خانه » اس ام اس شعر » گلچین زیباترین اشعار خواجوی کرمانی

گلچین زیباترین اشعار خواجوی کرمانی

اشعار خواجوی کرمانی

اشعار خواجوی کرمانی,اشعار خواجوی کرمانی با معنی,دیوان اشعار خواجوی کرمانی,شعر خواجوی کرمانی ملک سلیمان,دانلود اشعار خواجوی کرمانی,اشعار عاشقانه خواجوی کرمانی,زیباترین اشعار خواجوی کرمانی,اشعار کوتاه خواجوی کرمانی,معنی اشعار خواجوی کرمانی,شعر خواجوی کرمانی با معنی,شعر های خواجوی کرمانی با معنی,دیوان اشعار خواجو کرمانی,مجموعه اشعار خواجوی کرمانی,دانلود مجموعه اشعار خواجوی کرمانی,دانلود رایگان اشعار خواجوی کرمانی,شعر عاشقانه از خواجوی کرمانی,شعر های عاشقانه خواجوی کرمانی,شعر کوتاه خواجوی کرمانی,اشعار کوتاه از خواجوی کرمانی,شعر کوتاه از خواجوی کرمانی,شعرهای کوتاه از خواجوی کرمانی,شعر های کوتاه خواجوی کرمانی,معنی شعر خواجوی کرمانی,معنی شعر ترنج خواجوی کرمانی,شعر خواجوی کرمانی,شعر خواجوی کرمانی با معنی,شعر خواجوی کرمانی ملک سلیمان,شعر خواجوی کرمانی,شعر خواجو کرمانی,شعر ترنج خواجوی کرمانی,شعری خواجوی کرمانی,معنی شعر خواجوی کرمانی,سبک شعر خواجوی کرمانی,شعر زیبای خواجوی کرمانی,شعر های خواجوی کرمانی با معنی,شعر از خواجوی کرمانی,شعری از خواجوی کرمانی,شعر از خواجو کرمانی,شعر های خواجو کرمانی,معنی شعر ترنج خواجوی کرمانی,معنی شعر ترنج از خواجوی کرمانی,شعرهای خواجوی کرمانی با معنی,شعرهای خواجو کرمانی,شعری از خواجوی کرمانی بامعنی,شعری درباره خواجوی کرمانی,معنی شعر نیایش از خواجوی کرمانی,معنی شعر ملک سلیمان از خواجوی کرمانی,معنی شعر گل و نوروز از خواجوی کرمانی,معنی شعر گله از یار از خواجوی کرمانی,تجلی صورت و معنی در شعر خواجوی کرمانی,سبک شعری خواجوی کرمانی,شعر زیبا خواجوی کرمانی,اشعار زیبای خواجو کرمانی,شعر های زیبای خواجوی کرمانی

اشعار خواجوی کرمانی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد خواجوی کرمانی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

یاد باد آنکه به روی تو نظر بود مرا

رخ و زلفت عوض شام و سحر بود مرا

شعر امام حسن , شعر در مورد امام حسن , شعر در وصف امام حسن , شعر درباره امام حسن

اشعار خواجوی کرمانی

گفتا تو از کجایی کاشفته می‌نمایی

گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

شعر کوچه , شعر در مورد کوچه , شعر درباره کوچه , شعر در وصف کوچه

اشعار خواجوی کرمانی با معنی

ای که هر دم عنبرت بر نسترن چنبر شود

سنبل از گل برفکن تا خانه پر عنبر شود

شعر فکر کردن , شعر در مورد فکر کردن , شعر درباره فکر کردن , شعر در وصف فکر کردن

دیوان اشعار خواجوی کرمانی

درد محبت، درمان ندارد

راه مودت، پایان ندارد

شعر فاصله , شعر در مورد فاصله , شعر درباره فاصله , شعر در وصف فاصله

شعر خواجوی کرمانی ملک سلیمان

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی

به تو از تو راه جویم به نشان بی‌نشانی

شعر کعبه دل , شعر در مورد کعبه دل , شعر درباره کعبه دل , شعر در وصف کعبه دل

دانلود اشعار خواجوی کرمانی

گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی

گفت از آن روی که دل دادی و جان نسپردی

شعر فراق , شعر در مورد فراق , شعر درباره فراق , شعر در وصف فراق

اشعار عاشقانه خواجوی کرمانی

ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم

در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم

شعر فرشته , شعر در مورد فرشته , شعر درباره فرشته , شعر در وصف فرشته

زیباترین اشعار خواجوی کرمانی

یاد باد آنکه ز نظاره رویت همه شب

در مه چارده تا روز نظر بود مرا

شعر قدر نشناسی , شعر در مورد قدر نشناسی , شعر درباره قدر نشناسی , شعر در وصف قدر نشناسی

اشعار کوتاه خواجوی کرمانی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری

گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

شعر امام حسین , شعر در مورد امام حسین , شعر درباره امام حسین , شعر در وصف امام حسین

معنی اشعار خواجوی کرمانی

از هزاران دل یکی را باشد استعداد عشق

تا نگویی درصدف هر قطره‌ای گوهر شود

شعر امام سجاد , شعر در مورد امام سجاد , شعر درباره امام سجاد , شعر در وصف امام سجاد

شعر خواجوی کرمانی با معنی

از جان شیرین ممکن بود صبر

اما ز جانان امکان ندارد

شعر قدر یکدیگر را دانستن , شعر در مورد قدر یکدیگر را دانستن , شعر درباره قدر یکدیگر را دانستن , شعر در وصف قدر یکدیگر را دانستن

شعر های خواجوی کرمانی با معنی

چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می‌نماید

رخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی

شعر ماه خرداد , شعر در مورد ماه خرداد , شعر درباره ماه خرداد , شعر در وصف ماه خرداد

دیوان اشعار خواجو کرمانی

گفتمش جان ز غمت دادم و سر بنهادم

گفت خوش باش که اکنون ز کفم جان بردی

شعر گیسو , شعر در مورد گیسو , شعر درباره گیسو , شعر در وصف گیسو

مجموعه اشعار خواجوی کرمانی

گفتند که جان در قدمش ریز و ببر جان

جان نیز بدادیم و به جانان نرسیدیم

شعر لیلی و مجنون , شعر در مورد لیلی و مجنون , شعر درباره لیلی و مجنون , شعر در وصف لیلی و مجنون

دانلود مجموعه اشعار خواجوی کرمانی

یاد باد آنکه ز رخسار تو هر صبحدمی

افق دیده پر از شعله خور بود مرا

شعر ثریا , شعر در مورد ثریا , شعر درباره ثریا , شعر در وصف ثریا

دانلود رایگان اشعار خواجوی کرمانی

گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی

گفتم که خوش نوایی از باغ بینوایی

شعر گذشته , شعر در مورد گذشته , شعر درباره گذشته , شعر در وصف گذشته

شعر عاشقانه از خواجوی کرمانی

هر که را وجدی نباشد کی بغلتاند سماع

آتشی باید که تا دودی بروزن برشود

شعر گذشت , شعر در مورد گذشت , شعر درباره گذشت , شعر در وصف گذشت

شعر های عاشقانه خواجوی کرمانی

آن را که در جان عشقی نباشد

دل بر کن از وی کو جان ندارد

شعر قلب , شعر در مورد قلب , شعر درباره قلب , شعر در وصف قلب

شعر کوتاه خواجوی کرمانی

تو چه معنی لطیفی که مجرد از دلیلی

تو چه آیتی شریفی که منزه از بیانی

شعر یاد خدا , شعر در مورد یاد خدا , شعر درباره یاد خدا , شعر در وصف یاد خدا

اشعار کوتاه از خواجوی کرمانی

گفتمش در شکرت چند به حسرت نگرم

گفت درخویش نگه کن که به چشمش خردی

شعر یار , شعر در مورد یار , شعر درباره یار , شعر در وصف یار

شعر کوتاه از خواجوی کرمانی

گشتیم گدایان سر کویش و هرگز

در گرد سراپرده سلطان نرسیدیم

شعر وطن , شعر در مورد وطن , شعر درباره وطن , شعر در وصف وطن

شعرهای کوتاه از خواجوی کرمانی

یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تو

نقل مجلس همه بادام و شکر بود مرا

یاد باد آنکه ز روی تو و عکس می ناب

دیده پر شعشعه شمس و قمر بود مرا

شعر باران , شعر در مورد باران , شعر درباره باران , شعر در وصف باران

شعر های کوتاه خواجوی کرمانی

یاد باد آنکه گرم زهره گفتار نبود

آخر از حال تو هر روز خبر بود مرا

یاد باد آنکه چو من عزم سفر می‌کردم

بر میان دست تو هر لحظه کمر بود مرا

شعر بچه , شعر در مورد بچه , شعر درباره بچه , شعر در وصف بچه

معنی شعر خواجوی کرمانی

یاد باد آنکه برون آمده بودی به وداع

وز سر کوی تو آهنگ سفر بود مرا

یاد باد آنکه چو خواجو ز لب و دندانت

در دهان شکر و در دیده گهر بود مرا

شعر ماه فروردین , شعر در مورد ماه فروردین , شعر درباره ماه فروردین , شعر در وصف ماه فروردین

معنی شعر ترنج خواجوی کرمانی

گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی

گفتم به می پرستی جستم ز خود رهایی

گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی

گفتم که توبه کردم از زهد و پارسایی

شعر کافه , شعر در مورد کافه , شعر درباره کافه , شعر در وصف کافه

شعر خواجوی کرمانی

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم

گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی

شعر حج , شعر در مورد حج , شعر درباره حج , شعر در وصف حج

شعر خواجوی کرمانی با معنی

گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی

گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ای هوایی

گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند

گفتم حدیث مستان سری بود خدایی

شعر جوانی , شعر در مورد جوانی , شعر درباره جوانی , شعر در وصف جوانی

شعر خواجوی کرمانی ملک سلیمان

چشم را در بند تا در دل نیاید غیر دوست

گر در مسجد نبندی سگ به مسجد در شود

از دو عالم دست کوته کن چو سرو آزاده‌وار

کانکه کوته دست باشد در جهان سرور شود

شعر بهشت , شعر در مورد بهشت , شعر درباره بهشت , شعر در وصف بهشت

شعر خواجوی کرمانی

نور نبود هر درونی را که در وی مهر نیست

آتشی چون برفروزی خانه روشن‌تر شود

مؤمنی کو دل به دست عشق بت‌رویی سپرد

گر به کفر زلفش ایمان آورد کافر شود

شعر چرخ گردون , شعر در مورد چرخ گردون , شعر درباره چرخ گردون , شعر در وصف چرخ گردون

شعر خواجو کرمانی

می‌نویسم شعر بر طومار و می‌شویم به اشک

برامید آنکه شعر سوزناکم تر شود

همچو صبح ار صادقی خواجو مشو خالی ز مهر

کانکه روز مهر ورزیدست نیک اختر شود

شعر جدایی , شعر در مورد جدایی , شعر درباره جدایی , شعر در وصف جدایی

شعر ترنج خواجوی کرمانی

ذوق فقیران خاقان نیابد

عیش گدایان سلطان ندارد

ای دل ز دلبر پنهان چه داری

دردی که جز او درمان ندارد

شعر جاده , شعر در مورد جاده , شعر درباره جاده , شعر در وصف جاده

شعری خواجوی کرمانی

باید که هر کو بیمار باشد

درد از طبیبان پنهان ندارد

در دین خواجو مؤمن نباشد

هر کو به کفرش ایمان ندارد

شعر چهره زیبا , شعر در مورد چهره زیبا , شعر درباره چهره زیبا , شعر در وصف چهره زیبا

معنی شعر خواجوی کرمانی

ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده

ز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی

همه پرتو و تو شمعی همه عنصر و تو روحی

همه قطره و تو بحری همه گوهر و تو کانی

شعر چای , شعر در مورد چای , شعر درباره چای , شعر در وصف چای

سبک شعر خواجوی کرمانی

چو تو صورتی ندیدم همه مو به مو لطایف

چو تو سورتی نخواندم همه سر به سر معانی

به جنایتم چه بینی به عنایتم نظر کن

که نگه کنند شاهان سوی بندگان جانی

شعر دختر , شعر در مورد دختر , شعر درباره دختر , شعر در وصف دختر

شعر زیبای خواجوی کرمانی

به جز آه و اشک میگون نکشد دل ضعیفم

به سماع ارغنونی و شراب ارغوانی

دل دردمند خواجو به خدنگ غمزه خستن

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی

شعر استاد , شعر در مورد استاد , شعر درباره استاد , شعر در وصف استاد

شعر های خواجوی کرمانی با معنی

گفتمش چند کنم ناله و افغان از تو

گفت خاموش که ما را به فغان آوردی

گفتمش هم‌نفسم ناله وآه سحرست

گفت فریاد ز دست تو که بس دم سردی

شعر باد , شعر در مورد باد , شعر درباره باد , شعر در وصف باد

شعر از خواجوی کرمانی

گفتمش رنگ رخم گشت ز مهر تو چو کاه

گفت بر من بجوی گر تو به حسرت مردی

گفتمش در تو نظر کردم و دل بسپردم

گفت آخر نه مرا دیدی و جان پروردی

شعر یاد دوست , شعر در مورد یاد دوست , شعر درباره یاد دوست , شعر در وصف یاد دوست

شعری از خواجوی کرمانی

گفتمش بلبل بستان جمال تو منم

گفت پیداست که برگرد قفس می‌گردی

گفتمش کز می لعل تو چنین بی‌خبرم

گفت خواجو خبرت هست که مستم کردی

شعر آرامش , شعر در مورد آرامش , شعر درباره آرامش , شعر در وصف آرامش

شعر از خواجو کرمانی

چون سایه دویدیم به سر در عقبش لیک

در سایه آن سرو خرامان نرسیدیم

رفتیم که جان بر سر میدانش فشانیم

از سر بگذشتیم و به میدان نرسیدیم

شعر آفتاب , شعر در مورد آفتاب , شعر درباره آفتاب , شعر در وصف آفتاب

شعر های خواجو کرمانی

چون ذره سراسیمه شدیم از غم و روزی

در چشمه خورشید درفشان نرسیدیم

در تیرگی هجر بمردیم و ز لعلش

هرگز به لب چشمه حیوان نرسیدیم

شعر آینه , شعر در مورد آینه , شعر درباره آینه , شعر در وصف آینه

معنی شعر ترنج خواجوی کرمانی

ایوب صبوریم که از محنت کرمان

چون یوسف گم گشته به کنعان نرسیدیم

از زلف تو زنار ببستیم و چو خواجو

در کفر بماندیم و به ایمان نرسیدیم

شعر دروغ , شعر در مورد دروغ , شعر درباره دروغ , شعر در وصف دروغ

معنی شعر ترنج از خواجوی کرمانی

مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا 

چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا

شعر یتیم نوازی , شعر در مورد یتیم نوازی , شعر درباره یتیم نوازی , شعر در وصف یتیم نوازی

شعرهای خواجوی کرمانی با معنی

  ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را 

وین جامهٔ نیلی ز من بستان و در ده جام را

شعر حسود , شعر در مورد حسود , شعر درباره حسود , شعر در وصف حسود

شعرهای خواجو کرمانی

  ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را 

می پرستانیم در ده بادهٔ گلفام را

شعر حماقت , شعر در مورد حماقت , شعر درباره حماقت , شعر در وصف حماقت

شعری از خواجوی کرمانی بامعنی

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا 

رخ و زلفت عوض شام و سحر بود مرا

شعر خاطره , شعر در مورد خاطره , شعر درباره خاطره , شعر در وصف خاطره

شعری درباره خواجوی کرمانی

دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا

  که نماندست کنون طاقت بیداد مرا

شعر خانواده , شعر در مورد خانواده , شعر درباره خانواده , شعر در وصف خانواده

معنی شعر نیایش از خواجوی کرمانی

مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را

در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را

شعر دنیا , شعر در مورد دنیا , شعر درباره دنیا , شعر در وصف دنیا

معنی شعر ملک سلیمان از خواجوی کرمانی

  رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را 

ور سلیمان ملک خواهد ننگرد بلقیس را

شعر دیدار , شعر در مورد دیدار , شعر درباره دیدار , شعر در وصف دیدار

معنی شعر گل و نوروز از خواجوی کرمانی

  آن نقش بین که فتنه کند نقش‌بند را 

و آن لعل لب که نرخ شکستت قند را

شعر دست , شعر در مورد دست , شعر درباره دست , شعر در وصف دست

معنی شعر گله از یار از خواجوی کرمانی

مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را 

در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را

شعر بخت و اقبال , شعر در مورد بخت و اقبال , شعر درباره بخت و اقبال , شعر در وصف بخت و اقبال

تجلی صورت و معنی در شعر خواجوی کرمانی

این بوی بهاراست که از صحن چمن خاست

یا نکهت مشک است کز آهوی ختن خاست

شعر دوست داشتن , شعر در مورد دوست داشتن , شعر درباره دوست داشتن , شعر در وصف دوست داشتن

سبک شعری خواجوی کرمانی

دل گر خطری دارد از جان خطرش نبود

از جان خطرش نبود دل گر خطری دارد

شعر یزد , شعر در مورد یزد , شعر درباره یزد , شعر در وصف یزد

شعر زیبا خواجوی کرمانی

آب آتش میبرد خورشید شب‌پوش شما 

میرود آب حیات از چشمهٔ نوش شما

شعر خانه , شعر در مورد خانه , شعر درباره خانه , شعر در وصف خانه

اشعار زیبای خواجو کرمانی

بگوئید ای رفیقان ساربان را

که امشب باز دارد کاروان را

شعر روزگار , شعر در مورد روزگار , شعر درباره روزگار , شعر در وصف روزگار

شعر های زیبای خواجوی کرمانی

پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست

بلکه آنست سلیمان که ز ملک آزادست

شعر صلح و آشتی , شعر در مورد صلح و آشتی , شعر درباره صلح و آشتی , شعر در وصف صلح و آشتی

اشعار خواجوی کرمانی

  اگرم زار کشی می‌کش و بیزار مشو 

زاریم بین و ازین بیش میازار مرا

شعر حضرت ابوالفضل العباس , شعر در مورد حضرت ابوالفضل العباس , شعر درباره حضرت ابوالفضل العباس , شعر در وصف حضرت ابوالفضل العباس

اشعار خواجوی کرمانی با معنی

  چون بندگان خاص را امشب به مجلس خوانده‌ئی 

در بزم خاصان ره مده عامان کالانعام را

شعر ثروت , شعر در مورد ثروت , شعر درباره ثروت , شعر در وصف ثروت

دیوان اشعار خواجوی کرمانی

  زاهدانرا چون ز منظوری نهانی چاره نیست

  پس نشاید عیبت کردن رند درد آشام را

شعر حضرت فاطمه , شعر در مورد حضرت فاطمه , شعر درباره حضرت فاطمه , شعر در وصف حضرت فاطمه

شعر خواجوی کرمانی ملک سلیمان

  یاد باد آنکه ز نظارهٔ رویت همه شب

در مه چارده تا روز نظر بود مرا

شعر حضرت زینب , شعر در مورد حضرت زینب , شعر درباره حضرت زینب , شعر در وصف حضرت زینب

دانلود اشعار خواجوی کرمانی

  راز من جمله فرو خواند بر دشمن و دوست 

اشک ازین واسطه از چشم بیفتاد مرا

شعر ماه آبان , شعر در مورد ماه آبان , شعر درباره ماه آبان , شعر در وصف ماه آبان

اشعار عاشقانه خواجوی کرمانی

  جام صبوحی نوش کن قول مغنی گوش کن 

درکش می و خاموش کن فرهنگ بی‌فرهنگ را

شعر ماه آذر , شعر در مورد ماه آذر , شعر درباره ماه آذر , شعر در وصف ماه آذر

زیباترین اشعار خواجوی کرمانی

اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی

که کار زنده‌دلان عشق بازی است نه بازی

 مرا بجور رقیبان مران ز کوی حبیبان

درون کعبه چه باک از مخالفان حجازی

شعر تواضع , شعر در مورد تواضع , شعر درباره تواضع , شعر در وصف تواضع

اشعار کوتاه خواجوی کرمانی

میان حلقهٔ رندان مگو ز توبه و تقوی

بیان عشق حقیقی مجو ز عشق مجازی

 مکن ملامت رامین اگر ملازم ویسی

مباش منکر محمود اگر مقر ایازی

شعر مو , شعر در مورد مو , شعر درباره مو , شعر در وصف مو

معنی اشعار خواجوی کرمانی

بمیر بر سر کویش گرت بود سر کویش

که پیش اهل حقیقت شهید باشی و غازی

 کنند گوشه‌نشینان کنج خلوت چشمم

هزار میخی مژگان بخون دیده نمازی

شعر تابستان , شعر در مورد تابستان , شعر درباره تابستان , شعر در وصف تابستان

شعر خواجوی کرمانی با معنی

به تیرگی و درازی شبی چو دوش ندیدم

اگر چه زلف تو از دوش بگذرد بدرازی

 متاب روی ز مهر ار چه آفتاب منیر

بحسن خویش مناز ار چه در تنعم و نازی

شعر یلدا , شعر در مورد یلدا , شعر درباره یلدا , شعر در وصف یلدا

شعر های خواجوی کرمانی با معنی

بزیر پای تو خواجو اگر چه مور بمیرد

ترا خبر نبود بر فراز ابرش تازی

 اگر چه بلبل باغ محبتست ولیکن

مگس چگونه کند پیش باز دعوی بازی

شعر اعتماد , شعر در مورد اعتماد , شعر درباره اعتماد , شعر در وصف اعتماد

دیوان اشعار خواجو کرمانی

چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی

به خون ما خطی آوردی و خطا کردی

 گرت کدورتی از دوستان مخلص بود

چرا برفتی و با دشمنان صفا کردی

شعر روزه , شعر در مورد روزه , شعر درباره روزه , شعر در وصف روزه

مجموعه اشعار خواجوی کرمانی

کنون که قامت من در پی تو شد چو کمان

دل مرا هدف ناوک بلا کردی

 به خشم رفتی و اشکت ز پی دوانیدم

چو رفت آب رخم عزم ماجرا کردی

شعر سفر , شعر در مورد سفر , شعر درباره سفر , شعر در وصف سفر

دانلود مجموعه اشعار خواجوی کرمانی

چرا چو گیسوی مشکین خویشتن در تاب

شدی و پیرهن صبر من قبا کردی

 ز دیده رفتی و از دل نمی‌روی بیرون

در آن خرابه ندانم چگونه جا کردی

شعر ماه شهریور , شعر در مورد ماه شهریور , شعر درباره ماه شهریور , شعر در وصف ماه شهریور

دانلود رایگان اشعار خواجوی کرمانی

اگر چنانکه ز چشمم شدی حکایت کن

کز آب چون بگذشتی مگر شنا کردی

 چو پیش اسب تو دیدی که می‌نهادم رخ

بشه رخم زدی و بردی و دغا کردی

شعر طبیعت , شعر در مورد طبیعت , شعر درباره طبیعت , شعر در وصف طبیعت

شعر عاشقانه از خواجوی کرمانی

کدام وقت ز احوال ما بپرسیدی

کدام روز نگاهی به سوی ما کردی

 طبیب درد دل خستگان توئی لیکن

که دیده است که رنج کسی دوا کردی

شعر ماه تیر , شعر در مورد ماه تیر , شعر درباره ماه تیر , شعر در وصف ماه تیر

شعر های عاشقانه خواجوی کرمانی

چو در طریق محبت قدم زدی خواجو

ز دست رفتی و سر در سر وفا کردی

شعر امام محمد باقر , شعر در مورد امام محمد باقر , شعر درباره امام محمد باقر , شعر در وصف امام محمد باقر

شعر کوتاه خواجوی کرمانی

ای پسر دامن اهل قدم از دست مده

ورت از دست بر آید کرم از دست مده

 چون کسی نیست که با او نفسی بتوان برد

برو و همدم خود باش و دم از دست مده

شعر پدر و دختر, شعر در مورد پدر و دختر, شعر درباره پدر و دختر, شعر در وصف پدر و دختر

اشعار کوتاه از خواجوی کرمانی

در فنا محو شو و گنج بقا حاصل کن

بگذر از ملک وجود و عدم از دست مده

 شادی وصل اگرت دست نخواهد دادن

هجر را باش و سر کوی غم از دست مده

شعر زن, شعر در مورد زن, شعر درباره زن, شعر در وصف زن

شعر کوتاه از خواجوی کرمانی

اگر از توبه و سالوس ندامت داری

با ندیمان بسر آر و ندم از دست مده

 خرقه از پیرمغان گیر و گرت دست دهد

کنج بتخانه و روی صنم از دست مده

شعر توبه , شعر در مورد توبه , شعر در وصف توبه , شعر درباره توبه

شعرهای کوتاه از خواجوی کرمانی

چون یقینی که همه ملکت جم بر بادست

پشت پائی بزن و جام جم از دست مده

 یار اگر طالب درد تو بود درمان چیست

از دوا روی بتاب و الم از دست مده

شعر زیبایی , شعر در مورد زیبایی , شعر در وصف زیبایی , شعر درباره زیبایی

شعر های کوتاه خواجوی کرمانی

گر چه آن خسرو خوبان ندهد داد کسی

خاک برسر کن و پای علم از دست مده

 وگر از پای فتادی و نشد کارت راست

آن سر زلف پر از پیچ و خم از دست مده

 چون شدی معتکف کعبه قربت خواجو

در طواف آی و حریم حرم از دست مده

اشعار خواجوی کرمانی