خانه » اس ام اس شعر » گلچین اشعار عاشقانه علی عبدالرضایی

گلچین اشعار عاشقانه علی عبدالرضایی

اشعار علی عبدالرضایی

اشعار علی عبدالرضایی ،اشعار علی عبدالرضایی،متن اشعار علی عبدالرضایی،شعر علی عبدالرضایی،متن شعر علی عبدالرضایی , بهترین اشعار علی عبدالرضایی , عاشقانه ترین اشعار علی عبدالرضایی , جدید ترین اشعار علی عبدالرضایی

اشعار علی عبدالرضایی

در این مطلب از سایت جسارت بهترین اشعار علی عبدالرضایی را در بخش اس ام اس شعر برای شما تهیه کرده ایم .امیدواریم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد

وصال در کنار و من به جمهوری ِ…نام سابقش چه بود؟    شاه رفته ام

سراغ جفت شش یه آس    با سری که تازه تاس شد   سراغ ماه رفته ام

علامتی که راه داشت      بای بای ِآخر تو بود

و من به شوق مقصدی که در تو داشتم

مدام توی خوابم اشتباه رفته ام

منی که سالها پی تو با صدای های های گریه از میان خنده های قاه قاه رفته ام

چگونه و چه ریختی      چگونه آب را تنم کنم؟

تمام رودخانه ها به آب پشت کرده اند

به انتهای چاه رفته ام

تو را به اشکهای خود صلیب بسته ام و تا تمام ابرهای دور

قطره قطره آه آه رفته ام

به شکل در هم ِهزار غم درآمدم    نشد!

به عمق چشمهای آبی و سیاه رفته ام      نشد!

حصارها بلند بود

و قدِ من کفاف دیدن تو را نداد

بیا که من بزرگتر شد و سکوت کوچه از تمام شب گذشت

حصارها فروترند و جاده ها تهی      تو نیستی

مرا به من سپرده ای وچادر اقامتم به هر کجا که خواستی نشانده ای

چنان گریختی که روی سنگفرش کوچه ها صدای پای من هنوز می رود

پی تو از حصارهای کاهگل گذشته ام

کنار ساحل ایستاده ام

شماره کرده ام تمام موج های رفته را

به رفته گان سپرده ام   که وقت آمدن تو را بیاورند…

اشعار علی عبدالرضایی

اگر سوالی بلند نکنیم

پاسخی پیدا نمی شود

دیروز را اگر درست تعریف نکنیم

فردا دوباره تحریف می شود …

اشعار علی عبدالرضایی

مادرم به راهی پدرم ….به سمتی دیگر

و هر عزیزم هر که آمد گفت این طرف!

هنوز در همان چار راهم ….بی طرفم!

می توانم به هر چه گوش بسپارم و نشنوم

دارم به اطرافم نگاه می کنم و نمی بینم!

ترن نیستم که روی ریل هی برود برگردد!

رودخانه ام! در رحم خودم راه می روم جامعه آنجاست!

متن اشعار علی عبدالرضایی

این دیوار به خشت اول هم قناعت می کرد

و هیچ گاهی مرا انجام نمی داد

دو دستی دوستم بدار را می خواست

که ناگهان از پنجره بیرون رفت روزی

تا ادامه کشدار هرچه بند رخت…

این دست لعنتی

و همسرم در اتاق مجاور گم شد

شعر علی عبدالرضایی

بر چهره ات مهربانی هیچ دستی رسم نمی شود

که آن دریا برای بودن حوصله را هم غرق کرد

که آن چشم ها عزیزم! برای گریه معنا نمی دهد

از برکه هم پرهیز می کنی
می دانم!

آبی ندارم که با آتش تو آشتی کنم

دیوانه نیستم که به آن جزیره تنها شک

متن شعر علی عبدالرضایی

شب سیاهش را در آورده است

و یک جفت دستستاره ها را در زباله دان پشت ابر

ها ریخته است

تازه دارد روز می آورد این پنجره ها

خوبی!؟

چرا با زمین و من این همه دوری؟

دیری!الو

الو!

دست های من این روز ها را سنگ می زند

و تو اصلا زنگ نمی زنی که ببینی چه می کنم تهِ دنیا

بهترین اشعار علی عبدالرضایی

می نشینم

ایستاده است

می ایستم

ایستاده است

چه می خواهد

نمی دانم!

نمی خوابم

ولی خواب می بینم که افتاده است

در شعر هام

این دیوار!

عاشقانه ترین اشعار علی عبدالرضایی

نه صدای آبی جویی

نه آرامی گفتگویی

آدمی

تنهایی بزرگی است

از این همه است

که گاهی گریه اش می گیرد

جدید ترین اشعار علی عبدالرضایی

شاید آنجا نرسیدیم به هر جا که تویی

امشبی را که نرفته است در آغوشم باش

عمر را در سفر از حاشیه طی خواهم شد

پی عاشق شده ام سوی تو هی خواهم شد

گرچه از درد در این ساز نمی بینم سوز

تو اگر دم بزنی ناله نی خواهم شد

آسمان کاش دلی داشت و از من می کند

کاش می گفت که هم بال تو کی خواهم شد

اشعار علی عبدالرضایی

برای مرگ تو گریه کوچک است عزیزم!

به من قول داده‌اند

قول داده‌اند چنارت کنند

چناری

کنارِ جو باریکه‌ای که رفته رفته خودش را گود می‌کند

متن اشعار علی عبدالرضایی

در قتل عام کلماتم

سر سطر آخر را زدند

و خون مثل مرکب به جان کاغذ افتاده‌ست

بهترین اشعار علی عبدالرضایی

همه آنجایند

کسی به این تک و تنها

بها نمی‌دهد

نه کادویی

نه اهدای آرزوی خوشی

و نه حتی استخوانی لاغر

که تقدیم شده باشد جای پاپیون

اشعار علی عبدالرضایی

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد اسم شراره

شعر با ق

شعر با ن

شعر در مورد اسم یلدا

شعر با ف