من فکر می کنم،

فقط عشق می تواند پایان رنج ها باشد…

شعر لبخند , شعر در مورد لبخند , شعر درباره لبخند , شعر در وصف لبخند

اشعار ترکی رسول یونان

شعر ادب , شعر در مورد ادب , شعر درباره ادب , شعر در وصف ادب

احساس خوبی دارم

همه چیز درست می شود

تو خواهی آمد و دهان تاریک باد را خواهی دوخت

شعر انسانیت , شعر در مورد انسانیت , شعر درباره انسانیت , شعر در وصف انسانیت

اشعار رسول یونانی

شعر تهران , شعر در مورد تهران , شعر درباره تهران , شعر در وصف تهران

آمدن تو ، یعنی پایان رنجها و تیره روزی ها

آمدن تو ، یعنی آغاز روزی نو

شعر آسمان , شعر در مورد آسمان , شعر درباره آسمان , شعر در وصف آسمان

شعر رسول یونان

شعر خداحافظی , شعر در مورد خداحافظی , شعر درباره خداحافظی , شعر در وصف خداحافظی

بلافاصله پس از غروب

از وقتی که نوشته ای می آیی

هواپیماها

در قلب من فرود می آیند

شعر مرگ , شعر در مورد مرگ , شعر درباره مرگ , شعر در وصف مرگ

شعر ترکی رسول یونان

شعر ماه اردیبهشت , شعر در مورد ماه اردیبهشت , شعر درباره ماه اردیبهشت , شعر در وصف ماه اردیبهشت

سرزمین های دور زیباست

پراگ

استانبول

شانگهای

آمستردام …

و تو

مثل سرزمین های دور زیبایی

دوری ، زیبایی ست

نزدیک نیا محبوب من !

بخواب عشقم , بخواب عشقم شعر , بخواب عشقم شعرنو , آسوده بخواب عشقم

نقد شعر رسول یونان

شعر موفقیت , شعر در مورد موفقیت , شعر درباره موفقیت , شعر در وصف موفقیت

ای پرنده زیبا

زخم بالت را که می‌بستم

عاشقت شدم

نباید این‌قدر بی‌رحمانه دور می‌شدی

شعر دلتنگی , شعر در مورد دلتنگی , شعر درباره دلتنگی , شعر در وصف دلتنگی

نقد شعرهای رسول یونان

شعر آتش , شعر در مورد آتش , شعر درباره آتش , شعر در وصف آتش

بی پر و بالم من

آسمان به آسمان

چگونه دنبالت بگردم؟

شعر پاییز , شعر در مورد پاییز , شعر درباره پاییز , شعر در وصف پاییز

شعر رسول یونان

شعر امام علی , شعر در مورد امام علی , شعر درباره امام علی , شعر در وصف امام علی

ای پرنده زیبا

اسیر زیبایی‌ات شده‌ام

مرا به قفس انداخته ای!

شعر دوستت دارم , شعر در مورد دوستت دارم , شعر درباره دوستت دارم , شعر در وصف دوستت دارم

شعر رسول یونان پاییز

شعر گذر عمر , شعر در مورد گذر عمر , شعر درباره گذر عمر , شعر در وصف گذر عمر

دیگر با صدای بلند نمی ‌خندم

با صدای بلند حرف نمی ‌زنم

دیگر گوش نمی‌ دهم

به صدای باد

دریا

پرنده

پاواروتی

پاورچین پاورچین می ‌آیم و

می‌ روم

بی سر و صدا زندگی می ‌کنم

تو در من به خواب رفته ‌ای

شعر کلیسا , شعر در مورد کلیسا , شعر درباره کلیسا , شعر در وصف کلیسا

شعر رسول یونان

شعر کودکی , شعر در مورد کودکی , شعر درباره کودکی , شعر در وصف کودکی

کاش

خوب نگاهش می کردم

چشم هایش را به یاد ندارم

و رنگ صدایش را

کاش خوب گوش می کردم

شعر کمک , شعر در مورد کمک , شعر درباره کمک , شعر در وصف کمک

شعر ترکی رسول یونان

شعر مردانگی , شعر در مورد مردانگی , شعر درباره مردانگی , شعر در وصف مردانگی

من از تمام او

دست کوچکش را به خاطر می آورم

آن پرنده ی سفید را

که بی تاب رفتن بود

دستم را که باز کردم

برای همیشه پرید

شعر غربت , شعر در مورد غربت , شعر درباره غربت , شعر در وصف غربت

شعر کوتاه رسول یونان

شعر هدف , شعر در مورد هدف , شعر درباره هدف , شعر در وصف هدف

باید شعری تازه گفت

آهنگی تازه نواخت

باید در چوبی این باغ ها را

که در رویاهای مان شکل گرفته اند

رو به شهر باز کرد

شعر گرگ , شعر در مورد گرگ , شعر درباره گرگ , شعر در وصف گرگ

شعر از رسول یونان

شعر جهالت , شعر در مورد جهالت , شعر درباره جهالت , شعر در وصف جهالت

باید

همه چیز را از نو ساخت

هیچ بادی

لانه ی پرندگان را

دوباره سر جایش نمی گذارد .

شعر پرسپولیس , شعر در مورد پرسپولیس , شعر درباره پرسپولیس , شعر در وصف پرسپولیس

شعر عاشقانه رسول یونان

شعر پرنده , شعر در مورد پرنده , شعر درباره پرنده , شعر در وصف پرنده

اگر مرا دوست نمی داری …

دوست نداشته باش

من هر طور شده

خودم را از این تنگنا نجات می دهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن

عاشق دیگری باش

این ترانه نباید به پایان برسد

سکوت … آدمها را می کشد …

شعر خنده , شعر در مورد خنده , شعر درباره خنده , شعر در وصف خنده

شعر های رسول یونان

شعر خواب , شعر در مورد خواب , شعر درباره خواب , شعر در وصف خواب

جزیره‌های ماه را

مه گرفته است

بالای آسمان سیاه

روی زمین برف

برف تمام راه‌های زندگی را بسته است

گرگی در درونم

زوزه می‌کشد

شعر هجران , شعر در مورد هجران , شعر درباره هجران , شعر در وصف هجران

شعر نو رسول یونان

شعر استقلال , شعر در مورد استقلال , شعر درباره استقلال , شعر در وصف استقلال

گذشته

کافه فرو ریخته‌ایست

اسب سفید مرده

تپانچه‌ای زنگ‌زده

آینه‌ای شکسته؛

گانگستر پیری از شعرم عبور می‌کند

شعر سربازی , شعر در مورد سربازی , شعر درباره سربازی , شعر در وصف سربازی

شعر جدید رسول یونان

شعر چوپان , شعر در مورد چوپان , شعر درباره چوپان , شعر در وصف چوپان

احساس می کنم

از قلبم به پرواز درآمده اند

این کبوتران سفید

و این، من هستم

که در آسمان ها اوج می گیرم!

آیا ممکن است

پرندگان

در قلب آدم آشیان کنند؟

شعر همسر , شعر در مورد همسر , شعر درباره همسر , شعر در وصف همسر

شعر لبخند رسول یونان

شعر فوتبال , شعر در مورد فوتبال , شعر درباره فوتبال , شعر در وصف فوتبال

فرشته نبود

اما مهربان بود

بی پناهم که یافت

خانه ای ساخت برایم

از نور و آرامش

ومن با شکوه زیستم

دست هایش سفید بود و روشن

انگار

از چیدن ماه آمده بود

شعر آزادی , شعر در مورد آزادی , شعر درباره آزادی , شعر در وصف آزادی

بهترین شعر رسول یونان

شعر حسادت , شعر در مورد حسادت , شعر درباره حسادت , شعر در وصف حسادت

اگر تو نبودی عشق نبود

همین طور

اصراری برای زندگی

اگر تو نبودی

زمین یک زیر سیگاری گلی بود

جایی

برای خاموش کردن بی حوصلگی ها

اگر تو نبودی

من کاملاً بیکار بودم

هیچ کاری در این دنیا ندارم

جز دوست داشتن تو

شعر حال خوش , شعر در مورد حال خوش , شعر درباره حال خوش , شعر در وصف حال خوش

شعر تولد رسول یونان

شعر غروب , شعر در مورد غروب , شعر درباره غروب , شعر در وصف غروب

فقط تاریکی می داند

ماه چقدر روشن است

فقط خاک می داند

دست های آب، چقدر مهربان!

معنی دقیق نان را

فقط آدم گرسنه می داند

فقط من می دانم

تو چقدر زیبایی!

شعر خدا , شعر در مورد خدا , شعر درباره خدا , شعر در وصف خدا

اشعار ترکی رسول یونان

شعر فرزند , شعر در مورد فرزند , شعر درباره فرزند , شعر در وصف فرزند

تو برای من

بادکنک بودی

و بعد

گل سرخی زیبا

در گلدان خانه

سرانجام تو کلمه

و من شاعر شدم

می دانم

فردا

تو قطاری مهربان خواهی شد

و مرا از اینجا خواهی برد.

شعر غرور , شعر در مورد غرور , شعر درباره غرور , شعر در وصف غرور

شعر ترکی از رسول یونان

شعر غم , شعر در مورد غم , شعر درباره غم , شعر در وصف غم

می‌دانستم دیگر به آنجا بر‌نمی گردم

در آخرین عکس‌ها لبخند زدم

دشت را

به دست چشمه سپردم و

دریا را

به دست ابرها

و او را

به دست ماه و درخت توت

تا همیشه زیبا و شیرین بماند

شعر حرف مفت , شعر در مورد حرف مفت , شعر درباره حرف مفت , شعر در وصف حرف مفت

شعر های ترکی رسول یونان

شعر محبت , شعر در مورد محبت , شعر درباره محبت , شعر در وصف محبت

بعد رویاهایم را

برداشتم و آمدم

همین طور

روباه کوچکم را

همین روباه را

که دمش از شعرم بیرون زده است

شعر چشم , شعر در مورد چشم , شعر درباره چشم , شعر در وصف چشم

اشعار رسول یونان

شعر افغانستان , شعر در مورد افغانستان , شعر درباره افغانستان , شعر در وصف افغانستان

عشق

آدم را به جاهای ناشناخته می برد

مثلا به ایستگاه های متروک

به خلوت زنگ زده ی واگن ها

به شهری که

فقط آن را در خواب دیده…

وقتی عاشق شدی

ادامه ی این شعر را

تو خواهی نوشت!

شعر مهربانی , شعر در مورد مهربانی , شعر درباره مهربانی , شعر در وصف مهربانی

اشعار رسول یونان

بارانی مورب…

در نیمروزی آفتابی

هیچ اتفاقی نیافتاده است

تنها تو رفته ای!

اما من…

قسم می خورم که این باران

بارانی معمولی نیست…

حتما جایی دور

دریایی را به باد داده اند…

شعر ماه , شعر در مورد ماه , شعر درباره ماه , شعر در وصف ماه

شعر رسول یونان

همیشه آوازهای عاشقانه می‌خوانم

من همان سربازم

که در وسط میدان جنگ

محبوبش را فراموش نکرده است.

شعر مسافرت , شعر در مورد مسافرت , شعر درباره مسافرت , شعر در وصف مسافرت

شعر رسول یونان پاییز

این ابرها را

من در قاب پنچره نگذاشته ام

که بردارم.

اگر آفتاب نمی تابد

تقصیر من نیست

با این همه شرمنده توام

شعر حجاب , شعر در مورد حجاب , شعر درباره حجاب , شعر در وصف حجاب

نقد اشعار رسول یونان

خانه ام

در مرز خواب و بیداری ست

زیر پلک کابوس ها

مرا ببخش اگر دوستت دارم

و کاری از دستم بر نمی آید.

شعر امام حسن عسکری , شعر در مورد امام حسن عسکری , شعر درباره امام حسن عسکری , شعر در وصف امام حسن عسکری

اشعار جدید رسول یونان

در آنسوی دنیا زاده شده بودی

دور بودی

مثل تمام آرزوها

و ریل ها

در مه زنگ زده بودند

هیچ قطاری حاضر نبود

مرا به تو برساند

شعر حضرت مهدی , شعر در مورد حضرت مهدی , شعر درباره حضرت مهدی , شعر در وصف حضرت مهدی

بهترین اشعار رسول یونان

من به تو نرسیدم

من به حرفی تازه در عشق نرسیدم

و در ادامه خواب های من

هرگز خورشیدی طلوع نکرد …

شعر آب , شعر در مورد آب , شعر درباره آب , شعر در وصف آب

اشعار عاشقانه رسول یونان

چمدانم را برداشتم و

آمدم

اما این فقط یک شوخی ست

و یا لااقل تو باور نکن!

شعر تشکر , شعر در مورد تشکر , شعر درباره تشکر , شعر در وصف تشکر

اشعار کوتاه رسول یونان

جدایی

بریدن درخت از ریشه است

و اره کردن زندگی

که مرگ را رقم می زند

اما من زنده ام

و این یعنی من آنجایم

کنار تو

کنار تو و درخت توت و اسب.

شعر نیمه شعبان , شعر در مورد نیمه شعبان , شعر درباره نیمه شعبان , شعر در وصف نیمه شعبان

اشعار ترکی رسول یونان

دیگر منتظر کسی نیستم

هر که آمد

ستاره از رویاهایم دزدید

هر که آمد

سفیدی از کبوترانم چید

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید

منتظر کسی نیستم

از سر خستگی

در این ایستگاه نشسته‌ام

شعر عروس و داماد , شعر در مورد عروس و داماد , شعر درباره عروس و داماد , شعر در وصف عروس و داماد

اشعار رسول یونانی

مرا ببخش

اگر دوستت دارم و

کاری از دستم بر نمی آید

شعر خوشبختی , شعر در مورد خوشبختی , شعر درباره خوشبختی , شعر در وصف خوشبختی

شعر رسول یونان

مانده ام چگونه تو را فراموش کنم

اگر تو را فراموش کنم

باید سال‌هایی را نیز

که با تو بوده ام فراموش کنم

دریا را فراموش کنم

و کافه های غروب را

باران را

اسب ها و جاده ها را

باید دنیا را

زندگی را

و خودم را نیز فراموش کنم

“تو” با همه چیز من  آمیخته ای 

شعر قهوه , شعر در مورد قهوه , شعر درباره قهوه , شعر در وصف قهوه

شعر ترکی رسول یونان

دلم برای تو تنگ شده است 

اما نمی دانم چه کار کنم

مثل پرنده ای لالم

که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند

شعر قضاوت , شعر در مورد قضاوت , شعر درباره قضاوت , شعر در وصف قضاوت

نقد شعر رسول یونان

به هوای دیدنت

در قاب پنجره ها قد می کشم

نیستی

فرو می ریزم

مثل فواره ای بر سر خودم

زیر آوار خودم می مانم در گوشه ی اتاق

شعر معلم , شعر در مورد معلم , شعر درباره معلم , شعر در وصف معلم

شعر رسول یونان

ای انار ترک خورده بر فراز درخت

من دستی کوتاهم

من پرنده ای بی بالم

ای آسمان دور دست

شعر دی ماه , شعر در مورد دی ماه , شعر درباره دی ماه , شعر در وصف دی ماه

نقد شعرهای رسول یونان

از تو محرومم

آنگونه که دهکده از پزشک

کویر از آب

لاک پشت از پرواز

شعر زمستان , شعر در مورد زمستان , شعر درباره زمستان , شعر در وصف زمستان

شعر رسول یونان پاییز

اندوه ها در من شعله ور است و

ابر ها در من در حال بارش

نیمی آتشم

نیمی باران

اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند

شعر سیزده بدر , شعر در مورد سیزده بدر , شعر درباره سیزده بدر , شعر در وصف سیزده بدر

شعر رسول یونان

گرفتار ناتوانی های خویشم

رودی کوچکم

گرفتار باتلاق

شعر ذات خراب , شعر در مورد ذات خراب , شعر درباره ذات خراب , شعر در وصف ذات خراب

شعر ترکی رسول یونان

من تو را دوباره کی خواهم دید

ای پرنده ی مسافر

از کجا معلوم که دوباره برگردی!

 شعر رمضان , شعر در مورد رمضان , شعر درباره رمضان , شعر در وصف رمضان

شعر کوتاه رسول یونان

راه ها باز است

آفتاب می تابد

اما من

حسرت راه رفتنم در پای فلج

گرسنه ای هستم

که نانم را

جای ماه بر سینه ی آسمان چسبانده اند

 شعر جنگ , شعر در مورد جنگ , شعر درباره جنگ , شعر در وصف جنگ

شعر از رسول یونان

دلم برای تو تنگ شده است

اما نمی دانم چه کار کنم

آرام می گریم

حال آدمی را دارم

که می خواهد به همسر مرده اش تلفن کند

اما نمی کند

چرا که به خوبی می داند

در بهشت گوشی ها را بر نمی دارند

 شعر قرآن , شعر در مورد قرآن , شعر درباره قرآن , شعر در وصف قرآن

شعر عاشقانه رسول یونان

از تو دور شدم

مثل ابر از دریا

اما هر جا رفتم باریدم.

شعر صبر , شعر در مورد صبر , شعر درباره صبر , شعر در وصف صبر

شعر های رسول یونان

وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می زند

قبلا رفته است

فقط می خواهد مطمئن شود

چیزی از او در تو جا نمانده

کمک کن چمدانش را ببندد

چترش را به او پس بده

لبخندش را

آوازهایش را

همینطور سایه اش را

که و بیگاه از پشت پنجره ات گذشته بود…

شعر ضامن آهو , شعر در مورد ضامن آهو , شعر درباره ضامن آهو , شعر در وصف ضامن آهو

شعر نو رسول یونان

در روشنای کمرنگ نان

نمی شود

در ستایش خورشید چیزی نوشت

من نتوانستم

اجدادم نیز نتوانسته بودند

ما در ظلمت رنج ها زندگی می کنیم

هیچ‌کس نمی تواند

با الفبای تاریکی

در وصف روشنی بنویسد!

شعر نفاق , شعر در مورد نفاق , شعر درباره نفاق , شعر در وصف نفاق

شعر جدید رسول یونان

جاده های بی پایان را دوست دارم

دوست دارم باغ های بزرگ را

رودخانه های خروشان را

من تمام فیلم هایی که در آنها

زندانیان موفق به فرار می شوند

دوست دارم

دلتنگ رهایی ام

دلتنگ نوشیدن خورشید

بوسیدن خاک

لمس آب

شعر کنار هم بودن , شعر در مورد کنار هم بودن , شعر درباره کنار هم بودن , شعر در وصف کنار هم بودن

شعر لبخند رسول یونان

در من یک محکوم به حبس ابد

پیر و خمیده

با ذره بینی در دست

نقشه های فرار را مرور می کند

شعر ضایع شدن , شعر در مورد ضایع شدن , شعر درباره ضایع شدن , شعر در وصف ضایع شدن

بهترین شعر رسول یونان

آتش و آدم

ترکیبی نامتجانس است

من از میان این آتش گر گرفته

در رویاها و عشق ها

غیر ممکن است سالم برگردم

شعر راستگویی , شعر در مورد راستگویی , شعر درباره راستگویی , شعر در وصف راستگویی

شعر تولد رسول یونان

بازگشت من

اندوه بار خواهد بود

کاش مثل نان بودم

چه زیبا بر می گردد

از سفر آتش!

شعر ایران , شعر در مورد ایران , شعر درباره ایران , شعر در وصف ایران

اشعار ترکی رسول یونان

این چشمه نباید بند بیاید

میخک‌هایی که در قلب‌ها شکوفا شده‌اند

از تشنگی می‌خشکند

شعر نوروز , شعر در مورد نوروز , شعر درباره نوروز , شعر در وصف نوروز

شعر ترکی از رسول یونان

اگر دوست‌داشتن را فراموش نکنی

تمام زیبایی‌ها را به یاد خواهی آورد.

شعر ظلم و ستم , شعر در مورد ظلم و ستم , شعر درباره ظلم و ستم , شعر در وصف ظلم و ستم

 

شعر های ترکی رسول یونان

وقتی سیگارت را

در قلب ماهی

که به پنجره تابیده است خاموش میکنی

یعنی دیوانه ای

نه یعنی تحقیر شده ای

و جهان

برای تو کوچک است

آن قدر کوچک که فیلی می تواند,

خیلی راحت

تمام دریاها را …

به یک جرعه بالا بکشد

پس سعی کن

با همه چیز کنار بیایی

شعر بی وفایی , شعر در مورد بی وفایی , شعر درباره بی وفایی , شعر در وصف بی وفایی

اشعار رسول یونان

فرار نکن

زمین به شکل احمقانه ای گرد است

شعر نوزاد پسر , شعر در مورد نوزاد پسر , شعر درباره نوزاد پسر , شعر در وصف نوزاد پسر

اشعار رسول یونان

این شهر

شهر قصه های مادر بزرگ نیست

که زیبا و آرام باشد

آسمانش را

هرگز آبی ندیده ام

شعر امید , شعر در مورد امید , شعر درباره امید , شعر در وصف امید

شعر رسول یونان

من از اینجا خواهم رفت

و فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه

کسی که می گریزد

از گم شدن نمی ترسد

شعر انتظار , شعر در مورد انتظار , شعر درباره انتظار , شعر در وصف انتظار

شعر رسول یونان پاییز

دریا را نمی شد

تانکر تانکر به شهر آورد

همین طور شهر را نمی شد

کامیون کامیون به ساحل برد

عمر مردی که

دریا و شهر را

یکسان دوست داشت

در جاده گذشت .

شعر انتقام , شعر در مورد انتقام , شعر درباره انتقام , شعر در وصف انتقام

نقد اشعار رسول یونان

مرگ در نمی زند

کلید می اندازد

مرگ اگر در بزند

که مرگ نیست

حتمن مامور مالیات است

و یا پستچی و یا مهمان…

او چهره ای محو دارد

و در گلویش…

مردگان سرفه می کنند

شعر اشک ریختن , شعر در مورد اشک ریختن , شعر درباره اشک ریختن , شعر در وصف اشک ریختن

اشعار جدید رسول یونان

آدم ها می گذرند

آدم ها از چشم هایم می گذرند

و سایه ی یکایکشان

بر اعماق قلبم می افتد

شعر پنجره , شعر در مورد پنجره , شعر درباره پنجره , شعر در وصف پنجره

بهترین اشعار رسول یونان

مگر می شود

از این همه آدم

یکی تو نباشی

لابد من نمی شناسمت

وگرنه بعضی از این چشم ها

این گونه که می درخشند

می توانند چشم های تو باشند…

شعر بی اعتنایی , شعر در مورد بی اعتنایی , شعر درباره بی اعتنایی , شعر در وصف بی اعتنایی

اشعار عاشقانه رسول یونان

داشتم از این شهر میرفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد

البته

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و

تو صدایم کنی

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی

اشعار رسول یونان

بستن تبلیغ